پیشنهاد‌های علی ماشالله زاده برزکی (١٨٣)

بازدید
٨٨٠
تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

حلقه ی مفقوده قطعه پازل گمشده

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٤

قیمت ها را کشاندن قیمت ها شکستن

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

خانه ی قول داده شده خانه ی بیعانه داده شده این خانه را قولش را به کس دیگری دایم ( under offer ) هست

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

خط قرمز

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

Contendرقابت کردن ره قصد شکست دادن Contend with مقابله کردن به قصد حل و فصل کردن

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

توضیحات ریز یک پرونده قضایی توضیحات کم اهمیت تر یک پرونده قضایی جزئیات ریز تایپ شده ی یک پرونده قضایی

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

پایبند ماندن به ( قانون، رای کمیته )

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

رانندگی شکاری شکار ران این عنوان معمولاً با مقوله های سافاری و مسافرت ارتباط تنگاتنگی دارد. شکار رانی می تواند به وسیلهٔ ماشین شخصی و در مناطق خاص یا ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

( به لحاظ عاطفی، اخلاقی ) بدهکار کسی بودن مدیون کسی بودن

پیشنهاد
٢

مهر تاییدی بر. . . . بودن کامل کردن. . . . . به کمال رساندن. . . . حسن ختام بر. . . . بودن

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

موجب پیدایش. . . شدن James ground breaking research not only gave rise to his highly esteemed books تحقیقات پیشگامان ی جیمز نه تنها موجب پیدایش کتاب ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

کاملا موافقم خیلی زیاد موافقم

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

این هم ایده ای هست

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

هر وقت بگی من آماده هستم

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٧

به تمام معنا ( زیاد ) Genuine greed حرص به تمام معنا حرص زیاد Genuine apology عذرخواهی به تمام معنا عذرخواهی زیاد

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

۱ - شلوغ پلوغ full of people The bar was absolutely heaving مشروب فروشی کاملا شلوغ پلوغ بود ۲ - متلاطم، بالا و پایین شونده He stood on the heaving de ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

۱ - به زحمت بلند کردن، ( با زحمت ) کشاندن heave somebody/something out of/into/onto etc something� Alan heaved his suitcase onto his bed. � آلن چمدان ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

توقف فرسایشی تعطیلی فرسایشی تعطیلی تدریجی

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

به تعطیلی کشیده شدن به طور فرسایشی به تعطیلی کشیده شدن The city came to a grinding halt as transport workers went on strike شهر به تعطیلی کشیده شد چو ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

به تعطیلی کشیده شدن

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

مشوق های مالیاتی

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

To commitment to ring - fence frontline services was welcomed by campaigners and opposition leaders تعهد به" خدمات درمعرض دید و قضاوت مردم" تفکیک دار ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

پایین ترین سطح، عملیاتی ترین سطح که با مشتری، مراجعه کننده، پول. . . سر و کار دارد ویترین کار : مثل افسر اخطاریه نویس که ویترین کار ناجا می باشد نسبت ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

انگار نه انگار که. . . . . نیست

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١٩

میزان آلایندگی ( که یک شخص یا شرکت از خود به جا می گذارد ) آثار آلایندگی ردپای آلایندگی Carbon footprint آثار آلایندگی کربنی ( به جا مانده از یک شخص ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٤

به همین منوال در آینده با همین رویه در آینده You can always upgrade a bit further down the road if you want. تو میتونی همیشه به روز رسانی کنی به همی ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

بی کله گی و سرمستی In the heady days of their youth, they thought anything was possible در این روزهای بی کله گی و سرمستی جوانی شان، آنها فکر می کردند ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

دلبسته

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

برترین You use ultimate to describe the most important or powerful thing of a particular kind. Synonyms: supreme, highest, greatest, maximum More S ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

کلاه سر کسی گذاشتن

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

کلا سر کسی گذاشتن

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

Put sth over فریب داد Nobody could put one over on him. هیچکس نمی تواند کلاه سرش بزاره

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

( مکان، ساختمان ) مجلل