پیشنهاد‌های علی ماشالله زاده برزکی (١٨٣)

بازدید
٨٨٠
تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

Chalk = completely Chalk full of remedy کاملا پر از مرهم

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد

I'll have a sandwich. . That will keep me going untill lunchtime این ساندویچ نگه میداره من را تا ناهار نگهم میداره که ادامه بدهم

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

دارد می پردازد به ( این مطلب ) دارد ادامه می دهد به ( این مبحث ) دارد صحبت می کند درباره ی ( این مطلب ) دارد بحث می کند درباره ی ( این مطلب )

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٦

غرق در کار ( که حواسمان به اطراف نیست )

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٥

۱ - . . . . . inclusive of شامل. . . . The monthly rent is inclusive of light and water اجاره ی ماهانه شامل آب و برق هست ( پول آب و برق هم در مبلغ ا ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١٦

۱ - گنجاندن The book's value stems from its inclusion of multiple viewpoints ارزش این کتاب به گنجاندن نظرات مختلف ( در کتاب ) است ۲ - مشارکت عمومی، ج ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

آواها

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٧

فعال پیشدستانه حمایتگر حامی/حایل دار/از پیش مراقب از پیش در رفع نیازها و دفع خطرات از کسی کوشا پیشدستانه مراقب و حمایتگر My son is active , so I have ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١٦

کمک فکری We’ll need input from community nurses ما نیاز به کمک فکری از پرستاران اجتماعی خواهیم داشت

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٥

Two centsنظر شخصی Input کمک فکری

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

منتظر نتیجه ایستادن منتظر جواب ایستادن پشت پیشخوان منتظر ماندن پشت پیشخوان منتظر ( جواب ) بودن I stood in line for a few minute before being waited o ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

منتظر نتیجه ایستادن منتظر جواب ایستادن پشت پیشخوان منتظر ماندن پشت پیشخوان منتظر ( جواب ) بودن

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد

غذا خوردن ، شام خوردن To dine is to eat a meal, particularly the last meal of the day. Dinning at a resturantشام خوردن در رستوران فعل: dine

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١٦

تصادف زنجیره ای A pile - up is a road accident in which a lot of vehicles crash into each other. . . . a 54 - car pile - up. یک تصادف زنجیره ای ۵۴ ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣٣

ritual عادت شخصی ( همه صبح ها مطالعه نمی کنند، عادت شخصی است ) routinعادت همگانی ( همه صبح ها مسواک می زنند. . . ) My morning ritual includes readi ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٦

( ترافیک ) پس زدن ، طولانی شدن traffic backs up, it forms a long line of vehicles that cannot move The traffic was starting to back up in both direc ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

( خودرو ) وسط راه خراب شده ( خودرو ) داخل جاده نقص فنی پیدا کرده

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

حرکت کند ترافیک کلاچ ترمزهای مکرر Traffic in the high way is stop and go ترافیک این بزرگراه همه اش کلاچ ترمز است

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٥

ادغام شدن در ترافیک/ بزرگراه/خط عبور ملحق شدن به ترافیک/بزرگراه/خط عبور وارد . . . . ( بزرگراه/خط عبور ) . . . شدن I mergeed into the highway من وارد ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٨

سیستم انتقال نیرو ( گیربکس ) Put the transmission into park گیربکس را در حالت پارک قراربده ( ماشین را در حالت خاموش بگذار توی دنده که حرکت نکند ) T ...

پیشنهاد
٠

سیستم انتقال نیرو را در حالت پارک قرار دادن گیربکس را توی دنده گذاشتن ( که ماشین در حالت خاموش حرکت نکند )

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٥

که آدم را درگیر خودش می کنه جالب و جلب توجه کننده

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٧

جایش را گرفتن جایگاه شغلی . . . را گرفتن Some workers will lose their jobs as machines take over بعضی کارگرها شغل شان را از دست خواهند داد چون ماشین ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

( از روی هیجان به خاطر موفق شدن در کاری یا یافتن چیزی. . ) عالیه Way to go, Kim! Now we'll have to start all over again. As he left, the fans broke ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٤

( شخص ) هیدراته ( شخص ) دارای آب کافی برای بدن کسی که دچار کمبود آب بدن نیست

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

مشکلات حل تمرین مشکل در تمرین حل کردن مشکل در حل تمرین

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

دانش کاری دانش مرتبط با کار معلومات شغلی

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

معلومات پیش نیاز

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

توسعه دهنده ( ی زمین املاک ) = بساز بفروش

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

در ترجمه یdeveloper لغت تکنولوژی به انتهای ترجمه باید اضافه گردد: توسعه دهنده ( ی تکنولوژی ) یعنی کسی یا شرکتی که کامپیوتر و دستگاه های با تکنولوژی ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

آسیب پذیر

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

مطالعه ی همگانی

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

عموم افراد کتابخوان It was with the circulation of pinkwik paper . he began to enjoy a truly unprecedented ascent into the favour of the British read ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

دائمی Michael's invariable reaction was anger and a reluctance to try anything new. عکس العمل دائمی میخاییل عصبانیت و بی تفاوتی نسبت به تلاش برای هر ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

( اظهار نظر، رویکرد، نگرش ) بی پرده، بی حجب و حیا، بدون ملاحظه ی شان ومقام دیگران irreverent approavh/attitude/comment

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٦

۱ - به همان اندازه ی. . . . دوبرابر اندازه ی. . . سه برابر اندازه ی. . . . Take as much time as you like. هر چقدر که دوست دارید وقت بگذارید Eat a ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١٢

۱ - سالم His car remained intact after accident ماشینش سالم ماند بعد از تصادف ۲ - بدون خدشه His reputation survived intact اعتبارش بدون خدشه باقی مان ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١١

شعله ور کردن خاطرات Rekindle memories

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

Distant memory خاطره ی دور ( مربوط به گذشته های دور، که داره فراموش میشه ) خاطره ای که داره به فراموشی سپرده می شود . . . . . . . . . . . . در این ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

Distant memory خاطره ی دور ( مربوط به گذشته های دور، که داره فراموش میشه ) خاطره ای که داره به فراموشی سپرده می شود

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

۱ - ( طیف معنایی فیزیکی ) ریاضی: اشتراک ۲ - ( طیف معنایی مجازی ) وجه مشترک The communality of human crisis, tragedy is the same whether in ghetto or ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

موعد به دنیا آمدن/پرداخت کلمه ی به دنیا آمدن/پرداخت در کلمه due مستتر است موعد. . . ( تولدش، پرداخت. . ) . . . هست ( فلان تاریخ ) The baby is due in ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

دادم از روی کلید ساختند دادم از روی کلید برش زدند

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

ندانستن کجا گذاشتن I mislay my keys نمیدونم کلیدهایم را کجا گذاشته ام

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

سوسول و اواخواهر

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

فرصت طلایی فرصت استثنایی

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

فرصت طلایی فرصت استثنایی

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

پشت گرمی

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

پشت گرمی

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٤

بحث داغ موضوع مناقشه برانگیز A political hot potato یک بحث داغ سیاسی