پیشنهادهای علیرضا ایرانی نیا (٧,٥٩٤)
دارای استوانه آوندی، ستون وار، پایه وار، ستون دار.
( steenbok ) آهوی کوچک آفریقا.
راننده، شراعبان، سکاندار.
( در انبار کشتی ) بار کردن، تنگ هم چیدن، خفت کردن، میله ای که نوک آن قلابیدارد وبرای آزمایش محتویات عدل پنبه وامثال آن بکار میرود، سیخک.
( steenbock ) آهوی کوچک آفریقا.
قپان، هرچیزی شبیه قپان.
ماهی آزاد شمال آمریکا، پولادسر.
پولادگر، آهن کار.
گیتار هاوائی.
رنگ آبی فولادی.
گراور سازی با فولاد، گراور فولادی.
سوراخ کردن، دوختن، بستن، سجاف کردن.
( steatopygous ) ( درمورد زن ) دارای کفل بزرگ، دارای کفل تاقچه دار.
( steatopygic ) ( درمورد زن ) دارای کفل بزرگ، دارای کفل تاقچه دار.
کشتی بخار، قایق بخاری، باکشتی بخارسفر کردن.
نصب کننده وتعمیر کننده لوله های بخار، تعمیر کارلوله بخار.
ایجاد حرارت با بخار.
دیگ بخار.
دزد، مرتکب سرقت.
( در فیلم سینما ) زیر نویس، لقب فرعی، عنوان فرعی، عنوان فرعی مقاله.
بادبان نصب شده بر روی دیرک.
کسی یا چیزی که توقف میکند، نگاهدار، حائل.
اعتصاب ( بدون ترک محل کار ) .
( صورت جمع کلمه staff ) .
زبان در قفای فارسی، زردچوب.
بند آوردن ( جریان چیزی ) ، وفادار، ثابت قدم، بی شائبه، بی رخنه، بی منفذ.
جرم قانونی.
کتاب نظامنامه، کتاب قانون، قوانین موضوعه.
میل رسمی معادل فوت.
قابل تقنین، بصورت قانون موضوعه درآوردنی.
کلمه وضعیت نما.
نقشه وضعیت نما.
حکومت پرستی، حمایت از قدرت مرکزی.
ثبات تغییر مکان ایستا.
اطلاعات لایتغیر.
( هوا شناسی ) جبهه حد فاصل بین دو توده هوای راکد.
وقفه برنامه فرستنده رادیوئی وتلویزیونی.
( گیاه ) فشفاش، بهمنی.
ایستا ساختن، ساکن کردن.
ساخت ایستا.
روگرفت ایستا.
انباره ایستا.
( statesmanly ) سیاستمدارانه.
( statesmanlike ) سیاستمدارانه.
گواه دادگاه جنائی، گواه جنائی.
state attorney ) نماینده دولت در دادگاه مدعی العموم استان یاکشور.
( statable ) اظهار کردنی، قابل اظهار یا توضیح.
بردار حلات.
زندان ایالتی، زندان دولتی.
جدول حالات.