ترجمه‌های عادل چایچیان (١٠٠)

بازدید
٩٨٥
تاریخ
١ ماه پیش
متن
Because everyone went home angry, the party was a fiasco.
دیدگاه
٠

چون که همه عصبانی به خانه هایشان رفتند، مهمانی یک شکست مفتضحانه بود.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
Discussions are locked in stalemate.
دیدگاه
٠

بحث ها در بن بست قفل شد.

تاریخ
٦ ماه پیش
متن
I was left to straighten out the mess.
دیدگاه
٠

مرا تنها گذاشتند تا این وضعیت بغرنج را درست کنم.

تاریخ
٦ ماه پیش
متن
I subvert the entire world, only to straighten out your reflection.
دیدگاه
٠

من کل دنیا را ویران می کنم، فقط برای اینکه فکر/نظر تو را اصلاح کنم.

تاریخ
٦ ماه پیش
متن
He would make an appointment with him to straighten out a couple of things.
دیدگاه
٠

با او قرار ملاقات می گذاشت تا یک سری کارها را سر و سامان بدهد/راست و ریس کند.

تاریخ
٦ ماه پیش
متن
Another gull swoops down and begins to hector the first one for its food.
دیدگاه
٠

یک مرغ دریایی دیگر به سمت پایین شیرجه می زند و تلاش می کند به زور غذای مرغ اولی را بگیرد.

تاریخ
٦ ماه پیش
متن
She doesn't hector us about giving up things.
دیدگاه
٠

او در مورد تسلیم کردن/دادن چیزها، به ما زورگویی نخواهد کرد.

تاریخ
٦ ماه پیش
متن
I suppose you'll hector me until I phone him.
دیدگاه
٠

فکر می کنم تا زمانی که به او زنگ نزنم، به من زور خواهی گفت.

تاریخ
٦ ماه پیش
متن
She does now and then hector a little.
دیدگاه
٠

او گاهاً کمی قلدر ی/ زورگویی می کند.

تاریخ
٦ ماه پیش
متن
The takeover bid now looks unlikely to succeed.
دیدگاه
٠

اکنون چنین به نظر می رسد که پیشنهاد تملک شرکت ( خرید کل سهام سهامداران دیگر ) بعید است به موفقیت دست یابد.

تاریخ
٦ ماه پیش
متن
I intend you to take over.
دیدگاه
٠

قصد دارم تو مسئولیت را به عهده بگیری.

تاریخ
٦ ماه پیش
متن
Would you like me to take over for a while?
دیدگاه
٠

آیا می خواهی برای مدتی مسئولیت را به عهده بگیرم؟

تاریخ
٧ ماه پیش
متن
By now any semblance of normality had disappeared.
دیدگاه
٠

تا الان هر گونه ظاهری/شبهی از وضعیت عادی ناپدید شده بود.

تاریخ
٧ ماه پیش
متن
The city has now returned to some semblance of normality after last night's celebrations.
دیدگاه
٠

پس از جشن های شب گذشته، شهر اکنون ظاهراً به حالت عادی بازگشته است.

تاریخ
٧ ماه پیش
متن
He was treated with disdain.
دیدگاه
٠

با تحقیر با او رفتار شد.

تاریخ
٧ ماه پیش
متن
He turned his head away in disdain.
دیدگاه
٠

سرش را با نفرت برگرداند.

تاریخ
٧ ماه پیش
متن
He curled his lips in disdain.
دیدگاه
٠

با تنفر لب هایش را جمع می کرد.

تاریخ
٧ ماه پیش
متن
A great man should disdain flatterers.
دیدگاه
٠

یک انسان بزرگ باید نسبت به افراد چاپلوس احساس بیزاری کند.

تاریخ
٧ ماه پیش
متن
Janet looked at him with disdain.
دیدگاه
١

جنیت با تحقیر به او ( مذکر ) نگاه می کرد.

تاریخ
٧ ماه پیش
متن
Many of her women friends also had domineering husbands.
دیدگاه
٠

خیلی از دوستان مونث او نیز شوهرانی سلطه جو داشتند.

تاریخ
٧ ماه پیش
متن
I made a big mistake, so I had to start over.
دیدگاه
١

من مرتکب اشتباه بزرگی شدم، بنابراین مجبور بودم از نو شروع کنم.

تاریخ
٧ ماه پیش
متن
He knows the ropes.
دیدگاه
٠

او به کارش وارد است.

تاریخ
٧ ماه پیش
متن
Nathan knows the ropes - he's been in the company for 15 years.
دیدگاه
٠

ناتان وارد است/راه و چاه را بلد است/ چم و خم کارها را می داند، او 15 سال در این شرکت بوده است.

تاریخ
٧ ماه پیش
متن
He works repairing streets, and knows the ropes when it comes to safety.
دیدگاه
٠

او در تعمیر خیابان ها کار می کند و وقتی سخن از ایمنی می رود، او در این زمینه سررشته دارد.

تاریخ
٧ ماه پیش
متن
I wish he would not obtrude his opinions on us; if we want his opinion, we'll ask for it.
دیدگاه
٠

ای کاش او نظرات خود را بدون تقاضای ما به ما مطرح نمی کرد؛ اگر نظرش را بخواهیم، ازش می پرسیم.

تاریخ
٨ ماه پیش
متن
Tampering with a jury is a criminal act.
دیدگاه
٤

اعمال نفوذ در کار هیئت منصفه یک عمل مجرمانه است. | دخالت غیرقانونی در کار هیئت منصفه یک عمل مجرمانه است.

تاریخ
٨ ماه پیش
متن
And the reward for dismissal is a golden handshake of several years' pay.
دیدگاه
٠

و جبران اخراج، پرداخت پاداش سنوات خدمت معادل چند سال حقوق است.

تاریخ
٨ ماه پیش
متن
He will walk away with a reported golden handshake of £400,000.
دیدگاه
٠

او با یک پاداش سنوات خدمت 400000 پوندی بازخرید خواهد شد.

تاریخ
٨ ماه پیش
متن
He kicked around a good deal before settling down.
دیدگاه
٠

او قبل از اینکه تشکیل خانواده دهد، خیلی با خودش فکر کرد.

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
Several layers of atmosphere encompass the planet.
دیدگاه
٠

چندین لایه از اتمسفر سیاره را احاطه نموده است.

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
Be thankful for what you have. You'll end up having more.
دیدگاه
٠

نسبت به داشته هایت شکرگزار باش. تو در نهایت بیشتر خواهی داشت.

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
Could you brief the proposal for us?
دیدگاه
٠

می توانی خلاصه ای از پیشنهاد را به ما بگویی؟

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
I will brief you on what was discussed in the meeting this morning.
دیدگاه
٠

از آنچه صبح امروز در جلسه بحث شد، خلاصه ای را به شما خواهم گفت.

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
It took me some time to undergo the metamorphosis from teacher to lecturer.
دیدگاه
٠

مدتی وقت گرفت تا تغییر/دگرگونی از معلمی به استادی را تجربه کنم/به خود هموار کنم/به خود ببینم.

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
You may have to undergo disappointment and failure before experiencing success.
دیدگاه
٠

شما قبل از تجربه موفقیت/رسیدن به موفقیت، ممکن است دستخوش ناامیدی و شکست شوید.

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
I don't want to undertake such an important task if I can't give it my full attention.
دیدگاه
٠

نمی خواهم چنین وظیفه مهمی را به عهده گیرم اگر نتوانم تمام توجهم را به آن بدهم.

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
This is the second large project she's undertaken this year.
دیدگاه
٠

این دومین پروژه بزرگی است که او امسال به عهده گرفته است.

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
Let me just recap what's been discussed so far.
دیدگاه
٠

بگذارید آنچه را که تا الان بحث شد، خلاصه/جمع بندی کنم.

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
As long as the world shall last there will be wrongs, and if no man rebelled, those wrongs would last forever.
دیدگاه
٠

مادام که دنیا برقرار است، شر وجود خواهد داشت، و اگر هیچ کس قیام نکند، شر برای همیشه ادامه خواهد داشت.

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
A man is not old as long as he is seeking something. A man is not old until regrets take the place of dreams.
دیدگاه
٠

انسان تا وقتی که به دنبال چیزی باشد، پیر نیست. آدمی تا موقعی که حسرت هایش جای رویاهایش را نگرفته باشد، پیر نیست. ( آدمی پیر محسوب نمی شود مگر حسرت ها ...

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
As long as ever you can.
دیدگاه
٠

تا زمانی که بتوانی. /مادام که بتوانی.

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
His every utterance will be scrutinized.
دیدگاه
٠

هر گفته او مورد بررسی دقیق قرار خواهد گرفت/موشکافی خواهد شد.

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
As for me, if I had fifty-three minutes to spend as I liked, I should walk at my leisure toward a spring of fresh water.
دیدگاه
٠

در مورد من، اگر پنجاه و سه دقیقه وقت داشتم که آن طور که دلم می خواست بگذرانم، با طیب خاطر/با فراغت بال/با خیالی آسوده به سمت چشمه آب شیرین پیاده روی ...

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
As for the money, don't give it a second thought.
دیدگاه
٠

در مورد پول، فکرش را هم نکن/تردید نکن.

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
He built up the business at the expense of his health.
دیدگاه
٠

او به بهای سلامتی اش این کسب و کار را راه انداخت و توسعه داد.

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
She bought fame at the expense of her happiness and health.
دیدگاه
٠

او شهرت اش را به قیمت خوشبختی و سلامتی خود خرید/به دست آورد/حصول نمود.

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
He finished the job at the expense of his health.
دیدگاه
٠

او کارش را به قیمت سلامتی اش تمام نمود.

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
They purchased life at the expense of honour.
دیدگاه
٠

آنها زندگی شان را به بهای شرافت شان خریدند/به دست آوردند/حصول نمودند.

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
Democrats will complain he overemphasizes punishment at the expense of prevention and treatment.
دیدگاه
٠

دموکرات ها شکایت خواهند کرد که او به بهای از دست دادن پیشگیری و حل و فصل بر روی مجازات تاکید مضاعف دارد.

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
The board had a long, windy discussion about the matter.
دیدگاه
٠

هیئت مدیره در مورد این موضوع بحث طولانی و عبثی داشت.

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
We all like to think we stand out from the crowd .
دیدگاه
٠

همه ما دوست داریم فکر کنیم تافته جدا بافته هستیم/متمایز از دیگران هستیم.

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
Stand out, if you want to compete with me!
دیدگاه
٠

اگر می خواهی با من رقابت کنی، برتری خودت را نشان بده.

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
His huge Afro made him stand out at school.
دیدگاه
٠

موهای بلند و پف کرده آفریقایی اش، او را در مدرسه نمایان/تابلو کرده است.

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
His enthusiasm slumped when his team lost again.
دیدگاه
٠

موقعی که تیمش دوباره شکست خورد، شور و اشتیاق او دچار افت شد.

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
Sales have slumped since the market crash.
دیدگاه
٠

میزان فروش از زمان سقوط بازار دچار افت شده است.

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
The group's influence had begun to wane by this time.
دیدگاه
٠

تا این موقع، نفوذ گروه شروع به افول کرده بود.

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
My bet on the race was small.
دیدگاه
٠

مبلغ شرط بندی من روی این مسابقه کم بود.

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
His horse is a sure bet in the next race.
دیدگاه
٠

اسب او گزینه مطمئنی برای شرط بندی در مسابقه بعدی است.

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
I bet you're tired after all that work in the yard.
دیدگاه
٠

مطمئنم که تو بعداز این همه کار کردن در حیاط خسته ای.

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
Actors have to learn their lines by heart.
دیدگاه
٠

بازیگران مجبورند سطور مربوط به خودشان را در فیلمانه ازبر شوند.

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
I've got this poem off by heart already.
دیدگاه
٠

من این شعر را از بر شده ام/حفظ کرده ام.

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
Try to learn by heart these English words and phrases.
دیدگاه
٠

سعی کن این لغات و عبارات انگلیسی را حفظ کنی/از بر کنی.

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
You should learn these words by heart.
دیدگاه
٠

تو باید این لغات را حفظ شوی/از بر شوی.

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
The injection caused rigor.
دیدگاه
٠

تزریق باعث /سفتی/گرفتگی/انقباض عضلات شد.

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
The river is tamed by a dam.
دیدگاه
٠

رود توسط یک سدی مهار شده است.

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
Pioneers tamed the wilderness.
دیدگاه
٠

پیشروها طبیعت بکر را به کنترل خود درآوردند.

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
a tame political rally
دیدگاه
٠

گردهمآیی سیاسی ضعیف/بیروح/بی جان/سرد

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
He couldn't then afford the money to go on the trip.
دیدگاه
٠

او نمی توانست پول لازم برای رفتن به سفر را تامین کند.

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
How can he afford to buy himself a brand new car?
دیدگاه
٠

او چطور از عهده خریدن ماشین نو برای خودش برمی آید؟

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
No ordinary families can afford to hire servants.
دیدگاه
٠

هیچ خانواده معمولی از عهده استخدام خدمتکار برنمی آید.

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
We can't afford to go abroad this summer.
دیدگاه
٠

ما امسال استطاعت خارج رفتن نداریم.

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
I must brush up on my Latin for the exam.
دیدگاه
٠

برای امتحان باید زبان لاتین را مرور کنم ( به روز کنم ) .

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
She sensed something was amiss and called the police.
دیدگاه
٠

او حس کرد چیز بدی اتفاق فتاده و به پلیس زنگ زد.

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
There's something amiss in their relationship.
دیدگاه
٠

در روابط آنها چیزی اتفاق افتاده است.

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
She sensed something was amiss right now!
دیدگاه
٠

او حس کرد همین الان چیز بدی اتفاق افتاده است.

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
Please don't take it amiss, if I point out your errors.
دیدگاه
٠

لطفاً به دل نگیرید/لطفاً به شما برنخورد، اگر به خطاهای شما اشاره کنم.

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
A word of apology might not go amiss.
دیدگاه
٠

یک کلمه عذرخواهی می توانست وضعیت را بهتر کند/به بهتر شدن فضا کمک کند.

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
Nothing comes amiss to a hungry man.
دیدگاه
٠

آدم گرسنه از هیچ چیز نمی گذرد. / آدم گرسنه هیچ چیز را رد نمی کند. معادل: A hungry person won’t be picky about food.

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
Protestors firebombed the embassy building yesterday.
دیدگاه
٠

معترضان روز گذشته به ساختمان سفارت بمب آتش زا پرتاب کردند.

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
If the government clamps down on the protestors, that will only serve to strengthen them in the long run.
دیدگاه
٠

اگر دولت علیه معترضان شدت عمل نشان دهد، این کار فقط موجب تقویت آن ها در طولانی مدت خواهد شد.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
The teacher collated her syllabus.
دیدگاه
٠

معلم رئوس مطالب درسی خود را مرتب کرد.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
The problem nagged at him so much that he couldn't sleep.
دیدگاه
٠

این مشکل او را چنان دچار ناراحتی/نگرانی/پریشانی کرده است که نمی تواند بخوابد.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
His arthritis nags him.
دیدگاه
٠

آرتروز او را به ستوه آورده است. /آرتروز او را آزار می دهد.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
The children nagged me for ice cream all afternoon.
دیدگاه
٠

بچه ها تمام بعد از ظهر برای بستنی به من پیله کرده بودند. /بچه ها تمام بعد از ظهر از من بستنی می خواستند.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
Please find enclosed an agenda for the meeting.
دیدگاه
٠

لطفاً دستور کار جلسه را به پیوست ملاحظه کنید. ( لازم است به جای an از the استفاده شود )

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
He overlooked the fact that some of the dinner guests might be vegetarian.
دیدگاه
٠

او این واقعیت را که برخی از مهمانان شام شاید گیاه خوار باشند، از نظر دور انداخت.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
The movers overlooked a few things, so the family had to bring them later.
دیدگاه
٠

حمل و نقل کننده ها چند چیز را ندیدند، پس/در نتیجه خانواده مجبور شد آنها را بعداً بیاورد.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
Experts are trying to track down the source of the contamination in the water supply.
دیدگاه
٠

کارشناسان تلاش می کنند منشاء آلودگی منبع آب را ردیابی کنند.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
She had spent years trying to track down her parents.
دیدگاه
٠

او سالها صرف تلاش برای یافتن ردی از والدینش کرده بود.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
Her parents fostered her dream of going to the Olympics.
دیدگاه
٠

والدین او آرزوی رفتن به المپیک او را رشد دادند.

تاریخ
١ سال پیش
متن
A visitor cropped up at our house.
دیدگاه
٠

مهمانی به طور غیرمترقبه در خانه ماظاهر شد.

تاریخ
١ سال پیش
متن
The most basic attribute of all animals is consciousness.
دیدگاه
٠

اساسی ترین ویژگی تمام حیوانات هوشیاری است.

تاریخ
١ سال پیش
متن
The crown is an attribute of kingship.
دیدگاه
٠

تاج، نشانی از سلطنت است.

تاریخ
١ سال پیش
متن
To what do you attribute this delay?
دیدگاه
٠

تو این تاخیر را به چه چیزی نسبت می دهی؟

تاریخ
١ سال پیش
متن
I attribute our success to him.
دیدگاه
٠

من موفقیت مان را به او نسبت می دهم.

تاریخ
١ سال پیش
متن
Your answer is very to the point.
دیدگاه
٠

پاسخ شما خیلی مرتبط با اصل موضوع است.

تاریخ
١ سال پیش
متن
Your answer is to the point.
دیدگاه
٠

پاسخ شما مرتبط با اصل موضوع است.

تاریخ
١ سال پیش
متن
His own shortcomings are thwarting him.
دیدگاه
٠

ایرادات و کاستی های خود او مانع راه اوست.

تاریخ
١ سال پیش
متن
Road blocks thwarted their plan to escape.
دیدگاه
١

موانع راه نقشه فرار آنها را عقیم گذاشت.

تاریخ
١ سال پیش
متن
The run winded him.
دیدگاه
٠

دویدن نفس او را بریده بود.