پیشنهادهای علیرضا ایرانی نیا (٦,٦٤٨)
سنگ چخماق، آتش زنه، سنگ سیلیس که دردندانسازی مصرف دارد.
جعسوس و در حالت جمع جعاسیس، بصورت جعشوش و جعاشیش هم میاید، حالت تحقیر آمیز و تمسخر کننده دارد، به معنی آدم بد قیافه، خپل، لاغرمردنی، پست، فرومایه. گ ...
( یونان قدیم ) الهه جنگل.
مسخره، طعنه، کنایه گوشه دار، قطعه خوش مزه، داستان مضحک کاباره ها ونمایش هایواریته، شوخی طعنه آمیز کردن، ( باat ) هجو کردن، لی لی کردن، باجست وخیز رقص ...
( ایتالیا ) دوشیزه، مادموازل.
( ایتالیا ) آقا پسر، آقا.
( ایتالیا ) آقا، شخص محترم، مسیو.
رقم معنی دار.
قابل نمایش بوسیله علامت یا رمز.
مقدار علامت دار.
میدان علامت دار.
لوحه، سرلوحه، تخته اعلان، اعلان.
علامت گذاری.
برجسته کردن، عَلَم ( alam ) کردن، مشهود کردن.
علامت دهنده.
ترادیسی علائم.
باززائی علائم.
واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: بِیکاریم نماندس - Bekorem در اصل چنین است، بیکاری ام نمانده است این تعبیر به نسبت هر سه شخص فعلی استعمال میشود. در موقعی ...
هنجارسازی علامت.
خاندان Savoie ساووی، که احتمالاً از تبار سران قبایل بورگوندی است، از حوالی نیمه سده یازدهم میلادی در منطقه غرب جبال آلپ، در محل تلاقی مرزهای فرانسه و ...
منطقه Piemonte پیدمونت در شمال غربی شبه جزیره ایتالیا، مشرف به سویس و فرانسه، واقع است و ساردینی جزیره بزرگی است در جنوب آن. در سده نوزدهم پیدمونت مح ...
سطح علامت.
علامت زا.
فاصله علامتی.
موضوع علامت.
علامت صلیب.
علائم مخصوص جمله جبری ( مثل پرانتز وغیره ) .
علامت و مقدار.
الاکلنگ علامت نما.
رقم علامت نما.
دخشه علامت نما.
علامت و مقدار.
ذره علامت نما.
به شکل حرف S.
مرئی، مقبول، مطبوع نظر، مورد نظر.
بدون مطالعه قبلی خواندن ( زبان خارجی ) ، بدون آمادگی قبلی اجرا کردن ( موسیقی ) ، فی البداهه خواندن یا اجرا کردن.
مقابله چشمی، مقابله نظری.
زیگفرید، پهلوان افسانه ای آلمان.
( sideling ) از پهلو، یکوری، کج، مایل، سراشیب.
( side wards ) یک ور، پهلوئی، ضلعی، از پهلو.
( side ward ) یک ور، پهلوئی، ضلعی، از پهلو.
ناظر عملیات ساختمانی.
شنای پهلو.
چرخش بیک سو، چرخش انحرافی.
آدم کناره گیر، تماشاچی.
( sidling ) از پهلو، یکوری، کج، مایل، سراشیب.
اطلاعات ضمنی وفرعی، روشنائی غیر مستقیم.
( =hillside ) واقع در کنار تپه، دامنه.
نمای جانبی. نیمرخ، از پهلو.
شاهپر دم خروس.