پیشنهاد‌های علی اکبر منصوری (١,٣٠٦)

بازدید
٤٩١
تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٨

اصطلاح سینمائی ) Jump cut, Jumpcut, Jump - cut برش پرشی یا جامپ کات نوعی برش برای تدوین ویدئو یا فیلم است که در آن به جای تداوم بصری در یک صحنه شاهد ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٤

اصطلاح ) Push/press/hit the ( all ) right buttons یعنی: انجام کاری یا چیزی بنحواحسن برای بدست آوردن نتیجه موردنظر، روی نقاط کلیدی و صحیح مانور دادن ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢٤

اصطلاح ) Push or press one's buttons 1 - کسی را تحریک و تهییج کردن، باعث عصبانیت کسی شدن، کسی را عصبانی یا برآشفته کردن! باعث واکنش احساسی کسی شدن! ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣٢

) طراح درجه اول مد، طراح پیشگام در صنعت مد، طراح لباس های مد روز، طراح مد سطح بالا - کسی که همواره خودش را وقف پیگیری آخرین مد روز میکند. مثال: Slee ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٨

برای کسی موقعیت یا تجربه دشواری بودن! The effort of climbing the stairs had been too much for the old man تلاش برای بالا رفتن از پله ها موقعیت دشوار ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢١

اصطلاح ) 1 - ( در مورد نوشیدنی الکلی ) تا خرخره خوردن!، مست شدن! زیادی نوشیدن! مثال: Don't drive if you've had one too many اگر زیادی نوشیده ای، رانن ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤٨

اصطلاح ) 1 - فرصت یا مهلت دادن به کسی، به کسی فشار نیاوردن، امان دادن، راحت گذاشتن کسی، دست از سر کسی برداشتن! مثال: Give the poor guy a break به ا ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

اصطلاح عامیانه ) 1 - بسیار عصبانی، خشمگین، بدخلق! 2 - پیروزی خشونت وار، غلبه سنگین Today, I'm in stomp ass mood من امروز خیلی عصبانیم!

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

صدای راه رفتن با کفش پاشنه بلند!

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧٣

راه رفتن با عصبانیت، کوبیدن محکم پاها به زمین هنگام راه رفتن، سنگین راه رفتن، راه رفتن با قدمهای سنگین و معمولا صدا دار ( که بیشتر در خانمها دیده میش ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤٧

نوعی شورت نازک و هفتی شکل زنانه، مثل G - string شورت نازک تسمه ای!

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٦

هیجانی شدن، انرژیک شدن، پرتکاپو و فعال شدن! I'm so revved by this music با این موزیک خیلی هیجان زده و پر انرژی میشوم!

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

کاراگه، یک غذای ژاپنی، مرغ سوخاری ژاپنی، ناگت مرغ به ژاپنی!

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤٢

علاوه بر معانی فوق اسم ) دسته یا گله کوچکی از حیوانات ( نهنگ ها، دلفین ها، سیلها یا شیر های دریایی ) ! فعل ) دسته یا گروه بندی کردن، پسوند ) پا، م ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢٦

نهنگ قاتل

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢٥

جلز و ولز کردن، صدایی شبیه به سرخ کردن چیزی در ماهیتابه، جز جز کردن، صدای مار مثل هیس هیس کردن! مجازی ) هیجان داشتن، تب وتاب داشتن، التهاب داشتن!

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٧

اصطلاح ) بگذارش به حساب! بنویسش به حساب! Chalk something up یعنی چیزی را به حساب یا پای چیزی دیگر نوشتن، حمل بر چیزی دانستن ، نسبت دادن چیزی به یک چی ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٤

تخم ریزی کردن A spawned fish dies after spawning یک ماهی تخم ریزی کرده، بعد از تخم ریزی میمیرد!

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٩

چیزی را مورد شک قرار دادن، شک برانگیز کردن چیزی، چیزی را مورد تردید قرار دادن، He casts doubt on the rumour او شایعه را مورد تردید قرار میدهد!

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤٢

اصطلاح خودمانی و اینفرمال ) قیافه، دک و پوز، قیافه گرفتن، شکلک درآوردن، لب و لوچه! - آدم ساده لوح و زودباور! - زور گیری کردن، ضرب و شتم در خیابان ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣٤

کورسو، بارقه! A glimmer of hope یک کورسویی از امید! یک کورسو امید!

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٨

اصطلاح عامیانه و تقریبا قدیمی ) این اصطلاح توسط عکاسان قدیمی بکار برده میشد تا بتوانند از صورت بچه ها عکس بگیرند. چون بچه ها بازیگوش هستند و باید بنح ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣٦

فن فیک همان فن فیکشن fan fiction یا fanfiction میباشد که به اختصار fanfic یا فن فیک گفته میشود. داستان های تخیلی که توسط طرفداران یک فیلم، سریال، گر ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢٨

فن فیکشن، یا به اختصار فن فیک fanfic به داستان های "تخیلی" گفته میشود که توسط طرفداران یک فیلم، سریال، داستان، گروه موسیقی و کتاب و. . . ، داستان پرد ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦٨

فلاف، یک فن فیک ( داستان پردازی خیالی توسط طرفداران یک فیلم، گروه موسیقی، داستان و . . . ) که هیچ صحنه جدی، غمگین یا واقعی در داستان دیده نمی شود و ش ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢٧

بیشتر از قبل دوست داشتن، کم کم به چیزی یا کسی علاقه مند شدن، محبت یا مهر کسی یا چیزی کم کم به دل افتادن. She grows on me من بیشتر از قبل اونو دوست ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٩

فعل ) متعجب ساختن، سردرگم کردن، نا آرام و مشوش کردن، ( همگی بخاطر اینکه چیزی عجیب و غریب است یا weird است ) Your weird behaviour weirds me out رفتا ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

قضیه دوست پسر! وقتی کسی وانمود کند که دوست پسر یا دوست دختر دارد و داستان یا شایعه ای در موردش درست کند که مثلا فلانی دوست پسر من است در حالیکه شاید ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

Get a laugh out of someone یعنی خنداندن کسی, باعث خندیدن کسی شدن! I try to get a laugh out of her من سعی میکنم که اونو بخندونم!

پیشنهاد
٤

اصطلاح ) meet one's ears, eyes یعنی چیزی را شنیدن یا دیدن! Her laughter meets my ears صدای خنده هاشو می شنوم! Her beautiful eyes meets my eyes چش ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

از جلو چشمام دور شو! I don't allow you to leave my sight اجازه نمیدم از جلو چشمام دور بشی! ( اجازه نمی دهم که ترکم کنی! )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣٤

اصطلاح ) قادر به کنترل خود نبودن از انجام ( چیزی ) I couldn't help but laugh نتونستم جلوی خنده ام را بگیرم! این اصطلاح و اصطلاح can't help somet ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢٨

اصطلاح ) قادر به کنترل چیزی نبودن، قادر به متوقف کردن چیزی نبودن! I can't help laugh I can't help but laugh من نمیتونم جلوی خنده ام را بگیرم! این ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

داشتن ( هنر ) شوخ طبعی با ظاهری سرد و بیروح! انسانی که این خصوصیت را دارد حالت شوخ طبعی، طنز و شیرین کاریهای خودش رو بدون اینکه تغییری در صورت خودش ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٣

Avant - garde ) آوانگارد یک کلمه فرانسوی بوده و به معنای پیشرو، پیشگام میباشد و این اصطلاح بیشتر در مورد هنر و هنرمندان کاربرد دارد که همواره آثار هن ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

فارغ البال، خوش و خرم، سرمست و رها!

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

خراطی شده، اسکنه کاری شده! ( اسکنه یا chisel نوعی ابزار شبیه به مغار هست که برای خراطی در چوب یا سنگ استفاده میشود )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١١

چیزی را جذب کردن، چیزی را بخود گرفتن، Soaking the sun up آفتاب گرفتن، نور خورشید را جذب کردن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢٩

غریدن، غرش کردن، نعره کشیدن!

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤٦

اصطلاح غیررسمی و عامیانه در شمال غرب آمریکا ) یک ماشین قدیمی و کاملا ابوقراضه که فقط راه میرود و هیچ چیز دیگری ندارد!، ماشین لکنته! This Bucket is r ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

اصطلاح ) احساس سوزش گوشها! داغ شدن گوشهای کسی! این اصطلاح و همچنین اصطلاح ears are burning حالت سمبولیک داشته و به این معنا هستند که یک نفر احساس می ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٥

اصطلاح ) این اصطلاح و همچنین اصطلاح feel one's ears burning بیشتر سمبولیک بوده و به این معنا هستند که یک نفر احساس می کند که دارند درباره او صحبت می ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

اصطلاح ) برانگیختن احساسات آتشین کسی، به هوس انداختن کسی، شهوتی کردن، کسی را به وجد و هیجان آوردن. I love kissing you, you set my mind on fire من ع ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣٧

اصطلاح ) فشار عصبی، دق و دلی، خشم و عصبانیت را خالی کردن - استرس و تنش را با فریاد زدن، تخلیه کردن! - تخلیه انرژی Everyone needs to blow off steam s ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٢٣

1 - اعتنا نکردن به، محل نذاشتن، سلام نکردن. 2 - امری ) گمشو! 3 - نرفتن، شرکت نکردن، حاضر نشدن ( سر قرار، کلاس، کار و غیره ) 4 - باد شکم خالی کردن! ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٩

1 - سر قرار، کار، مدرسه و. . . حاضر نشدن! نرفتن، 2 - اعتنا نکردن به، محل نذاشتن، سلام نکردن، 3 - باد شکم خالی کردن، farting 4 - suck ، مکیدن، 5 - ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

مراجعه به توضیحات اصطلاح Set something on fire یا اصطلاح Set on fire

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٥

اصطلاح Set something on fire و set someone on fire و set on fire هر سه مشابه هم بوده و دارای دو جور تعریف هستند. 1 - آتش زدن ( چیزی یا کسی ) ، سوزان ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤٩

این اصطلاح و اصطلاح Set something or someone on fire مشابه بوده و دارای دو جور تعریف هستند. 1 - آتش زدن، سوزاندن ( کسی یا چیزی ) مثال: Everything t ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

آتش زنه، روشن کننده آتش!