٥ رأی
تیک ٢٠ پاسخ
٢٨٣ بازدید

شما {فرماندهی} را با {فرمانده بودن}(1) یکی می دانید یا با {فرمان دِهی:فرمان دادن}(2)؟!(یا شاید هردو می تواند باشد؟) اگر به این 2 نگاه بیندازید،گویی این 2 هیچ ناهمسانی ای با هم ندارد،چرا که {فرمانده:ف ...

٢ ماه پیش
٣ رأی

فرماندهی برابر با فرمان دادن،  فرماندهندگی برابر با فرماندهنده بودن یا فرمانده بودن. اگر در روزگار پارسی میانه بودیم من فرماندهیه (farmandehih) را هم پیشنهاد می‌کردم که برابر با فرمانده بودن است.

١ ماه پیش
٥ رأی
تیک ٢٠ پاسخ
٢٨٣ بازدید

شما {فرماندهی} را با {فرمانده بودن}(1) یکی می دانید یا با {فرمان دِهی:فرمان دادن}(2)؟!(یا شاید هردو می تواند باشد؟) اگر به این 2 نگاه بیندازید،گویی این 2 هیچ ناهمسانی ای با هم ندارد،چرا که {فرمانده:ف ...

٢ ماه پیش
٣ رأی

ما آمیخته‌بنواژ [فرمان دادن] را داریم که فرمانده، کُناک(فاعل) آن است و واژه‌ی فرمانبر را هم داریم که با اینکه این یکی هم کناک است ولی پادینه‌ی فرمانده است. اگر فر.مانده  را کُنیک(مفعول) از فرمان ...

١ ماه پیش
٣ رأی
١٠ پاسخ
٢٦٠ بازدید

درود بر دوستان ارجمند ، در پارسی سره برابر واژه استنباط چه چیزی می توان نهاد و برگزید؟ خواهشمندم از واژهدریافتن، اندریافتن و نمونه های دیگر پیشنهادی نباشد زیرا باید  پرهون و گستره واژگان را گسترش داد و مصدری تازه ای را برگزید تاکنون پیشنهاد ها یکسره از این مصدر های کهنه بوده است و در سبک من این روش نمی گنجد باید مصدری مایه‌ور و پرمعنا و چم‌ور باشد

١ ماه پیش
٠ رأی

مگر نپسند [همون دیسلایکه اگه خدای نکرده مایه سردرگمی و کلافگی نباشه] از من یا کسی گرفته‌اید که اینک نپسند ندادنِ خود را برجسته کرده، سرگفتارتان نموده‌اید؟ پیشنهاد واژه یا واکاوی و واژه‌پردازی  ح ...

١ ماه پیش
٥ رأی
تیک ٢٠ پاسخ
٢٨٣ بازدید

شما {فرماندهی} را با {فرمانده بودن}(1) یکی می دانید یا با {فرمان دِهی:فرمان دادن}(2)؟!(یا شاید هردو می تواند باشد؟) اگر به این 2 نگاه بیندازید،گویی این 2 هیچ ناهمسانی ای با هم ندارد،چرا که {فرمانده:ف ...

٢ ماه پیش
٣ رأی

بر سرور نقدی درود من می‌پندارم در واژه‌ فرماندهی نیز ما با بن کنونی [دِه] از بنواژ دادن سروکار داریم به این چم که این واژه نمی‌تواند فرماندگی باشد؛. در واژگان پایان یافته به ه که  واج گ جای ه م ...

١ ماه پیش
٣ رأی
١٠ پاسخ
٢٦٠ بازدید

درود بر دوستان ارجمند ، در پارسی سره برابر واژه استنباط چه چیزی می توان نهاد و برگزید؟ خواهشمندم از واژهدریافتن، اندریافتن و نمونه های دیگر پیشنهادی نباشد زیرا باید  پرهون و گستره واژگان را گسترش داد و مصدری تازه ای را برگزید تاکنون پیشنهاد ها یکسره از این مصدر های کهنه بوده است و در سبک من این روش نمی گنجد باید مصدری مایه‌ور و پرمعنا و چم‌ور باشد

١ ماه پیش
٤ رأی

درود بر دوستان من نمی‌دانم چرا برخی‌ها اینقدر نگران  واژه‌گزینی و گرایش کاربران و ایرانیان به سره‌گرایی‌اند! شما نمی‌خواهی واژه‌های سره و ناب پارسی که به گفته‌ی خودتان در گنجه‌های خاک گرفته مان ...

١ ماه پیش
٣ رأی
١٠ پاسخ
٢٦٠ بازدید

درود بر دوستان ارجمند ، در پارسی سره برابر واژه استنباط چه چیزی می توان نهاد و برگزید؟ خواهشمندم از واژهدریافتن، اندریافتن و نمونه های دیگر پیشنهادی نباشد زیرا باید  پرهون و گستره واژگان را گسترش داد و مصدری تازه ای را برگزید تاکنون پیشنهاد ها یکسره از این مصدر های کهنه بوده است و در سبک من این روش نمی گنجد باید مصدری مایه‌ور و پرمعنا و چم‌ور باشد

١ ماه پیش
٣ رأی

درود  نخست گفتن این نکته درخور است که نباید دو واژه‌ی استنباط و استدلال را باهم جابجا گرفت؛ استدلال به‌چم دلیل‌آوری است که به‌جایش می‌توان از شوندآوری یا چیم‌آوری [چیم=دلیل] بهره گرفت. واژه‌ی ا ...

١ ماه پیش
٥ رأی
تیک ٢٠ پاسخ
٢٨٣ بازدید

شما {فرماندهی} را با {فرمانده بودن}(1) یکی می دانید یا با {فرمان دِهی:فرمان دادن}(2)؟!(یا شاید هردو می تواند باشد؟) اگر به این 2 نگاه بیندازید،گویی این 2 هیچ ناهمسانی ای با هم ندارد،چرا که {فرمانده:ف ...

٢ ماه پیش
٤ رأی

درود به سرور نقدی فرماندهی، به‌چم [فرمانده بودن] است،  این واژه گونه‌ای بُنواژ  یا مصدر است(بنواژآور=حاصل مصدر). لیک اگر آن را دو واژه دانستیم و به ریخت [فرمان دهی] بکار بردیم همانگونه که ...

١ ماه پیش
١ رأی
١ پاسخ
٩٨ بازدید

در بررسی هایی که کردم، هیچ واژه پارسی که در آن از نویسه ق کاربری شده باشه، پیدا نکردم و به نگاهم میرسه که همه وام واژگان دارای حرف ق، عربی یا ترکی باشند و هیچ واژه ای در زبان پارسی این نویسه را ندارد

٢ ماه پیش
١ رأی

درود درست است هیچ واژه‌ی پارسی تبارمند دارای واج ق نیست  ولی واژگان پارسی بسیاری داریم که پس از تازی‌زدگی یا ترکزده شدن، واج گ یا ک در آنها به واج ق دگردیس شده‌ مانند دهقان که دهگان  بوده ‌ ...

٢ ماه پیش
٢ رأی
٥ پاسخ
١٧٩ بازدید
چند گزینه‌ای

شما کدام یک از  از شکل های زیر را مناسب تر می بینید برای پیشوند بی به معنی دو.

٣٨,٣٦٤
٢ ماه پیش
١ رأی

درود به ژاسپ  ما واژه جفت را برای نشان دادن [دو،دوگانه] داریم که در جایگاه پیشوند هم جای می‌گیرد مانند این واژگان: جفت‌پا، جفت‌ستاره، جفت‌شش، جفت‌سُم، جفت‌گرمایی(ترموکوپل)، جفت‌شاخ و... از خود ...

٢ ماه پیش
٠ رأی
٣ پاسخ
١٦٤ بازدید

درود بر دوستان گرامی روز خوش برای برابرنهی عبارت فلان چیز به ذهنم متبادر شد می توان از چه مصدری بهره برد؟ پیشنهاد خودم این است که از ریشه واژه‌ی پارسی ذهن که زین یا زئو است و مصدر های کمکی تاردن به مع ...

٢ ماه پیش
٢ رأی

درود بر شما [در ذهن یا اندیشه] برق زدن،  [در ذهن یا اندیشه] تابیدن،  رسیدن، درآمدن، آمدن[به ذهن و اندیشه] 

٢ ماه پیش