پیشنهادهای علیرضا ایرانی نیا (٦,٦٤٨)
داستان کوتاه.
گوشت با استخوان دنده.
تقسیم به اختصار.
پرستو.
پلیس نیروی دریائی، پلیس ساحلی، کرانه پاسدار.
غذای دریائی ( مرکب از جانوران دریائی ) .
صحبت بازاری، گفتگو درباره وضع کسب.
پلرینو رسی، Pellegrino Rossi دیپلمات، اقتصاددان و دولتمرد برجسته ایتالیایی. هوادار وحدت، اصلاحات، اعاده نظم و استقرار حکومت مشروطه در ایتالیا بود و ب ...
این خاندان از حوالی نیمه سده یازدهم میلادی در منطقه غرب جبال آلپ، در محل تلاقی مرزهای فرانسه و ایتالیا و سویس کنونی، حکومت میکرد. امپراتور روم مقدس ...
دو سیسیل Two Sicilies به سرزمینهای سیسیل و ناپل اطلاق میشد و جنوب شبه جزیره ایتالیا را در بر میگرفت. آخرین شاه دو سیسیل ( ۱۸۵۹ تا ۱۸۶۱ ) فرانسیس دوم، ...
منطقه پیدمونت در شمال غربی شبه جزیره ایتالیا، مشرف به سویس و فرانسه، واقع است و ساردینی جزیره بزرگی است در جنوب آن. در سده نوزدهم پیدمونت محور ارتباط ...
واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: بِه رویِ نَتَن natan - Bery بی شرم، بی حیا. مثال: جوان به روی نتن بوده است، به آدم پیر گپهای پست و بلند گفت ( حرفهای زشت ...
( انگلیسی ) تکان خوردن، تکان دادن.
نعل بند.
کفش راحتی، کفش دم پائی.
کفش راحتی، کفش دم پائی.
منزجر کننده، هولناک، تکاندهنده، مایه انزجار، برخورنده، بد.
( shock headed ) انبوه گیسو، دارای موی فراوان
خوک کمتر از یک سال، بچه خوک.
( زنانه ) بلوز به طرح پیراهن مردانه، پیراهن کوتاه، بلوز کوتاه، بلوز زنانه
چلوکباب برگ.
دامن پیراهن، پشت پیراهن.
پیراهن، پارچه پیراهنی.
پیراهن دوز.
پارچه را بهم کوک زدن، چین دادن، پختن.
کوک زنی، چین زنی.
کنار کشتی، واقع در کنار کشتی.
قابل کشتی رانی، قابل حمل با کشتی، قابل ارسال.
اسکناس کم ارزش وبدون پشتوانه.
درختستان، قلمستان.
( =shinny ) بازی هاکی که با توپ چوبی بازی شود، چوب بازی هاکی، شینی بازی کردن.
امرود.
توفال کوب، ماشین چکش کاری آهن گداخته.
( shindig ) مجلس انس ورقص، بزم
( shimmy ) ( چرخ وسیله نقلیه ) تاب داشتن، لرزش داشتن، تکان تکان خوردن ( اتومبیل ) .
( در پیانو ) رکاب صدا خفه کن، وسیله تخفیف وتضعیف چیزی.
قابل تعویض یا انتقال.
ثبات تغییرمکان.
( shier ) چموش، کمروتر، کمروترین.
( shiest ) چموش، کمروتر، کمروترین
سپردار.
( sheuch ) خندق، حفره، نهر آب.
نشان دادن، نشان، ارائه ( در قدیم معادل show بوده ) .
( etlandz= ) جزایر شتلاند، اسب کوچک ویال بلند.
( sheugh ) خندق، حفره، نهر آب.
( sherry ) شراب شیرین یا تلخ اسپانیولی.
چوپان زن، شبان کلیسا که زن باشد.
دستپاچه کردن، جلو افتادن از.
شیب دار، سراشیب.
سام فرزند بزرگ نوح پیغمبر.