developer

/dɪˈveləpər//dɪˈveləpə/

معنی: توسعه دهنده، ظاهر کننده عکس
معانی دیگر: (اسباب یا شخص) گستران گر، کسی که زمین را برای فروش خانه سازی می کند، بساز و بفروش، عکاسی ظاهر کننده عکس

جمله های نمونه

1. A local developer is planning to build a supermarket on the site.
[ترجمه شاپور نصرالهی پور] یک ساختمان ساز محلی در حال برنامه ریزی برای ساخت یک فروشگاه در محل است.
|
[ترجمه گوگل]یک توسعه دهنده محلی در حال برنامه ریزی برای ساخت یک سوپرمارکت در این سایت است
[ترجمه ترگمان]یک توسعه دهنده محلی در حال برنامه ریزی برای ساخت یک سوپرمارکت در محل است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Tom is a real estate developer.
[ترجمه شاپور نصرالهی پور] تام بساز و بفروش املاک و مستغلات است
|
[ترجمه گوگل]تام یک توسعه دهنده املاک و مستغلات است
[ترجمه ترگمان]تام یه developer real
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He was a very late developer.
[ترجمه گوگل]او یک توسعه دهنده بسیار دیر بود
[ترجمه ترگمان]اون یه developer خیلی دیر بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Tom was a late/slow developer.
[ترجمه جهانگیری] تام یک توسعه دهنده ضعیف است
|
[ترجمه گوگل]تام یک توسعه دهنده دیر/آهسته بود
[ترجمه ترگمان]تام یک توسعه دهنده دیر یا دیر بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The developer requested a variance to build a shopping center on the east side of town.
[ترجمه گوگل]سازنده برای ساخت یک مرکز خرید در ضلع شرقی شهر درخواست تغییر داد
[ترجمه ترگمان]توسعه دهنده از یک واریانس برای ساخت یک مرکز خرید در سمت شرق شهر درخواست کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The flats are being built by a private developer.
[ترجمه گوگل]این آپارتمان ها توسط یک توسعه دهنده خصوصی ساخته می شود
[ترجمه ترگمان]این آپارتمان ها توسط یک توسعه دهنده خصوصی ساخته شده اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. At school she was a late developer, and it wasn't until she went to university that her talents became apparent.
[ترجمه گوگل]در مدرسه او یک توسعه دهنده دیررس بود و تا زمانی که به دانشگاه رفت استعدادهای او آشکار شد
[ترجمه ترگمان]او در مدرسه یک developer دیر بود و تا زمانی که به دانشگاه نرفته بود، استعدادش آشکار می شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The firm is described as a leading developer of top-secret weaponry.
[ترجمه گوگل]این شرکت به عنوان یک توسعه دهنده پیشرو در تسلیحات فوق سری توصیف می شود
[ترجمه ترگمان]این شرکت به عنوان یک توسعه پیشرو از سلاح های سری شناخته می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Developer Urban Splash is involved and is in the process of buying part of the land.
[ترجمه گوگل]توسعه دهنده Urban Splash درگیر است و در حال خرید بخشی از زمین است
[ترجمه ترگمان]توسعه نرم شهری، در فرآیند خرید بخشی از زمین مشارکت دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. A city official put his arm around a developer; the chief executive of an advertising agency greeted a banker.
[ترجمه گوگل]یکی از مقامات شهر دست خود را دور یک توسعه دهنده قرار داد مدیر اجرایی یک آژانس تبلیغاتی با یک بانکدار احوالپرسی کرد
[ترجمه ترگمان]یک مقام شهری دستش را دور یک توسعه دهنده قرار داد؛ مدیر اجرایی یک موسسه تبلیغاتی به یک بانک دار سلام کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. While both developer subsidies passed, the narrow margin clearly indicates the voters of this valley are beginning to wise up.
[ترجمه گوگل]در حالی که هر دو یارانه توسعه دهندگان تصویب شد، حاشیه کم به وضوح نشان می دهد که رای دهندگان این وادی شروع به عاقل شدن کرده اند
[ترجمه ترگمان]در حالی که هر دو کمک های توسعه دهنده از بین رفتند، حاشیه باریک به وضوح نشان می دهد که رای دهندگان این دره شروع به عاقلانه بودن می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. The new release addresses some important developer issues like distributed schema for building families of applications in distributed environments.
[ترجمه گوگل]نسخه جدید به برخی از مسائل مهم توسعه‌دهنده مانند طرحواره توزیع‌شده برای ساختن خانواده‌های برنامه‌ها در محیط‌های توزیع‌شده می‌پردازد
[ترجمه ترگمان]انتشار جدید برخی موضوعات توسعه دهنده مهم مانند شمای توزیع شده را برای ساخت خانواده های کاربردی در محیط های توزیع را مورد خطاب قرار می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Cleveland-based developer next to what would become the Marana border, nothing zoned for more than one house per acre.
[ترجمه گوگل]توسعه‌دهنده مستقر در کلیولند در کنار مرز مارانا، چیزی بیش از یک خانه در هر هکتار منطقه‌بندی نشده است
[ترجمه ترگمان]توسعه دهنده مستقر در کلیولند در کنار چیزی که به مرز Marana تبدیل خواهد شد، چیزی برای بیش از یک خانه در هر جریب است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. When developer Peter Makaus applied for a zoning change, area residents began lobbying to save the wash.
[ترجمه گوگل]هنگامی که توسعه دهنده پیتر ماکاوس درخواست تغییر منطقه بندی کرد، ساکنان منطقه شروع به لابی کردن برای نجات شستشو کردند
[ترجمه ترگمان]هنگامی که پیتر Makaus، سازنده توسعه، برای تغییر منطقه بندی بکار گرفته شد، ساکنان منطقه شروع به اعمال نفوذ کردند تا wash را حفظ کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. They expect to sell to a developer and move into a modern bungalow on 13 acres less than a mile away.
[ترجمه گوگل]آنها انتظار دارند به یک توسعه دهنده بفروشند و به یک خانه ییلاقی مدرن در 13 جریب کمتر از یک مایل دورتر نقل مکان کنند
[ترجمه ترگمان]آن ها انتظار دارند که به یک توسعه دهنده فروخته شوند و به یک خانه ییلاقی جدید در ۱۳ جریب کم تر از یک مایل دورتر بروند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

توسعه دهنده (اسم)
extender, developer

ظاهر کننده عکس (اسم)
developer

تخصصی

[شیمی] ظاهر شدن، دوای ظهور
[سینما] دوای ظهور
[نساجی] ظاهر کننده - داروی ظهور
[ریاضیات] توسعه دهنده، ظاهر کننده

انگلیسی به انگلیسی

• person or thing that develops; chemical substance used in photography
a developer is a person or a company that buys land in order to build new houses or factories on it.
if a child is an early developer, he or she develops physically or mentally earlier than others of the same age. if a child is a late developer, he or she develops later than others.

پیشنهاد کاربران

پرورش دهنده، مربی، آموزگار
اکسیدان ( رنگ مو ) developer cream
توسعه دهنده ( اسم )
develop: توسعه دادن، گسترش دادن ( فعل )
development: توسعه، پیشرفت
مثال: Software Developer را �توسعه دهنده نرم افزار� می گویند. قبلا این شغل را Programmer �برنامه نویس� می گفتند.
۱. شرکت یا موسسه توسعه و عمران ۲. بساز و بفروش ۳. {عکاسی} داروی ظهور
مثال:
A local developer is planning to build a supermarket on the site.
یک بساز و بفروش محلی در حال نقشه کشیدن برای ساخت یک سوپرماکت در محل است.
مجری پروژه
سازنده
[عکاسی و سینما] داروی ظهور
ا
عکاسان و تصویربرداران ( فیلمبرداران ) از داروی که در سینما و عکاسی از آن برای ظاهر کردن یک فیلم خام استفاده می گردید و تصویری منفی پدید می آمد از واژه دولوپر استفاده می کردند. عکاسان با توجه به این که داروی ظهور و پدیدار کردن بود برای تصویر منفی و تشکیل عکسی با تصویری حقیقی که ما مشاهده می کنیم و به آن تصویر مثبت می گویند از واژه "دولوپر" یا داروی ظهور استفاده می کردند.
...
[مشاهده متن کامل]

داروی ظهور ترکیبی از چند ماده شیمیایی با آب بود که به صورت مایع هم در دسترس بود.
تصویر منفی، تصویری است که رنگ های آن از رنگ سیاه به سفید است. در صورتی که در تصویر مثبت یا تصویر حقیقی که ما آن را مشاهده می کنیم، رنگ ها از سفید به سیاه است. به طور مثال در تصویر منفی رنگ سیاه به سفید و رنگ سفید به صورت سیاه در فیلم یا کاغذ عکاسی پدیدار می شود. رنگ خاکستری هم با ترکیبی از رنگ سیاه و سفید نشان داده می شود. هر چه رنگ سیاه یک جسم خاکستری بیشتر باشد تصویر منفی آن بیشتر به رنگ سفید برگردانده می شود.
در عکاسی های قدیم که از دوربین های ویژه ای برای تهیه عکس های فوری در گوشه و کنار خیابان ها استفاده می کردند برای تهیه فیلم هم از کاغذ عکاسی استفاده می کردند بنابراین تصویر هم در آن ها به صورت منفی بود. با عکسبرداری چاپ مجدد از آن تصویری حقیقی پدید می آمد.
عکسبرداری مجدد هم به این صورت بود که بجای کسی که عکس کی گرفتند پایه آهنی که مستطیلی فلزی به آن وصل بود. تصویر منفی را بر روی آن با همان خیس بودن تصویر منفی می چسباندند و تصویری از آن در نور طبیعی می گرفتند. با ظور آن تصویر مثبت پدید می آمد.
در ایام گذشته از این نوع عکسبرداری برای عکس دارکردن شناسنامه استفاده بسیار زیادی میشد و فرآیند این تهیه عکس بیش از 20 دقیقه بود.
یاد آن روزها بخیر که مردمان ساده ای داشت با شناسنامه ای که عکس فوری بر روی آن بود.
امروزه دوربین دیجیتالی و دوربین موبایل کار تصویربرداری را بسیار ساده کرده است. به طوری که می توان آن را بلافاصله پس از عکسبرداری به صورت تصویری مثبت یا حقیقی مشاهده کرد.

توسعه دهنده ( ی زمین املاک ) = بساز بفروش
در ترجمه یdeveloper لغت تکنولوژی به انتهای ترجمه باید اضافه گردد:
توسعه دهنده ( ی تکنولوژی )
یعنی کسی یا شرکتی که کامپیوتر و دستگاه های با تکنولوژی جدید تولید می کند و توسعه می دهد آنرا
. . . . . . . . . . . . . .
...
[مشاهده متن کامل]

لغت provider هم از همین دست کلمات است به معنای
ارائه دهنده ( ی خدمات اینترنت، تلفن، . . . . )

🔍 دوستان مشتقات ( derivatives ) این کلمه اینها هستند:
✅ فعل ( verb ) : develop
✅️ اسم ( noun ) : development / developer
✅️ صفت ( adjective ) : developing / developmental / developed
✅️ قید ( adverb ) : developmentally
developer ( مهندسی مخابرات )
واژه مصوب: پدیدآور 2
تعریف: سازمان یا شخص سازندۀ سامانه‏های فنّاوری اطلاعات و ارتباطات
انبوه ساز
برنامه ساز ( سازنده اپلیکیشن ها )
سازنده ( در عمران و ساخت و ساز )

Hair developer
روشن کننده مو
پیشرو
بساز و بفروش
توسعه دهنده - بهتر است در متون مربوط به رایانه و نرم افزار و وب، این کلمه را برنامه نویس ترجمه نکرد. زیرا کار توسعه دهنده از برنامه نویس عمومی تر است. او یک نرم افزار را توسعه می دهد. گاهی مهندسی معکوس
...
[مشاهده متن کامل]
می کند. گاهی از ابتدا برنامه نویسی می کند. از چه طریق؟ ازطریق برنامه نویسی. پس خوب است از کلمۀ توسعه دهنده استفاده شود.

[علوم رایانه] برنامه نویس
طراح و توسعه دهنده وب
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ٢٠)

بپرس