تخصصی
پیشنهاد کاربران
معنی:
هیدراته / دارای آب کافی در بدن / به خوبی آبرسانی شده
🔹 نکته واژگانی:
* **stay hydrated** = آب کافی بنوش و بدن را هیدراته نگه دار
* **well - hydrated** = به خوبی آبرسانی شده
* **properly hydrated** = به درستی هیدراته
... [مشاهده متن کامل]
* **keep hydrated** = هیدراته ماندن
📌 تفاوت و نکات مهم:
* **hydrated** = بدن آب کافی دارد.
* **dehydrated** = بدن دچار کم آبی شده است.
* **hydration** = اسمِ �آبرسانی� یا �وضعیت آب بدن�
* **hydrated** = صفتِ �دارای آب کافی�
مقایسه:
* **She is well - hydrated. **
= بدن او به خوبی آب رسانی شده است.
* **She is dehydrated. **
= او دچار کم آبی بدن است.
📌 این واژه هم برای بدن انسان و هم برای پوست استفاده می شود:
* **hydrated skin** = پوست آبرسانی شده
* **stay hydrated during exercise** = هنگام ورزش آب کافی بنوش
🔹 نوع کلمه ( Part of Speech ) :
Adjective ( صفت )
🔹 مثال:
**Make sure you stay hydrated during hot weather. **
= مطمئن شو در هوای گرم آب کافی می نوشی و هیدراته می مانی. 💧☀️
هیدراته / دارای آب کافی در بدن / به خوبی آبرسانی شده
🔹 نکته واژگانی:
* **stay hydrated** = آب کافی بنوش و بدن را هیدراته نگه دار
* **well - hydrated** = به خوبی آبرسانی شده
* **properly hydrated** = به درستی هیدراته
... [مشاهده متن کامل]
* **keep hydrated** = هیدراته ماندن
📌 تفاوت و نکات مهم:
* **hydrated** = بدن آب کافی دارد.
* **dehydrated** = بدن دچار کم آبی شده است.
* **hydration** = اسمِ �آبرسانی� یا �وضعیت آب بدن�
* **hydrated** = صفتِ �دارای آب کافی�
مقایسه:
= بدن او به خوبی آب رسانی شده است.
= او دچار کم آبی بدن است.
📌 این واژه هم برای بدن انسان و هم برای پوست استفاده می شود:
* **hydrated skin** = پوست آبرسانی شده
* **stay hydrated during exercise** = هنگام ورزش آب کافی بنوش
🔹 نوع کلمه ( Part of Speech ) :
Adjective ( صفت )
🔹 مثال:
= مطمئن شو در هوای گرم آب کافی می نوشی و هیدراته می مانی. 💧☀️
واژه آبناک می تواند برابر خوبی برای این واژه انگلیسی باشد که کم و بیش به گویش ایرانی ها راه یافته است.
آبناک از دو بخش آب و ناک درست شده است. ناک پسوندی است برابر "دارای، پر از" پس آبناک می شود پر از آب، دارای آب که همین واژه را نشان دهد.
آبناک از دو بخش آب و ناک درست شده است. ناک پسوندی است برابر "دارای، پر از" پس آبناک می شود پر از آب، دارای آب که همین واژه را نشان دهد.
مرطوب
( شخص ) هیدراته
( شخص ) دارای آب کافی برای بدن
کسی که دچار کمبود آب بدن نیست
( شخص ) دارای آب کافی برای بدن
کسی که دچار کمبود آب بدن نیست
آبرسان
پر شدن
hydrated ( شیمی )
واژه مصوب: آبپوشیده
تعریف: ویژگی یونی که شمار معینی مولکول آب در فضـای همآرایی ( coordination surrounding ) خود داشته باشد
واژه مصوب: آبپوشیده
تعریف: ویژگی یونی که شمار معینی مولکول آب در فضـای همآرایی ( coordination surrounding ) خود داشته باشد
آبرسانی
یعنی رساندن آب کافی به سلول های بدن
با انرژی
پر آب
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١١)