پیشنهاد‌های علی اکبر منصوری (١,٣٠٦)

بازدید
٤٩٨
تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

1 - مجموعه کرکره ها به همراه قاب یا فریم نگهدارنده آنها در یک درب یا پنجره لوور یا کرکره ای را Louvre boards میگویند. 2 - به هریک از پره ها، کرکره ه ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

تک پره ای، تک تیغه ای، تک کرکره ای، تک باله ای! Single - louvre window/door درب/پنجره تک پره ای، تک تیغه ای! هواکش تک پره ای یا تک کرکره ای هواکشی ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٠

پره دار، کر کره ای، کرکره دار، تیغه دار، تیغه ای! Louvre window پنجره کرکره ای! هر یک از پره ها، تیغه ها، تخته ها یا کرکره های هواکش که بصورت موازی ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

صفت ) 1 - مربوط به شکل و طرح: باریک، خطی، نازک، بلند و باریک، لاغر A slimline mobile phone یک موبایل باریک Slimline headlamps چراغهای جلو باریک ( د ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧٨

نقطه نظر، دیدگاه، منظر، نگرش! The point of view of politics دیدگاه سیاسی/نقطه نظر سیاسی!

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٩

- مشک کره گیری، خیک کره گیری! Goat - skin Churn نوعی مشک از پوست بز برای کره گیری. - اقتصاد ) ریزش یا رویگردانی! Customer Churn rate نرخ ریزش مش ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢٦

اینفرمال - فعل ) دعوا کردن، مشت زدن، با مشت مبارزه کردن، کسی را با مشت زدن! He duked me because he said I had insulted him او منو با مشت زد به این ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١١

1 - مبارزه کردن ( با مشت ) ، مشت زدن، درگیر شدن، دعوا کردن ( هم فیزیکی هم لفظی ) ! Watch out!, there's two guys duking it out in the back of the bar ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣٧

1 - مقاومت کردن، استقامت ورزیدن، دفاع کردن، حمله متقابل داشتن، تلافی کردن، انتقام گرفتن، مقابله به مثل کردن، پا تک زدن! مثال1 ) : It's time to fight ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

عامیانه ) به معنی آمریکایی! American وقتی یکنفر به هر دلیلی از آمریکایی ها خوشش نمی آید آنها را به این شکل صدا میزند! Those Muricans think they can ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٩

درجه یک، عالی رتبه، رده بالا، سرآمد، ممتاز، سطح بالا! مثال: - A top - tier school یک مدرسه سطح بالا! It's in the top tier of private banks, which ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦٧

تمایل، انگیزه، اشتیاق! مثال: The urge to destroy is also a creative urge ( Pablo Picasso ) انگیزه نابودکردن هم، یک انگیزه خلاقانه است! ( پابلو پی ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٣

طبق شرایط کسی، به راه و روش کسی! On his terms طبق شرایط خودش، آن طور که دلش میخواست! On my terms به راه و روش خودم! طبق خواسته های خودم! He left t ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣٤

مد نظر داشتن، به حساب آوردن، در نظر گرفتن، روبرو شدن با، کنار آمدن با!

پیشنهاد
١٠

اصطلاح ) قدرتی که میشود روی آن حساب کرد! شخص، شخصیت، سازمان یا هرچیز دیگری که صاحب قدرت و نفوذ است! قدرتی که نباید نادیده اش گرفت! مثال: They say t ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٧

موتور خودرو ) دیر یا با تأخیر گاز خوردن، هنگ کردن، ریپ زدن! Engine hesitation : به وقفه یا مکث در نیروی مداوم موتور موقع سرعت گرفتن یا گاز دادن گفته ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٩

در مورد حرکت اتومبیل ) ریپ زدن، لگد زدن یا جفتک پرانی خودرو هنگام حرکت، بریده بریده حرکت کردن!

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٤

بازسازی، دوباره از نو ساختن! You need to reinvent yourself تو باید خودت رو از نو بسازی! Reinvent oneself تغییر سبک زندگی یک نفر! As a teenager, I ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٢

بندرگاه، بندرگاه سر راهی، پاتوق، بندرگاه واقع در مسیر کشتی ( بخصوص کشتی های باری برای بارگیری یا تخلیه بار و مسافر ) ، ترددگاه! Their first port of ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

یک غذای سنتی ایرانی ) Sheep's Head and Trotters dish Kalle - Pache کله پاچه! این غذای خوشمزه بیشتر بعنوان صبحانه مصرف می شود!

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢٨

صفت ) 1 - دهاتی، پشت کوهی، امل، کوته فکر، کوته بینانه، کوته فکرانه، امل وار، دهاتی وار! 2 - ایالتی، استانی، منطقه ای، اقلیمی، محلی! مثال برای 1 - ) ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٨٠

اصطلاح ) Speak ( talk ) of the devil برای مواقعی بکار میرود که شخصی که داریم راجع بهش حرف میزنیم یکباره و بصورت غیرمنتظره وارد می شود! اصطلاحات فار ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

همان میسلیوم mycelium هست. بخش گیاهی قارچ ها ( و یا در مواردی، باکتری ها ) را گویند که شامل توده ای از زواید رشته ای یا نخی شکل می باشد!

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٥

صفت و اسم ) ( در مورد جنگل و درخت ) کهن رست، پیر و سالخورده، بالغ، پیردار ( درخت کهنسال ) The old - growth forest جنگل کهن رست! به جنگلی گفته میش ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

با خوشحالی دست تکان دادن! ( وقتی یک نفر از راه دور کسی را ببیند و با خوشحالی برایش دست تکان دهد ) که یعنی از دیدنت خوشحالم یا سلام یا خوش آمدی! I ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٤

صفت ) 1 - روحیه گرفته، متعالی، سر شوق آمده یا آورده شده، الهام گرفته، سربلند! People leave my shows feeling uplifted مردم در حالیکه سر شوق آمده اند/ ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

القا حس، حس دادن یا گرفتن، الهام گرفتن، انگیزه گرفتن، تحت تاثیر قرار گرفتن! مثال: When students feel inspired, they pursue more innovative endeavors ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٩

فو، یک سوپ ویتنامی شامل نودل، سبزیجات و گوشت ( مرغ، خوک یا گوساله )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣١

اصطلاح زنانه غیررسمی ) این اصطلاح بیشتر در انگلیسی آمریکایی و در صحبت های خودمانی و غیر رسمی استفاده می شود و البته فقط برای "دختران و زنان" به دو من ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٠

آشوب به پا کردن، دردسر درست کردن، شورش، ایجاد مزاحمت، مشکل درست کردن! Don't stir up trouble between them بین آنها دردسر درست نکن! بینشان مزاحمت ای ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٦

جذابیت بصری، جذابیت ظاهری از نگاه مردم! این اصطلاح به جذابیت بصری نما و ریخت یک ساختمان و محوطه سازی اطراف آن از خیابان اشاره دارد ولی بطور کلی در م ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٩

فعالیتهای فراغتی! ( یک اصطلاحی در حوزه گردشگری و جهانگردی میباشد ) مشغولیت هایی در اوقات فراغت برای تمدد اعصاب و تفریح و سرگرمی! A whole range of l ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢٦

- مرکز بازپروری، مرکز توانبخشی ( محلی که زندانیان، معتادان و غیره را پس از آزادی در آن منزل می دهند تا کم کم به اجتماع و آزادی خوبگیرند ) - استراحت ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٨

بیرون انداختن، به بیرون پرت کردن، دور انداختن! - در مورد اسب و غیره ) لگد انداختن، لگد پرتاب کردن، لگد زدن! I think it's about time we flung out t ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٣

اصطلاح ) بشکن زدن با انگشت! ( معمولا برای جلب توجه کسی، یا نشان دادن اینکه اون شخص چیزی یا مطلبی را فهمیده ) Snap ( one's ) fingers مثال: Tommy, p ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٨٥

حرف ندا ) برای بیان مخالفت با کسی یا چیزی بصورت محترمانه بکار می رود. ( زمانی که این کلمه قبل از یک اسم، شخصیت، عنوان و لقب قرار بگیرد ) با نهایت اح ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

صفت ) از یخ پوشیده شده، یخ بسته، یخ زده، منجمد شده! Glaciated peaks قله های از یخ پوشیده شده!

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

روز دریانوردی! World Maritime Day روز جهانی دریانوردی!

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

این اصطلاح و اصطلاحات زیر همگی معادل فارسی برو پی کارت، بزن به چاک، برو و راحتم بذار و. . . میباشند! Go chase yourself Go jump in the lake Go fly a ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٨

اصطلاح ) این اصطلاح و اصطلاحات زیر با هم معادل میباشند. Go climb a tree Go chase yourself Go fly a kite همگی معادل فارسی برو پی کارت، برو و راحتم بذ ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣٢

اصطلاح ) این اصطلاح و اصطلاحات زیر با هم مترادف و هم معنا هستند. Go chase yourself Go climb a tree Go jump in the lake همگی یعنی: برو پی کارت، برو و ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

اصطلاح ) برو پی کارت! بزن به چاک! برو دنبال کار خودت و اذیت نکن! برو و راحتم بذار! این اصطلاح چندین معادل دیگر هم دارد که همگی بهمین مفهوم هستند مثل: ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٤

1 - آتش دمیدن از دهان، نفس آتشین! ( مثل اژدها یا هنرمندان سیرک که از دهان خود آتش بیرون می دهند ) A fire - breathing dragon یک اژدهای نفس آتشین! 2 ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٩

Block letters, حروف بزرگ و جدا! ( در زبان انگلیسی ) مثلا A بجای a Complete the form in block capitals فرم را با حروف درشت تکمیل کنید!

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٦

اصطلاح ) تاوان سنگین پرداختن، عاقبت بدی داشتن، جهنم به پا کردن! ( این اصطلاح در مواردی بکار برده میشود که یک نفر بخواهد در مورد چیزی یا اتفاقی هشدا ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٩

پس تصویر! یا afterimage یکی از توهّمات نورانی است که به حالتی اشاره می کند که تصویری، پس از اینکه از دید فردی خارج شده است، همچنان مشاهده می شود. ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

داده حسی!

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢٩

اصطلاح عامیانه ) معشوقه دوم، معشوقه فرعی، دوست دختر ثانویه، معشوقه جانبی! به دختری گفته میشود که معشوقه یا دوست دختر مردی است که همسر یا معشوقه اصلی ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٦

اصطلاح ) به معنای انجام هر کار ممکن برای رسیدن به خواسته! از تمام اهرم ها استفاده کردن برای نیل به هدف! حداکثر تلاش برای رسیدن به هدف! در فارسی اصطلا ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٣

چیزی را به آسانی انجام دادن، چیزی را راحت و آسان کردن! Making pack - up a breeze براحتی بسته بندی کردن!