پیشنهادهای علیرضا ایرانی نیا (٦,٦٦٤)
شهر روسچوک Rustchuk یا Roustchouk شهری در شمال بلغارستان است، واقع در حاشیه رود دانوب. روسچوک شهری اسلامی بود که در دوره عثمانی احداث شد و به یکی از ...
سیلیستریا Silistria یا Silistra بندری در حاشیه رود دانوب است. در سال ۱۳۸۸ میلادی به قلمرو عثمانی ضمیمه شد.
همان ینگی چریک است، حسن بیگ روملو در کتاب احسن التواریخ این نام را به صورت ینگی چری آورده است. شکل نزدیکتر آن به فارسی ینگی چریک است، مرکب از دو واژه ...
پاتریمونیالیسم Patriarchalism به معنی رهبری موروثی است.
( اسکاتلند ) لباس زیر گرم، زیر دامنی، ژوپون.
زمان گذشته و اسم مفعول: wring. واپیچیدن.
خشمگین، غضبناک، برآشفته، سبع، ظالم.
نوک نویسنده.
میز تحریر.
پیچ خورده، تاب خورده، درهم پیچیده، عبوس.
نوک نوشتن و خواندن.
رای کتبی، رای دادن به کسی که نامش در لیست کاندیدهای حزبی نیست.
نوک نوشتن، نوک نویسنده. نوک نوشتن، نوک نویسنده.
قابل درج، نوشتنی.
پیچ و خم دار، چیزیکه میلولد.
پیچیده، تافته، دور هم انداخته، حلقه حلقه شده.
ویرانگر، مخرب، خراب کننده، مسبب خرابی.
غیرمجروح، زخمی نشده، بی جراحت.
گیاه خیسانده که هنوز تخمیر نشده، مخمر آبجو.
پشم ریشته، پشم تابیده، پشم اعلی، پارچه پشمی.
بی احترام، غیر محترم، ناشایسته.
پریشانی، اضطراب، ناراحتی، غم زدگی، اشکال.
خارا گوش، افسنطین، برنجاسف کوهی.
تخم درمنه، داروی ضد کرم.
( =pinkroot ) داروی ضد کرم
زمین لرزه، تکان دهنده، بسیار مهم.
جنگ جهانی.
طرفدار حکومت جهانی.
جهان نیرو، ابرنیرو، قدرت دنیوی، قدرت جهانی، کشور بسیار قوی.
طرفداری از حکومت جهانی، ائتلاف دول.
زن کارگر، کارگر زن.
قهرمان، شخص برتر از اقران، بی نظیر.
( workshop ) اتاق کار، کارگاه
بیمه ئ کار، بیمه ئ ایام کار.
( workmanlike ) شایسته کارگر خوب، ایستادانه، ماهرانه، ماهر
کارگر، مزدبگیر، استادکار.
فضای کار.
انباره کار.
( work day ) روز کار، ساعت کار روزانه
( workfolk ) جماعت کارگر
( workfolks ) جماعت کارگر
جعبه ابزار.
کیف مخصوص وسائل کار، جعبه خیاطی.
وقفه در کار، تعطیل در کار.
اردوی کار، محل کار زندانیان.
کلمه پرداز.
غیرقابل بیان با لغات، خاموش، بی حرف.
دنیا پرست، دنیا دار.
کلمه گرا.
با سازمان کلمه ای.