پاسخهای مهدی کشاورز
برابر پارسیِ واژگانِ زیر چیست: 1- جمع = Addition 2- ضرب = Multiplikation 3- حاصل جمع یا مجموع = Summe 4- حاصلضرب = Produkt پیشاپیش سپاسِ بیکران به همه کسانی که به این پرسش می اندیشند.
درود بهجای واژههای جمع، تفریق، ضرب و تقسیم این واژهها و نوواژگان را پیش مینهم: افزایند، افزایش، افزایمان کاهند، کاهش، کاهمان بارند، بارش، بارمان پخشند، پخشش، پخشمان ساختار: بنکنونی + ...
هواشور همون ایر واش فرنگیه وسیلهای برای تسویه هوا برای یه دستگاه طراحی و ساخت بومی ایران چه نامی پیشنهاد میکنید
"هواپال" هواپال میتواند نام خوبی باشد یعنی پالایندهی هوا.
درود بر شما ، لذت در زبانهای پارسیمیانه و اوستایی چه بوده است؟
درود میپندارم که در پارسی میانه یا پهلوی واژهی "کام" برابر با لذت بوده و "کامیتن" که در پارسی دری به ریخت کامیدن در آمده بُنواژهی آن بوده: چو شاهی به کامی بکاهد روان/خرد گردد اندر میان ناتو ...
من در حال نوشتن یک متن علمی/آموزشی هستم که در اون یه سری کلمات انگلیسی وجود داره و گاهی تو جملهبندی نیازه که ضمیر چسبان بچسبه به این کلمه. اصلا همچین چیزی مجازه؟ - "در corpusاش چنین متنی وجود ندارد." - "در corpusش چنین متنی وجود ندارد." - "در corpus آن چنین متنی وجود ندارد."
بیگمان بهتر است واژهی لاتین در متن فارسی بکارگیری نشود چراکه اینگونه واژگان اندکاندک ساختار زبانیِ ما را از بین خواهند برد؛ در همین نمونه که گفتید چه بهتر که بنویسید [در نوشتِگانش چنین متنی نیست یا وجود ندارد] نوشتگان= مجموعهی نوشتارها یا بهرهگیری از واژهی "پیکره" [در پیکرهاش چنین متنی نیست]
میخواهیم از یک تیر چوبی استوانه ای شکل ، میله ای به شکل مکعب مستطیل در آوریم ( در صنعت آهن به این میله میگویند قوطی) ، حال اگر بخواهیم حجم این میله حداکثر مقدار ممکن باشد یا به اصطلاح پرت کمتر داشته باشد ، مقطه میله به چه اندازه باید باشد ؟
برشگاهِ(مقطع) قوطیِ چهارگوش، نزدیک به دو سوم(⅔) از برشگاه یا مقطع تیر استوانهای باید باشد تا کمترین پرتی داشته باشیم. اگر شید(=شعاع) برشگاهِ تیر چوبی را [۱] بگیریم، گستره(=مساحتِ) برشگاهِ تیر، [۳/۱۴] خواهد شد، درین فرض، بیشترین درازا(طول) برشگاهِ قوطیِ چهارگوش، رادیکال۲ است پس گستره برشگاهِ قوطی [۲] میشود. ۲ به ۳/۱۴ کموبیش مانند ⅔ به ۱ است.
چی حسی وچی مفهومی این عکس میده؟ Light Bulb Swing Newton Pendulum lamps
همیشه کارسازان فراوانی در پشت صحنه و پشت پرده باید میانجیِ گذر نیروها باشند تا یکی را به اوج قلهی درخشش و سرافرازی و شناختهشدگی برسانند. گمان نکن که خودت، خودت رو به اینجا رسوندهای!
به جایِ واژه " معادله" چه واژه ای را پیشنهاد می کنید؟ نکته: 1-در زبانِ آلمانی "Gleich.heit " به معنای " برابری" است؛ 2- واژه یِ " Gleich.ung " در زبانِ آلمانی به معنای " معادله" است و " Un.gleich.ung" به معنای " نامعادله". ( پس این دو هر چند نزدیک به هم هستند ولی یکی نیستند.) سپاس گزار خواهم بود،چنانچه من را در این باره با پیشنهادهایتان همراهی بفرمایید.
درود سخن درین است که ما اکنون داریم همباشتن را میسازیم هرآینه این بنواژه دارای هیچ پیشینهای در پارسی نیست، نوبنواژه است؛ میپندارم نباید آن را با انباشتن همسنجی کرد، پیشوندهای ...
آیا تا به حال امتحان کرده اید یا متوجه شده اید ، که چنانچه شارژر گوشی خود را در محل سکونت خود ، در پریز های متفاوتی که در ساختمان هستند وارد کنید ، مدت شارژر شدن گوشی با هم خیلی تفاوت دارد ، در بعضی از پریزها خیلی زود گوشی شارژ میشود ولی در برخی دیگر خیلی بیشتر طول میکشد که گوشی شارژ شود ، امتحان کنید ، متوجه خواهید شد ، علت چیست ؟
درود بر شما چندتا کارساز هست که میتوانند زمینهساز اندکی اختلاف زمان در شارِش یا شارژ گوشی در سربرق یا پریزهای گوناگون یک خانه شوند. اگر سیمکشی خانه کهنه باشد سربرقی که دارای بیشترین درازی س ...
برجها یا سازههای ساتویک، ساختارها و سازههای بسیار بزرگیاند که در فیلمهای دانش-پنداری(علمی-تخیلی)، زیستگاه انسانها در کیهان و در اسپاش یا فضای میان ستارهای است. این سازهها با نگرش به دانش ...
به جای کلمه ی "ایده پردازی " چه کلمه هایی به ذهنتون میرسه ؟
نو اندیشی، اندیشهپردازی، راهکارجویی، چارهگری