پیشنهاد‌های احمد احمدی (٢٥١)

بازدید
٢,٥٨٢
تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

واحد دانشگاهی

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

نشست و مستقر شدن یک ساختمان نوساز با محیطی که روش بنا شده که معمولا در سه سال اول ساخته شدن ساختمان اتفاق می افته و موجب میشه دیوارها ترک بخورن یا آه ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

به نظرم میشه به حدنصاب رسیدن Did you meet your quotas فروشت به حد نصاب رسیده؟ یعنی اگر قرار بوده مثلا توی یک روز ۲۰ تا شاخه گل بفروشی، اون ۲۰ تا رو ف ...

پیشنهاد
٠

بر سر دو راهی ماندن

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١٩

میانبر shortcut در فارسی معمولا بار مثبت داره و مسیر ما به مقصد رو کوتاه تر می کنه ولی Detour به معنای میانبر نیست. بلکه به معنی مسیر فرعی و انحرافی ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

آشفته

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

خوب گوش کن

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

شرَخر

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

کسی را تنبیه یا سرزنش کردن

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

لعنت بهش! گندش بزنن! از این بدتر نمیشه!

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

UK old - fashioned a man He's an odd - looking cove

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

اینکه مراقب باشی کسی سرت کلاه نگذاره یا آسیب نبینی

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

برای بدست آوردن چیزی تلاش کردن

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

درست در آخرین لحظه

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
-١

در دنیای بتمن آرکام میتونه مترادف تیمارستان یا زندان باشه یعنی کوتاه شده ی Arkham Asylum مثل این دیالوگ از فیلم Batman: The Long Halloween part one ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

a lead: a clue, a piece of information that may prove important ( in an investigation )

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

هر کاری عشقته کُن

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

برای چیزی کمترین اهمیتی قائل نشدن Does Elsa care a button for our plan? No, I don't think she does آیا السا یه ارزن برای نقشه ی ما ارزش قائله؟ نه، گم ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٨

کندن یا کشیدن ناگهانی چیزی از جای خودش مثل کندن علف از زمین چیدن مو از صورت چیدن انگور از درخت کندن پر مرغ و خروس. . .

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

a stupid person احمق

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

در برداشت اول

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥

به عنوان یه فارسی زبان بنظرم میتونیم بگیم �خودی� که خوشبختانه نزدیک و بر وزن سلفی هم هست. بیا یه خودی بگیریم. از خودم یه خودی گرفتم و. . . سلفی د ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٦

توی رمان های علمی تخیلی: موجودی است ماشینی و مصنوعی که از روی یک نمونه انسانی ساخته شده.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

کاری را بیش از حد معمول و پسندیدش انجام دادن تو انجام کاری زیاده روی کردن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

غول رسانه ای

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

از این رو

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

دنیا دیده

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢٥

جا زدن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

اصطلاح به معنی در بالاترین حد چیزی بودن Your confidence turned up to 11 اعتماد به نفست به بالاترین حدش رسیده

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٢

حالت تهوع داشتن

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٨

رسیدگی کردن مراقبت کردن پرستاری کردن Would you mind waiting? I'm tending to another customer at the moment Nurses tended to the injured

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢٥

زدن ضربه سر در فوتبال

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٦٤

تلاش her bid for re - election was unsuccessful تلاشش برای انتخاب مجدد بی ثمر بود

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢٣

اجابت کردن

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٤٠٥

فرق بین job و career تصور کنید کسی از علی میپرسه - علی شغلت چیه؟ علی جواب میده: - گوینده رادیو هستم، ولی دوست دارم کارگردان سینما بشم. تو این مثال ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢٣

وحشیانه

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٧

خوب تا کردن با

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٠

آش مال

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
-١١

هله هوله

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢٦

به این جهت که. . .

پیشنهاد
٢٥

پیاز داغش رو زیاد کردن

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٦

گل سرسبد

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٤

با این نیت که. . .

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٧

مردم دوست

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

Fire truck=

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

=fire department

پیشنهاد
٣

Light a fire

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٨

خانواده زن یا شوهر He's spending the holiday with his in - laws او تعطیلات را با خانواده زنش گذراند

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
-٢

fellow student

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٠

نظر کارشناسی