پیشنهاد‌های علیرضا ایرانی نیا (٦,٦٤٨)

بازدید
٤,٠٨٦
تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( ophrenicz=schi ) مبتلا بجنون جوانی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ارگانیسم های ریز فاقد کلروفیل که جزء قارچ محسوبند.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

شبیه ارگانیسم های قارچی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تولید مثل بوسیله شکاف خوردن.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تولید مثل بوسیله شکاف یا تقسیم سلولی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( schistose ) متورق، مثل سنگ لوح.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( schistosoma ) کرمهای پهن، شیستوزوم.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( schistosome ) کرمهای پهن، شیستوزوم.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( schistous ) متورق، مثل سنگ لوح.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( shist ) شیست متورق.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

شقاق داشتن، جدا شدن از، تفرقه انداختن.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

( schism ) جدائی، شقاق، انفصال، اختلاف، ایجاد جدائی، تفرقه، اختلاف وتفرقه درکلیسا

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تفرقه جو.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( schismatical ) تفرقه انداز، تفرقه جویانه

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

قطعه نشاط انگیز وهزلی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تلفیق کننده، بدعتکار.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

صف زمان بندی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دارای عصای سلطنتی، شاه، شاهانه.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اردک قرمز آسیا واروپا وآمریکا.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پراکنده ساز.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سنجاق سینه.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

قالیچه کوچک.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مالیات عوارض.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( =coprophagous ) کثافت خوار، سرگین خوار

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دارای جای زخم، دارای نشان داغ یا نشان جراحت وزخم.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سلول آتشی، مریم سرخ. ( گیاه )

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( =scarlet fever ) ( طب ) تب مخملک

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دارای ظاهر خشک وپلاسیده، چروکیده خشک.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

شکافنده، تیغ زننده.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تیغ زدن، از رو شکافتن، نیش زدن، بهم زدن، شدیدا انتقاد کردن.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( scary ) ترسناک، ترسان

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ترساننده.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سوسک سرگین خوار بزرگ.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

( scaramouche ) ( باحرف بزرگ اسم خاص ) دلقک بزدل وکتک خور نمایش کودکان ایتالیا، عروسک دلقک نمای خیمه شب بازی، آدم بزدل وپست

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

آدم بی پروا وبی ملاحظه، اصلاح ناپذیر.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

وابسته به صعود، صعودی، بالارونده.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٥

دراخمان واژه ای ترکی است و به مترجم در حکومت عثمانی عنوان دراخمان داده میشد که پیشوند نام او قرار میگرفت بعنوان مثال دراخمان بابعالی، یا دراخمان رشید.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

میدان گلخانه بخشی از باغهایی است که در شرق سرای توپقاپی استانبول، محل سکونت سلطان، و در حاشیه دریای مرمره واقع بوده. خط شریف گلخانه در واقع خط همایون ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: اوبده � - bada ، پاره، دریده، فرسوده ( لباس ) . مثال: یک جامه اوبده را پوشیده آمده است. یا: این اوبده ها را براورده آتش ب ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: اوبّا � - bbo ندای تأسف. ( احتمالاً مخفف ای بابا باشد ) مثال: اوبّا، کار خوب نشده است دیه. اوبّا، کس به همین هم خفه میشود ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: اِنزلین، اِنیلین - Inzaylin Inzalin یعنی اینجور، اینطور. مثال: انزلین آدم را مسخره نکن، همین زلین آدم را خفه کرده ( رنجان ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: اندک مندک - معادل کم کمک، کم، ناچیز. مثال: چنان بسیار آوره است که اندک مندک نه، بیچاره اندک مندک غم نخورد. یعنی بیچاره خی ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: اندک - Andak کمی، یک خرده. مثلاً: از گندمتان اندک به من می دادید، اندک جنگ کرده بودم که از من رنجید، اندک دیر کردم، عذر م ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: انداختن - وانمود کردن، به وضع ( حالت ) غیر واقعی نشان دادن خود را. مثلاً من به وی گپ ( حرف ) میزنم، وی خودش را به خواب می ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تقطیع شعری، قرائت شعر با وزن.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( =climbing ) گیاه چسبنده و بالا رونده.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ایجاد افتضاح، فضاحت.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دوره ئ پویش.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

گیاه محموده، سقمونیا ( convolvulus scammonia ) .

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دارای باله های فلس دار. ( ماهی )