پاسخهای مهدی کشاورز
سلام دوستان اهل استان فارس میدونید معنی ضرب المثل یه نون از خونه ی شاه دراومد کُتُرهش هم پشت سرش چی میشه ؟ راستی معنی کلمه ی کُتُره هم اگر میدونید بهم بگید ؟ این ضرب المثل مال شیراز هست یا فسا ؟
من شیرازی نیستم ولی با نگرش به چم(معنی) واژهی کُتِره در زبان لری و گویشهای جنوبی ایران، گمان کنم چم این زبانزد را دریافته باشم. خود واژهی کتره را که در آبادیس جستجو کنیم و پیامهای کاربران را در زی ...
به راستی هیچ چیزی تنهاتر از ابدیت نیست و هیچ چیزی دلپذیر تر از انسان بودن ، براستی عجب تناقضی! چگونه انسان میتواند عهد و میثاق بشر بودنش را نگه دارد ، و در عین حال با خوشحالی و به عمد ! در تنهایی مطلق ابدیت مخاطره کند ؟ کسی که این معما را حل کنید آماده سفر نهایی خواهد بود ،
درود به شما منظور و خواستهی من از نوشتهی پایین این بود تا هنگامی که انسان زندانی قفس تن باشد و نخواهد که نگاهش را از این کرانمندی و محدودیت که [بهناگزیر ویژگی این جهان خاکی و حسهای پنجگانه است ...
پرسشی از مثنوی جناب مولوی؟ مفهوم کلیدی بیت (بنیآدم اعضای یکدیگرند...) اگرچه در دیوان شمس است، اما در مثنوی نیز تکرار شده؛ ریشه اصلی این وحدت وجود در کدام اصل عرفانی مولوی است؟ الف) توحید افعالی ب) توحید ذاتی و وحدت شهود ج) جبرگرایی د) اختیار مطلق انسان ه) تمام گزینه ها و) هیچکدام
درود بر شما دوست گرانمایه همگی دوستان گمان میکردیم نام خانوادگی شما [ایرانیان] باشد گو اینکه [ایرانینیا] بودهاست؛ به هر روی روشن است که ایرانیِ نژاده و نیز پژوهشگری هستید، پژوهشگر خستگینا ...
به راستی هیچ چیزی تنهاتر از ابدیت نیست و هیچ چیزی دلپذیر تر از انسان بودن ، براستی عجب تناقضی! چگونه انسان میتواند عهد و میثاق بشر بودنش را نگه دارد ، و در عین حال با خوشحالی و به عمد ! در تنهایی مطلق ابدیت مخاطره کند ؟ کسی که این معما را حل کنید آماده سفر نهایی خواهد بود ،
به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست به غنیمت شِمُر ای دوست دم عیسی صبح تا دل مرده اگر زنده کنی کین دم از اوست به حلاوت بخورم زهر که شاهد ساقیست به ارادت ببرم درد که درمان هم از اوست غموشادی بر عارف چه تفاوت دارد؟ ساقیا باده بده شادی آن کین غم از اوست سعدیا گر بکَند سیل فنا خانه عمر دل قوی دار که بنیاد بقا محکم از اوست
به راستی هیچ چیزی تنهاتر از ابدیت نیست و هیچ چیزی دلپذیر تر از انسان بودن ، براستی عجب تناقضی! چگونه انسان میتواند عهد و میثاق بشر بودنش را نگه دارد ، و در عین حال با خوشحالی و به عمد ! در تنهایی مطلق ابدیت مخاطره کند ؟ کسی که این معما را حل کنید آماده سفر نهایی خواهد بود ،
مگه میان انسان بودن با ابدیت و جاودانگی، ناسازگاری یا دوگانگی هست؟ مگه ابدیت کجاست؟ جاودانگی چجوریه؟ همین که انسان شیفته و آرزومند زندگیه یعنی که همچو ماهی در رودخانه روان جاودانگی ...
آیا آزمایشگاهی سراغ دارید دوستان که یک سنگ رو آزمایش کنه و نوع سنگ ، نقطه ذوب ، چکش خواری ، نوع ترکیبات ووووو رو بتونه آزمایش کنه و با مدرک بهم تحویل بده ؟ سپاس فراوان
گونهای آزمایشگاه به نام آزمایشگاه خاکشناسی هست که بهگمانم خواستهی شما را پاسخ گویند . این آزمایشگاه در پیوند با رشته و پیشهی عمران و راه و ساختمان است.
به نظر شما ، اگر به فرض وضعیتی پیش آید که پدر و مادر و همسر و فرزند یا فرزندان شما جایی باشند که نیاز به کمک دارند و شما هم فقط وقت دارید یک نفرشان را نجات دهید ! کدام یک را انتخاب میکنید ؟ اول همسر یا فرزند یا مادر یا پدر ؟ از نظر شرعی دستور چیست ؟
شرعیش را نمیدونم ولی اونیکه نگاه خواهشانه و التماسآمیزتری داره! چون روح کوچکتر و ضعیفتری داره وگرنه در کل نجات از چی؟ از مرگ؟ مرگ چیست؟ آیا جز زایشی دیگر در گسترهای سترگتر و پندارناپذیر است؟ ابر م ...
در شاهنامه فردوسی سهراب از نسل کیست؟ الف) آفراسیاب و رودابه ب) افشاریب و تهمینه ج) زابل و توران د) فریدون و سیمان ه) هیچکدام پرسش کمی مشکل و چالشی هست، حواستون باشه.
جناب ایرانیان با درود به شما هرکسی که اندکی خوانش ادبی داشته باشد هتا نا ایرانیانی که کمی با سخنگان(ادبیات)رزمی و حماسی جهان آشنا باشند کاملا میدانند که سهراب پسر رستم قهرمان شاهنامه است پرسش دشوار چالشی دیگه چیه؟! و آیا میتوانم بپرسم نامهای افشاریب و سیمان را از کجا آوردید؟
پرسشی از مثنوی جناب مولوی؟ مفهوم کلیدی بیت (بنیآدم اعضای یکدیگرند...) اگرچه در دیوان شمس است، اما در مثنوی نیز تکرار شده؛ ریشه اصلی این وحدت وجود در کدام اصل عرفانی مولوی است؟ الف) توحید افعالی ب) توحید ذاتی و وحدت شهود ج) جبرگرایی د) اختیار مطلق انسان ه) تمام گزینه ها و) هیچکدام
درود جناب ایرانیان بیت شناخته شدهی [بنی آدم اعضای یکدیگرند/که در آفرينش ز یک گوهرند] از سرودههای سعدی در گلستان است. گرچه درونمایهی این سروده در مثنوی و دیوان شمس مولانا نیز هست ولی خود این سروده شاهکار سعدی است.
اسم شارن به مازندرانی یا گیلکی میشه نم نم باران چرا ثبت قبول نمیکنه و راهکار میخوام برای درخواست یه رفرنسی که بشه ثابت کرد
شار بهمعنی جریان و واژههای آبشار و سرشار و شرشر آب و.. هم دارای همین معنا است. و شارن یا شاران هم بهمعنی جریان باران. اگر یک فرهنگ واژگان از زبانهای مازنی یا گیلکی بیابید بهگمانم بتوانید به خواستهتان برسید.