پیشنهادهای علیرضا ایرانی نیا (٦,٦٤٨)
کاکل.
( scallywag ، =scalawag ) نمایش و ارائه ارقام و اشکال از صور ساده بصور مشکل تدریجی
کنگره دار کننده.
جرب، خارش، کچلی، سعفه، کثیف، پست.
فلس مانند، ترازو مانند.
زره پولک دار.
جانور نحیف وکم ارزش، آدم رذل، جمهوری خواه.
حاصل ضرب عددی.
میزان، درجه، توزین.
سنگ مرمر نما.
مامیثا، مامیثای صحرائی. ( گیاه )
دله دار، دله مانند، جرب دار، دلمه بسته، کثیف، نکبتی.
خارش دار.
نتراشیده ونخراشیده کردن، ( درسنگ چینی ) زمخت وناصاف تهیه کردن.
گوینده.
نوازنده ساکسوفون.
شیپور برنجی دارای صدای بم.
سفرس، گیاه سنگروی.
( saxicoline ) سنگ زی، صخره زی، جانور سنگ زی
شیپور برنجی صدا بلند.
( saxicolous ) سنگ زی، صخره زی، جانور سنگ زی
موج دنده اره ای.
الوار مناسب برای اره کشی.
( simpleton ، =fool ) احمق، ساده لوح
اره تیز کن.
کلم پیچ.
( savvy ) ادراک، فهم، فهمیدن، درک کردن، زرنگ ودانا
مزه دار، خوش طعم.
خوش مزه، لذیذ.
قللک، صندوق پس انداز.
مای مرز، ریس. ( گیاه )
( سوسیس انگلیسی بسیار پر ادویه و خشک ) سیولوی، سوسیگ خشک کردن
( savable ) پس انداز کردنی، اندوختنی
شراب زرد نیمه شیرین.
( saveable ) پس انداز کردنی، اندوختنی
ماهی باریک اندام و دراز منقار اقیانوس اطلس.
ولگرد، پرسه زن.
وابسته به سوسماران، سوسماری، سوسمار.
آدم بیشرم، بچه پر رو.
وابسته به زحل.
اشباع کننده.
( روم قدیم ) جشن خدای زحل، عیاشی، هرزگی.
آزمایش اشباعی.
اشباع شدنی.
اشباع شده، سیر، بحد اشباع رسیده.
( افسانه یونان - روم ) خدای بذر کاری، زحل.
واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: اَنایی - Anoyi نادان، جاهلکم عقل، احمق. من انایی نیستم که به گپ ( حرف ) هر کس درایم. تو را انایی دانسته فریب کردنی شده اس ...
واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: اِلهق شدن، الحاق شدن، ملحق شدن، به چیزی سخت مشتاق بودن، سخت انتظار کشیدن. الهق شده شیشتیم ( نشستیم ) که ما را ضیافت میکنی ...
واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: النگه - Alanga زبانه، اَلو، شعله آتش ( برهان ) . النگه آتشدان بلند شد، پست تر کنید ( شعله آتشدان زیاد شد، کم کنید ) ، الن ...
گیاه خشب اخضر.