پیشنهاد‌های علیرضا ایرانی نیا (٧,٥٩٤)

بازدید
٦,٥٠٨
تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

باساقه، ساقه دار.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کسی را پیرو عقاید ونظرات استالین کردن.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بازداشتگاه افسران و درجه داران زمان جنگ درآلمان.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بوتیمار معمولی آمریکائی، تیرکوب.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کامیون نرده دار.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( staith ) محل تخلیه کالا از واگن وبارگیری آن در کشتی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

( staithe ) محل تخلیه کالا از واگن وبارگیری آن در کشتی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

ماده رنگرزی، لکه دار کننده.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ساکن شهر ( استاگیرا ) ( stagira ) در مقدونیه، ارسطو.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نر، دارای علائم ونشانه های نر.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تازی شکاری.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( =staggery ) تلوتلوخور، گیج.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فن مایش وصحنه سازی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اداره کردن، کارگردانی کردن.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نان یا چیزی شبیه آن، مایه حیات.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قسمت تحتانی، چوب دستی، تکیه گاه، نقطه اتکائ، عصای زیر بغل، درخت کوچک.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اشاره گر پشته.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حافظه پشته ای.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نماینده پشته، پشته نما.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( stability ) استواری، استحکام، ثبات، پایداری.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حالت پایا.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مستقر وپایدار، بدون حرکت، بی حرکت، مقاوم در برابر گرما.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جزیره سنت هلن درجنوب غربی آفریقا.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کشتی دکل دار دارای بادبان خم شده بطرف دکل.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

الاکلنگ اس آر.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ازدحام کردن، بهم فشردن، بهم چسبیدن.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( squirrel gun ) تفنگ لوله کوتاه.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( squirrel rifle ) تفنگ لوله کوتاه

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ارباب وار، سلحشور وار، شبیه حامی زن.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( squirearchy ) حکومت ملاکین واربابان.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( squirarchy ) حکومت ملاکین واربابان.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( squint eye ) احول، چپ چشم، لوچ.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( squinter eye ) احول، چپ چشم، لوچ

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( =squeegee ) کفگیرک، باکهنه پاک کردن، باماله پاک کردن.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زیرچشمی نگاه کردن، کج کج نگاه کردن، بادقت جستجو کردن.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( squiffy ) مسموم شده، مست وخراب.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

له کننده، چلپ چلوپ کننده.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جیغ زن، شاکی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : چَکیده Cakida - تریاک، نشئه ای که از خشخاش ( کوکنار ) میگیرند. وقت از گل فرامدن خشخاش کاسه چه ( گرز ) آن را سور ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : چَکَّه - Cakka ماست سختی که از جغرات ( ماست ) به واسطه چکیده بیرون شدن زرداب آن حاصل میشود. از فعل چکیدن است. م ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : چَکَک زدن - Cakak بسیار حرف زدن، پرگویی کردن. مثال: تا سحر چکک زده بر آمد. بی فعل هم مستعمل میشود. مثلاً: این ق ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : چَکدان به معنی سخن دان است. چک معنی گپ، حرف و سخن را دارد. شکل تصغیر این واژه استعمال شده بصورت چکک استفاده میش ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : چَق چَق کردن، صحبت کردن، گپ زنان کرده نشستن، معادل گفتگو. این تعبیر احتمالاً از دو ریشه مشتق باشد. ۱: از واژه چ ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : چُغول. شخص فتنه گر، سخن چین. مثال: به فلان کس بسیار باور نکنید، وی آدم چغول است. در برهان نیز نزدیک به همین معن ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ضخیم، خپله، کلفت.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

له کننده.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مساح.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دارای پنجه مربع، قدیمی مسلک، امل ( ommol ) ، متروکه.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

موج چهار گوش.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چهارشانه، دارای شانه پهن.