its about time

پیشنهاد کاربران

وقتشه یا خیلی وقته منتظرشم که اتفاق بیفته
کاری رو زود انجام دادن
not soon & mot late
در یک بازه زمانی کوتاه
وقتش رسیده که
Very soon وقتشه ، زود یا فورا
موقع اش است که
دیگر وقتش بود
دیگر وقت آن رسیدن که. . .
چیزی باید حالا یا بزودی انجام شود
Used to say that you think sb should do sth very soon

( دیگه وقتشه )
اگر در جمله فاعل باشد فعل پس از عبارت حتما باید ماضی باشد ولی اگر بجای آن to بیاید و فاعلی در جمله نباشد باید فعل مضارع شود :
it's about time we got a car
it's about time to get a car
✅همین الان باید انجام بگیره، زمان درست الانه، خیلی زود باید انحام بگیره و. . .

✅تمام معانی که به معانی بالا می خورند درست می باشد؛چون اینها تنها اصطلاحات زبان انگلیسی هستند و کمی معنیِ کلمه کلمه ی انگلیسی به فارسی شان جور در نمیاد!مثل این همه اصطلاحاتی که ما تو زبان خودمونم داریمشون. . .


تقدیم به دوستداران زبان انگلیسی🌺🌻🌹🌸💐🌷
An expression used to emphasize that something should have occurred a long time ago.

It's about time that high schools taught their students about basic banking and finance.
باید زودتر از این. . .
Well, it's about time you got here—I've been waiting for an hour! باید زودتر از این می رسیدی اینجا - یک ساعته که منتظرت موندم.
It's about time that high schools taught their students about basic banking and finance.
مدارس زودتر از این باید مسایل بانداری و مالی ابتدایی رو به دانش آموزان آموزش بدند.
A: "He finally moved out of his parents' house. " B: "About time! He's 40 years old. "
نفر اول:اون بلاخره خونه ی پدر و مادرش ترک کرد. نفر دوم: باید زودتر از این اقدام می کرد! الان 40 سالشه.

دیگر وقتش است. . .
الان دیگه باید انجامش داده باشی
دیرو زود داره ولی سوخت و سوز نداره
It's later than expected
وقتشه یا زمان انجام اون کاره
این اصطلاح دو معنی دارد:
۱. وقتشه این اتفاق بیفته. ( در این حالت فعل با to می آید )
۲. زودتر از اینا باید این اتفاق می افتاد.
2 معنی میدهد :
دیگه وقتشه . . .
زودتر از اینها باید . . . .
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما