پیشنهاد‌های مهدی کشاورز (٤,٢٢٠)

بازدید
٩,٠٧١
تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

"شانه رو" به جای [اتوبوس بی آر تی] می توان از واژه ی شانه رو بهره گرفت. شانه رو: خودرو و یا اتوبوسی که از شانه ی خیابان ( بخش کناری خیابان ) گذر می ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

"شانه رو" به جای متروباس یا اتوبوس بی آر تی می توان از واژه ی شانه رو بهره گرفت. شانه رو: خودرویی که از شانه ی خیابان ( بخش کناری خیابان ) گذر می کن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

در سانسکریت چند واژه برای دیوار هست و از آن میان واژه ی " varaṇa वरण" درخور نگرش است. بخش نخست این واژه ( var ) به گمان بسیار با [وار] در دیوار و wa ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

زیاب، زی آب= زیست آب، آب زندگی زیاو، زی آو

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

براندازی، سرنگونی= اسقاط، ساقط کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گُشناب، نراب، منی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

الجزایر با نام باستانی [نومیدیا]

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

زامه دان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

زامه راه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شوساب، گُشناب شوس= منی، نراب

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شوسی، نرابی= seminal شوس، نراب= منی، semen

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شوس، نراب واژه ی پهلوی شوس به چم نراب، منی، گُشناب

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

کیسَک

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

"شوسار" شوسار واژه ای پیشنهادی ست به جای [پروستات] شوسار: واژه ی پهلوی شوس به چم منی و پسوند کُناکی ( فاعلی ) آر. شوسار= سازنده، آورنده ی شوس

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

"شوسار" نوواژه ی شوسار به جای پروستات شوسار: واژه ی پهلوی شوس به چم منی و پسوند آر به چم آرنده، آورنده است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

"شوسار" شوسار: شوس=منی - پسوند کُناکی ( فاعلی ) آر ⬅️ شوسار.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تَنمایه، تنمایه ( پروتئین ) : ماده ی سازنده ی تن جانداران

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

از نوواژه ی " تَنمایه" می توان به جای واژه ی پروتئین بهره گرفت. تنمایه= مایه یا ماده ی سازنده ی تن جانداران

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

تَنمایه، "تنمایه" واژه ای پیشنهادی ست که می توان به جای واژه ی [پروتئین] به کارگیری کرد. تنمایه: مایه یا ماده بنیادینِ سازنده ی تن جانداران

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

هم مایِگی، هممایگی، هم مادِگی، هممادگی، ( هم ماده بودن، همجنس بودن ) همسانی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

هم مایِگی، هممایگی، همماییک، هم مادگی، هممادگی، هممادیک همماده بودن، هممایه بودن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

مایه، مایَک، ماته، ماتَک، ماده ( ماده ی سازنده ی یک چیز یا کالا ) ، ماتَک=ماده ( در پهلوی )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

هممایه، هم مایه، هممایَک، همماتَک، همماته ماتَک: در پهلوی= ماده، مایه، ماده ی سازنده ی یک چیز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

هم مایه، هممایه، هم ماده، همماده همریخت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

به اندام ( و یا بخشی از اندام ) پیوند خورده از یک جاندار به جانداری دیگر در همان گونه، "دگرپیوند" گویند. مانند کلیه پیوندی از یک انسان به انسانی دیگ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

پیوند زدنِ یک اندام یا بخشی از اندام یک جاندار به جانداری دیگر در همان گونه؛ مانند پیوند کلیه از یک انسان به انسانی دیگر یا پیوند قرنیه که بخشی از چش ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بافتی است که از یک اندام جدا شده و به اندامی دیگر از همان تن پیوند می شود. مانند تکه استخوانی که از لگن بیمار برداشت شده و به یک استخوان شکسته ی کوت ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خودپیوندی: پیوند زدن بخشی از اندام یک تن به اندامی دیگر از همان تن. مانند برداشتن تکه ای از استخوان لگن و پیوند زدن آن به یک استخوان شکسته که دچار ک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

شمارشی، سنجشی

پیشنهاد
٠

زیست زمین شناس برابر با biogeographer دانشمند و پژوهشگری که درباره ی زمین شناسیِ زیستی پژوهش می کند.

پیشنهاد
٠

زیست زمین شناسی برابر با biogeography زمین شناسیِ زیستی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

زیست زمین شناس زیست گیتانگار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

زیست زمین شناسیک، وابسته به ( مربوط به ) زیست زمین شناسی وابسته به زمین شناسیِ زیستی . زیست گیتانگاریک وابسته به گیتانگاریِ زیستی یا جغرافیای زی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

زیست زمین شناختی، زیست گیتانگاشتی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

زیست زمین شناسی= زمین شناسیِ زیستی زیست گیتانگاری= گیتانگاری یا جغرافیای زیستی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

توریک، تورین تور . پسوند نسبت[یک]= توریک = توری مانند نزدیک، تاریک، باریک، تاجیک تور . پسوند نسبت[ین]= تورین مانند سنگین، آهنین، زرین و. . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

می توان از واژه ی همتافت به جای [شبکه] بهره گرفت.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

پذیرفتن، پذیرا شدن سرافراز کردن، سربلند کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

خودفروبینی خودبیزاری: حالت سخت خودفروبینی یا خودکم بینی

پیشنهاد
٠

نمایه قنداَفزایی یا نماگر قندافزایی یک دانشواژه ی پیشنهادی ست به جای [شاخص گلیسمیک یا گلایسمیک] نمایه یا نماگر قندافزایی: سرعت افزایش قند خون پس از ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

قنداَفزایی به جای گلیسمیک یا گلایسمی. نماگر قندافزایی= شاخص گلایسمیک ، نماگر قندافزایی نشان دهنده ی سرعت افزایش قند خون پس از خوردن هر ماده ی خوراک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

"قنداَفزایی" خوراکی هایی با نماگر قندافزایی بالا، قند خون را به تندی بالا می برند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نماگر قنداَفزایی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

"نماگر قندافزایی" قنداَفزایی به جای گلیسمیک

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

نماگر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

درود بر جناب نقدی ارجمند نشان دادن خشم آشکار در برابر اینگونه آدمها که گفتید نه تنها اثربخش نیست که برآیند ناینده ( منفی ) هم دارد و شاید طرف را در ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

پیوند خورده، پیوست شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

نشیمن، جاگیری، جایگیری خانه گزینی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

سکنی کردن یا گزیدن یا یافتن= خانه گرفتن، جاگیر شدن، نشستن، نشیمن کردن سکنی دادن= خانه دادن، نشاندن، نشیمن دادن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

نشستن، نشیمن کردن، جاگیر شدن