پیشنهادهای علی ماشالله زاده برزکی (١٨٣)
با تشکر از کاربر setayesh_Arya که اولین نفری بودند که این ترجمه را پیشنهاد دادن: Take care of� :رسیدگی کردن، پذیرایی کردن ، مراقبت کردن =deal with = ...
کلفت نوکری کسی را کردن و خیر ندیدن نمک خوردن و نمکدان شکستن To bite the hand that feeds you To return evil for good Don’t shit where you eat
عادتی که تبدیل به سنت و اعتقاد شده Ritual= strong routine
سرگرمی دورهمی ویژگی های کلیدی Party Games: تعداد بازیکن بالا: اغلب برای 10 نفر یا بیشتر طراحی شده اند، هرچند برخی از آن ها با تعداد کمتر هم قابل ...
همیشه اینجور نبوده این عبارت به این معنی است که وضعیتی که در حال حاضر وجود دارد، در گذشته به این شکل نبوده و قبلاً متفاوت بوده است. این اصطلاح برای ...
another�� vs�� other another : ( فرد/چیز مشخص] دیگر ( بدون تأکید بر مجوعه، گروه، دسته] = a further. . . = an extra. . . . =�one more. . . =�an add ...
another�� vs�� other another : ( فرد/چیز مشخص] دیگر ( بدون تأکید بر مجوعه، گروه، دسته] = a further. . . = an extra. . . . =�one more. . . =�an add ...
یک کاربر محترم ایراد گرفته اند که چرا سلام می کنیم در حالیکه به معنی تسلیم هست ولی به نظر بنده: کلمه" سلام" با کلمه "سلامتی" هم ریشه است و یعنی از ط ...
🎎 Quite�� vs��� Quite a few 🎎 Quite� = very = very good������ قید ���������� = completely Quite a few = many��������� شمارنده 🎄Quite 🎄 🎄Quite ...
🎎 Quite�� vs��� Quite a few 🎎 Quite� = very = very good������ قید ���������� = completely Quite a few = many��������� شمارنده 🎄Quite 🎄 🎄Quite ...
🎎 Quite�� vs��� Quite a few 🎎 Quite� = very = very good������ قید ���������� = completely Quite a few = many��������� شمارنده 🎄Quite 🎄 🎄Quite ...
یه دونه ای تکی لنگه نداری بهترینی دردونه ای🙂
باعث خرسندی من هست ( با کمال میل ) باعث خرسندی من خواهد بود باعث خرسندی من بود It is my pleasure It was my pleasure It would be my pleasure
ظرف شیشه ای نوشیدنی ۵ میوه قدح
By any chance احیانا ، بر حسب اتفاق ( در جملات سوالی ) =Probabely احتمالا =accidently تصادفاً
در دست احداث This construction project is underway. این پروژه ساختمانی در دست احداث است
Underway
از آن مهم تر ( مهمتر از همه My neighbor Stacy is incredible You wouldn't believe all the thing she manages to get done. باور نخواهی کرد تمام کارها ...
( صفت ) که سخته قبول کردن اش Liz found his criticisms�hard to take. � لیزا متوجه شد انتقاداتش سخته قبول کردن اش
تسخیر کننده ی ذهن و روح و نگاه جذاب، دلربا
خیرخواه
( چالشی که ) زندگی پیش پای شما می گذارد
تنش توی گور لرزید
تنش توی گور لرزید
=roll over in his grave =spine in his grave
یک حرکتی بکن سعی ات را کردن تلاشت را بکن
هوا ی عالی هوا آفتابی با یک نسیم خنک It's absolutely shorts weather! جون میده با شلوارک بری حمام آفتاب بگیری
هوا عالیه هوا آفتابی هست با یک نسیم خنک جون میده با شلوارک بری حمام آفتاب بگیری
Off the top of my head
البسه
( لباس، لوازم منزل. . . ) ست کردن طوری انتخاب کردن که به همدیگر بیاد طوری انتخاب کردن که با هم جور و هماهنگ باشد ( به لحاظ رنگ، مدل، جنس. . . ) =mat ...
( گوشت ، ماهی ) ساطوری کردن با چاقو استخوان های ( ماهی، گوشت ) را گرفتن Don't be afraid to ask your fishmonger to fillet flat fish. نترس که از ماهی ...
. A web developer is responsible for making your web designer's ideas come to life and making the site functional through coding یک برنامه نویس وب مس ...
فلز خام فلزی که هنوز روی آن کار نشده ( حالت داده نشده، برش نخورده ) ورق خام
بسیار راضی کنندهrewarding راضی کنندهsatisfying
وقت گذاشتن روی. . . . I'm taking some time out to travel وقتم را گذاشته ام روی مسافرت ( کار نمی کنم ، فعلا بیکارم ) I'm taking some time out with m ...
داروسازی خرد داروسازی در مقیاس خرد داروسازی جزئی داروسازی موردی ساخت بعضی دارو ها از روی نسخه ی پزشک بصورت موردی برای یک بیمار توسط داروساز نه در مقی ...
اورژانس پزشکی
در تایید کاربرمحترمakamrahimi50@gmail. com ناحیه ی بی خطر، منطقه ی امن 3SAFE PLACE [uncountable] a place where you are safe from danger safety of Th ...
کاملا چرخیده فرمان قفل شده ( تا آخر چراخنده شده ) Start parking with wheels turned all the way around پارک دوبل را شروع کنید با چرخ های کاملا چرخیده ...
Just yet = yetهنوز Not just yetنه هنوز
Give sb mouthfull تیکه ی سنگین به کسی گفتن ( حرف ) کلفت بار کسی کردن فحش دادن به کسی
( حرف ) کلفت بار کسی کردن تیکه ی سنگین به کسی گفتن فحش دادن به کسی
بطور امن ، با احتیاط Safely Complete your turn or U turn بطور ایمن کامل کنید گردش یا دور زدن تان را. ( با احتیاط )
( بازدید ) خوردن ( سود ) بدست آوردن ( ضرر ) دادن ( فروش ) رفتن rack up profit rack up losses rack up sales
دستور زبان : فعلی که هم لازم است هم متعدی
جریحه دار کردن ( احساسات ) کسی She could sense his concern and it touched her اون خانم می توانست درک کند نگرانی اون مرد را و این احساسات اون خانم را ...
پیرو موارد اشاره شده توسط کاربران گرامی ( کتاب های ) خود مرافبتی، توسعه فردی کتاب هایی مثل مهارت های زندگی، آیین دوست یابی، ۴۸ کلید قدرت ، قوربه را ...
مقرون به صرفه
اجاره ی ماشین اجاره کردن ماشین