پاسخ‌های مهدی کشاورز (٢٤٥)

بازدید
١,٢٢٣
٢ رأی
٧ پاسخ
٢,٦٥٦ بازدید

سلام من میخوام یک اسم خاص و به یاد موندنی برای ثبت برند شیرینی خانگی انتخاب کنم. و نیاز به کمک شما عزیزان دارم. اسم نوستالژی میخوام که به سنت و فرهنگمون اشاره کنه لطفا پیشنهاد هاتونو برام بنویسید.

١ سال پیش
٠ رأی

خانه‌ی شیرین، شیرین‌سرا خانه‌ی شیرین و فرهاد 

١ سال پیش
١ رأی
٣ پاسخ
١٦٨ بازدید

زبانزد فارسی است.

١ سال پیش
١ رأی

تا و تو داشتن همان تودار بودن است. تا و تودار به کسی گفته شود که تا(لایه) و تو(درون) دارد. آدم رازدار، رازنگهدار. کسی که اندیشه‌هایش را به کسی نگوید. گاهی به‌چم نیرنگباز.

١ سال پیش
٢ رأی
تیک ١٢ پاسخ
١٦,٣١٤ بازدید

واژه سلام هم بیان زیبایی دارد و هم معنای قشنگی و من مشکلی با آن ندارم. اما درود هم واژه ای زیباست. آیا ارزش آن را دارد که بکوشیم درود را به‌جای سلام در زبانمان جا بیندازیم؟ یا سلام خودش خوب هست؟

١ سال پیش
٦ رأی

درود  به نگاه من دسته‌بندی کردن واژه‌ها به دینی و نادینی  درست نیست؛ شما می‌توانید گرایش سفت‌وسخت دینی داشته باشید و همسو با آن از واژه‌های پارسی حتا در آیین‌های دینی  بیشترین بهره را ...

١ سال پیش
٥ رأی
١٣ پاسخ
٤٠٩ بازدید

از نگاه دوستان آیا ارزش کار یک بازیکن  فوتبال بیشتر است یا یک  رفتگر؟ ما در کجای عدالت و دادگری به‌سر می‌بریم؟!

١ سال پیش
٢ رأی

درود سپاس از  کاربران پاسخگو شما گفتید مگه چند درصد مردم توانمندی و استعداد فوتبال دارند؟ سخن شما درسته ولی نه برای فوتبال ما و خواسته من هم از این پرسش، بیشتر  نگرنده به وضعیت ناهنجار فو ...

١ سال پیش
٢ رأی
٥ پاسخ
٢٨٣ بازدید

سلام متضاد کلمه زیر نویس  چیست.

١ سال پیش
١ رأی

درود برنویس، زِبَرنویس،  برنوشت، زبرنوشت،  شاید پیشوند بر، بهتر از زبر باشد چون زبر و زیر تنها در یک نقطه باهم ناهمسانی دارند و می‌تواند زمینه‌ساز لغزش گردد.

١ سال پیش
١ رأی
تیک ٥ پاسخ
٤٣١ بازدید
١٦,٠٠٠
تومان

همه ی بیت ها  به غیر ........... صفت فاعلی مرکب مرخم ، جانشین اسم شده . ای هست کن اساس هستی//کوته ز درت درازدستی آن نکوبینان که خود را دیده اند//خود گلیم خویش را بافیده اند ای بی‌خبر بکوش که صاحب خبر شوی//تا راهرو نباشی کی راهبر شوی آن یکی نحوی به کشتی در نشست//رو به کشتیبان نهاد آن خودپرست

١ سال پیش
١ رأی

به گمانم زاب کُناکیِ کاسته(صفت فاعلی مرخم)  در هر چهار بیت هست، ۱- هست‌کن= هست‌کننده ۲- نکوبین= نکوبیننده ۳- راهرو= راه‌رونده،   راهبر= راه‌برنده ۴- خودپرست= خودپرستنده مگر اینکه خودپرست را کاسته‌ی [خودپرستیده] بدانیم که زاب کُنیکیِ کاسته(صفت مفعولی مرخم) است.

١ سال پیش
٢ رأی
تیک ٩ پاسخ
٨٧٨ بازدید
١٦,٠٠٠
تومان

با ورود  140 مهمان به یک مهمانی، تعداد مهمان ها 40% افزایش میابد . پس از سپری شدن ساعتی از ورود مهمانان جدید  برای کاهش 60% تعداد مهمان ها چند نفر باید مهمانی را ترک کنند؟

١ سال پیش
٢ رأی

۲۹۴ مهمان باید مهمانی را ترک کنند.

١ سال پیش
٠ رأی
١٠ پاسخ
٩٠٠ بازدید

در زبان پارسی واژگانی همچون " چریده،پوزیده،گوزیده،ریده و..." با چه عنوانی شناخته می شوند؟ واژگانی که رویهم رفته دارای ساختار " بُن گذشته" به همراه پسوندِ " -ه" هستند، با چه نامی  از آنها یاد می ...

٣٥,٦٤١
١ سال پیش
١ رأی

چندبار واژه‌ی چپولان را به‌کار بردی اینک می‌گویی  از رودکی چیزی نگفتی؟ در پاسخ خواهی گفت [خواسته‌ی من دارودسته‌ی چپولان بود نه رودکی]   خب می‌پذیرم که  نگاهت به رودکی نبوده، بسیار ...

١ سال پیش
٠ رأی
١٠ پاسخ
٩٠٠ بازدید

در زبان پارسی واژگانی همچون " چریده،پوزیده،گوزیده،ریده و..." با چه عنوانی شناخته می شوند؟ واژگانی که رویهم رفته دارای ساختار " بُن گذشته" به همراه پسوندِ " -ه" هستند، با چه نامی  از آنها یاد می ...

٣٥,٦٤١
١ سال پیش
٢ رأی

ما کاری به زبان تازیان نداریم که برای سامانمندخواستنِ پارسی از روی تازی رونوشت گیریم، یاریگر ما داشته‌ها، توانمندیها و خاستگاه‌های پربار پارسی‌ست‌و دیگر هیچ. اگر هم به‌ناچار واژگان تازی را کندوکاو می ...

١ سال پیش
٠ رأی
١٠ پاسخ
٩٠٠ بازدید

در زبان پارسی واژگانی همچون " چریده،پوزیده،گوزیده،ریده و..." با چه عنوانی شناخته می شوند؟ واژگانی که رویهم رفته دارای ساختار " بُن گذشته" به همراه پسوندِ " -ه" هستند، با چه نامی  از آنها یاد می ...

٣٥,٦٤١
١ سال پیش
٢ رأی

درود و آفرین بر پارسی‌دوستان ز نیکو سخن بِه ْ چه اندر جهان؟/بر او آفرین از کهان و مهان (فردوسی) اینکه گفتم چرا بیزاربودن از واژه‌های آذرکیوانی، نگاه من به خودِ شما نبود  بر کسانی بود که تا واژه ...

١ سال پیش
٠ رأی
١٠ پاسخ
٩٠٠ بازدید

در زبان پارسی واژگانی همچون " چریده،پوزیده،گوزیده،ریده و..." با چه عنوانی شناخته می شوند؟ واژگانی که رویهم رفته دارای ساختار " بُن گذشته" به همراه پسوندِ " -ه" هستند، با چه نامی  از آنها یاد می ...

٣٥,٦٤١
١ سال پیش
١ رأی

درود بر کاربر  فرتاش و دیگر دوستان بزرگوار بنده می‌پندارم این دو دسته واژه که یاد کردید از نگاه ساختاري یکسانند: بن گذشته + پسوند /ه/  هردو نامِ کنیک(اسم‌ مفعول) اَند.  {{نام کنیک: چ ...

١ سال پیش
١ رأی
تیک ٣ پاسخ
١٧٩ بازدید

کلمه ی  " لابراتوار (Laboratorio)"  از چه زبانی وارد زبان فارسی شده ؟

١ سال پیش
٠ رأی

آزمایشگاه، کارگاه، پژوهشگاه؛ زبان پارسیِ ارجمند نیازی به واژه‌های بیگانه ندارد.

١ سال پیش
٢ رأی
تیک ٢ پاسخ
٢٢٥ بازدید

عقل من گنجست و من ویرانه‌ام گنج اگر پیدا کنم دیوانه‌ام ✏ «مولانا»  

١ سال پیش
٢ رأی

درود جلال‌الدین رومی عقل و خرد را به گنج همانند نموده که در ویرانه‌ی تن(چراکه تن رو به تباهی‌ست) جای دارد و خردمند را به دیوانه مانند کرده. برای خردمندِ راستین چون  تنها خرد گنج است و پیرایه‌ها ...

١ سال پیش
٢ رأی
٢ پاسخ
١٢٥ بازدید

Is Stockholm syndrome a myth? The terrifying crime behind psychology's most famous — and dubious — term نویسنده در این متن داره واقعی بودن این سندرم رو زیر سوال میبره و در آخر به این نتیجه میرسه که اصلا چنین بیماری وجود خارجی نداره  معادلی در فارسی وجود داره که این شک و تردید راجع به واقعی بودن چیزی رو برسونه؟🤔

٨٤
١ سال پیش
٣ رأی

درود می‌توان از یکی از واژ‌ه‌های [شکدار، گمان‌انگیز] بهره گرفت.

١ سال پیش
٣ رأی
تیک ٨ پاسخ
٩٤٢ بازدید

یه نفر   اگه میتونه عملیات های ریاضی رو برام به پارسی بگه. جمع تفریق ضرب تقسیم  ریاضی ما با زبان عربی پوشیده شده و خیلی سخته پارسیش کرد

٢ سال پیش
١ رأی

درود بر گرامیان در پاسخ به کاربر ahmad s m  بزرگوار کسی با عربی جنگ نمی‌کنه کارها و دلسوزیهای پارسی‌دوستان برای پروراندن، پربار کردن و بی‌نیاز نمودن این زبان ارجمند از واژه‌های بیگانه است، همه ...

١ سال پیش
٢ رأی
تیک ٣ پاسخ
١٤٧ بازدید

اختیار ، واژه‌ای عربی است . مصدر « در اختیار داشتن » نیز نیمی پارسی و نیمی عربی است . برابر پارسی ِ « در اختیار داشتن » چیست ؟  برای مثال می‌شود گفت « در دسترس بودن » ولی برای گزاره‌های ذهنی مانن ...

١ سال پیش
٠ رأی

درود به‌جای [در اختیار داشتن] می‌توان گفت [برخوردار بودن]: خرد برای ترابرد یافته‌ها(مفاهیم، معناها)، باید از زبان برخوردار باشد.

١ سال پیش
٥ رأی
٢٣ پاسخ
٩٩٥ بازدید

من دیدگاهم را پیرامونِ واژگانِ " کُپی، کُپی کردن"   در  زیرواژه یِ " کُپی"  برنهاده ام. اکنون پرسش اینجاست که شما چه پیشوند یا پیشوندهایی را برایِ این واژگان می پسندید؟  اگر دیدگاهتان را نیز درباره یِ پیشوندگانِ پیشنهادیِ من بازگویید، خوشنود خواهم شد. 

٣٥,٦٤١
١ سال پیش
٦ رأی

درود من یکی از واژه‌های [هَمال، همآسا، همسا] را به‌جای کپی پیشنهاد می‌کنم. واژه‌ی "همال" واژه‌ای پهلوی‌ست که در پارسی دری نیز با چمهای [برابر،همسان،همسر،همتاوقرین،همزور]  به‌کار رفته است. با ن ...

١ سال پیش
٩ رأی
٣٧ پاسخ
٢,٠٢٦ بازدید

باورِ من این است که " شالوده"  ساخته شده از " بُن گذشته: شالود/شالوت" به همراه پسوند " ه" است؛ به دیگر سخن، ما می توانیم کارواژه یِ " شالودَن" را داشته باشیم. به روشنی این کارواژه " سببی(causativ ...

٣٥,٦٤١
١ سال پیش
٣ رأی

سپاسمند از سرور فرتاش اگر در اوستایی واژه‌های ماناگ و هماناگ را به‌چم مانند و همانند داشته‌ایم پس می‌توانیم  ریخت امروزی آنها را مانا و همانا بپنداریم، با چشم‌پوشی از چمهایی که امروزه  واژه ...

١ سال پیش
٩ رأی
٣٧ پاسخ
٢,٠٢٦ بازدید

باورِ من این است که " شالوده"  ساخته شده از " بُن گذشته: شالود/شالوت" به همراه پسوند " ه" است؛ به دیگر سخن، ما می توانیم کارواژه یِ " شالودَن" را داشته باشیم. به روشنی این کارواژه " سببی(causativ ...

٣٥,٦٤١
١ سال پیش
٣ رأی

سرور فرتاش با سپاس از شما شما ریشه‌ی [من] را در اوستایی به دو چم یاد کردید: ۱- اندیشیدن؛ و سپس واژه‌ی معنی و معنا را برگرفته از این ریشه وبا همین چم (من=اندیشیدن)  دانستید؛ پرسش: واژه‌ی معنی چ ...

١ سال پیش
٩ رأی
٣٧ پاسخ
٢,٠٢٦ بازدید

باورِ من این است که " شالوده"  ساخته شده از " بُن گذشته: شالود/شالوت" به همراه پسوند " ه" است؛ به دیگر سخن، ما می توانیم کارواژه یِ " شالودَن" را داشته باشیم. به روشنی این کارواژه " سببی(causativ ...

٣٥,٦٤١
١ سال پیش
٣ رأی

ما هیچ ما نگاه تو را می‌سپارم به مینای مهتاب/تو را می‌سپارم به دامان دریا اگر شب‌نشینم اگر شب شکسته/تو را می‌سپارم به رویای فردا

١ سال پیش
٩ رأی
٣٧ پاسخ
٢,٠٢٦ بازدید

باورِ من این است که " شالوده"  ساخته شده از " بُن گذشته: شالود/شالوت" به همراه پسوند " ه" است؛ به دیگر سخن، ما می توانیم کارواژه یِ " شالودَن" را داشته باشیم. به روشنی این کارواژه " سببی(causativ ...

٣٥,٦٤١
١ سال پیش
٣ رأی

کمی آهسته‌تر، با کجا چنین شتابان؟ پیاده شو با هم بریم! مینو=معنی!  به همین سادگی و خوشمزگی♡ کاشکی همین‌جور بود! پنداشته‌ای  من که هیچ ولی هیچکس دیگری از کندذهنان واژه‌پران هم تاکنون آن را ...

١ سال پیش
٩ رأی
٣٧ پاسخ
٢,٠٢٦ بازدید

باورِ من این است که " شالوده"  ساخته شده از " بُن گذشته: شالود/شالوت" به همراه پسوند " ه" است؛ به دیگر سخن، ما می توانیم کارواژه یِ " شالودَن" را داشته باشیم. به روشنی این کارواژه " سببی(causativ ...

٣٥,٦٤١
١ سال پیش
٥ رأی

تَه سخن این  دوست بزرگوار اینست که ما برای هر درونمایه و دریافته‌ای، دارای واژه‌ی کهن و شایسته‌ای در پارسی بوده‌ایم که فراموش شده پس نیازی با واژه‌سازی(پَرانی) نیست و باید همان کهن‌واژگان زنده گر ...

١ سال پیش
٩ رأی
٣٧ پاسخ
٢,٠٢٦ بازدید

باورِ من این است که " شالوده"  ساخته شده از " بُن گذشته: شالود/شالوت" به همراه پسوند " ه" است؛ به دیگر سخن، ما می توانیم کارواژه یِ " شالودَن" را داشته باشیم. به روشنی این کارواژه " سببی(causativ ...

٣٥,٦٤١
١ سال پیش
٦ رأی

درود بر بزرگواران با پوزش از سرور فرتاش سخنی با جناب میم! نیک اندیش گرامی با برخی از باورهایتان همسوام ولی با بیشترش نه!  مگر برای زبانها درنگی برای بنواژسازی نهاده‌اند(به‌نمونه برای پارسی تا ...

١ سال پیش
١ رأی
تیک ٥ پاسخ
٢٥١ بازدید

معادل فارسی  "Dehydration"  چی میشه ؟

٤,٤٨٨
١ سال پیش
١ رأی

آبباختی [از دست دادن آب در کنونه(حالت) هنجارین(طبیعی) مانند عرقریزی در گرما] آبزدایی [آب زدایی کردن از چیزی مانند گرفتن آب از نفت و یا الکل] و نیز واژه‌های وابِش، وابِشت= از دست دهی آب.

١ سال پیش
٠ رأی
٣ پاسخ
١٥٤ بازدید

we must deal with pleasure as we do with honey , only touch them with the tip of the finger and not with the whole hand for fear of surfeit اینجاست که به زبان عربی نمره بیست باید داد ، با بردن فعل به باب ها ، خیلی راحت از این دست مشکلات راحت رد میشیم ،  به نظر دوستان ترجمه این متن برای کسی دیگه که منتظر شنیدن یک ترجمه از این متن هست ، چه ترجمه ای ارائه بدیم بهتره

١ سال پیش
٢ رأی

درود این گزاره‌ی انگلیک میگه: "باید با خوشی و لذت آنگونه رفتار کنیم که با عسل(رفتار می‌کنیم)، تنها با نوک انگشت، نه با همه دست، برای پرهیز از دلزدگی." اگر می‌خوای از خوشی وازِد نشی اونو مانند عسل ف ...

١ سال پیش
٣ رأی
٣ پاسخ
٣٧٩ بازدید

من میخواهم برای پسرم یک اسم بگذارم  به معنی بهترین و برترین میتونید اسمی پیشنهاد بدید که معنی بهترین رو میده

١ سال پیش
٠ رأی

فربد، فرتاش، فرزاد بهزاد، بهتاش، بهنام

١ سال پیش
١ رأی
١ پاسخ
٣٠٨ بازدید

سلام یسری کلمه ها هست که کاملا عربیه ولی تو فارسی هم استفاده میشه، مثلا به طرفة العین که به معنی سریع، چشم به هم زدن و ... میشه به اینا چیز خاصی میگن؟ از کجا میتونم یادشون بگیرم؟

٨٨
١ سال پیش
٢ رأی

درود به این آمیخته‌واژه‌ها، فرواژه(اصطلاح) گفته می‌شود. بسیار بجاست که فرواژه‌های تازی بکارگیری نشوند و از برابرهای آنها که می‌توان در همین آبادیس آنها را یافت بهره گیریم. 

١ سال پیش
٢ رأی
تیک ١ پاسخ
١٨٠ بازدید

بنظرتون  "کار خداوند در خلقت حکیمانه است یا کریمانه ؟"

١ سال پیش
٢ رأی

هم خردمندانه(حکیمانه) است هم رادمنشانه(کریمانه)؛ آفرینش خداوند در اوج  خردمندی و حکمت، آغاز به گردش و پویش کرده یعنی که آفرینشی بهتر از این نمی‌توانسته انجام پذیرد، نیز جهان آفرینش در اوج رادمنشی و بخشندگی این گردش و پویش را پی‌می‌گیرد چراکه یک‌دم بی راد و رادمنشی ، همه‌چیز نابود می‌گردد.

١ سال پیش
١ رأی
تیک ٣ پاسخ
٣١٤ بازدید

نام منطقه ای در کشور هندQadian است و افرادی که منتسب به این مکان هستند نیز با این نام شناخته می شوند. این موضوع مد نظر نیست. به جز  مفهوم فوق معنای واژه Qadyan   چیست؟ (به تفاوت نگارش توجه کنید)

٢,٣٣٧
١ سال پیش
٠ رأی

نامواژه‌ی قادیان باید در بنیاد  کادیان  باشد و کادیان نیز به‌گمان من از واژه‌ی [کادی] که نام پارسیِ گونه‌ای نخلِ روغنی که روینده در هند و برخی جاهای دیگر است گرفته شده،  گرچه این درخت در هند با نامی دیگر خوانده می‌شود لیک از برای چیرگی صدها ساله‌ی زبان پارسی  در هندوستان، این نام‌واژه‌ی پارسی(کادی)، می‌تواند ریشه‌ی نام شهر کادیان یا قادیان شده باشد. 

١ سال پیش
١ رأی
تیک ٣ پاسخ
١٦١ بازدید

آیا "فایده گرایی " با "لذت گرایی" متفاوته ؟

١ سال پیش
٢ رأی

درود بستگی به شیوه‌ی اندیشه دارد که انسان سود و فایده را در چه‌چیزهایی ببینند. یک آدم سیگاری با اینکه از زیان سیگار آگاه است از دودکردنش لذت می‌برد یا برای یک بیمار قندخون بالا،  شیرینی مانند ز ...

١ سال پیش
٣ رأی
٣ پاسخ
١٩٥ بازدید

با به کاربردن کلمه شکلک به جای ایموجی موافق هستید؟ به نظر شما به کارگیری این کلمه چه میزان خواهد بود؟ زبان و ادبیات فارسی را پاس بداریم.

١ سال پیش
٢ رأی

درود ریختک، چهرک؛ نوواژه‌هایی که به‌جای واژگان بیگانه پیشنهاد می‌شوند اگر سراسر پارسی باشند که چه بهتر ،   اگر بخشی از واژه ناپارسی ولی بسیار شناخته‌شده و آشنا در میان پاسی‌زبانان  باشد م ...

١ سال پیش
١ رأی
تیک ١ پاسخ
١٦٨ بازدید

تفاوت خط مشی امام خمینی با آیت الله العظمی بروجردی بر سر چه موضوعی بود ؟

١ سال پیش
٢ رأی

دیدگاه آیت‌الله بروجردی درباره‌‌ی سیاست، سراسر محافظه‌کارانه بود، او نگران بود که دخالت مرجعیت در سیاست و کارکرد نادرست آن به نام دین نوشته شود. پیوند ایشان با اسلام‌گرایان تندرو نیز تیره بود و در به ...

١ سال پیش
١ رأی
تیک ١ پاسخ
١٢٣ بازدید

"حاشا و کلا "  یعنی چی و کاربردش کجاست؟

١ سال پیش
٢ رأی

این فرواژه(اصطلاح) تازی به‌چم [هرگز، به‌هیچوجه، هیچ‌گاه] است و نیازی نبوده  و نیست که در پارسی بکار رود پس نباید دنبال کاربرد چنین واژه‌هایی در پارسی بگردیم. 

١ سال پیش
٢ رأی
٢ پاسخ
٢٣٣ بازدید

وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَيْبِ لا يَعْلَمُها إِلاَّ هُوَ کلمه مفاتیح تحویر (متداول شد) از کلمه  مَفاتِح. از فعل فتح فَفَتَحْنا أَبْوابَ السَّماءِ بِماءٍ مُنْهَمِرٍ11 وبا مقالید هیچ ارتباطی ...

١ سال پیش
١ رأی

درود ریشه‌ی واژه‌ی مقالید را کمابیش همه‌ی واژه‌شناسان از واژه‌ی کلید دانسته‌اند، هرچند ریشه‌های دیگری مانند قلد و قلاده نیز  ‌گمانه‌زنی شده لیک با شایش(احتمال) کمتر، در گزاره‌هایی که واژه‌ی مقال ...

١ سال پیش
٢ رأی
تیک ١ پاسخ
١٦٢ بازدید

چرا در جامعه ی ایرانی،  به مقوله ی "آبرو" بیشتر از حتی سلامت روان اشخاص ارزش داده میشه؟ تبعات بی آبرو بودن (از هر حیثی) برای یک شخص چه چیزهایی میتونن باشن؟ چه مواردی باعث ترس افراد میشه و اون ها ...

١ سال پیش
١ رأی

درود شاید باورتان نشود، اگر نگویم ارزنده‌ترین دلیل، دستکم یکی از  مهم‌ترین آنها گونه‌ی آب‌وهوایی سرزمین ما ایران بوده که مایه‌ی این شیوه‌ی فرهنگی که شما گفتید شده!  چگونه؟ اینگونه: در سده ...

١ سال پیش
١ رأی
تیک ١ پاسخ
١٢٥ بازدید

" نیستشان از جُستجو یک لحظه ایست" در این بیت یعنی چی؟  نیستشان از جُستجو یک لحظه ایست / از پیِ هم شان یکی دَم ایست نیست

١ سال پیش
١ رأی

درود  مولانا در این چکامه از دلدار و دلبر(عاشق و معشوق)  راستین که خدا و خداجو باشند سخن می‌راند، او در این بند می‌گوید: برای این‌دو(دلدار و دلبر)، یک‌دم و لحظه هم برای جستجوی یکدیگر ایست ...

١ سال پیش
٣ رأی
٢ پاسخ
٥٣٠ بازدید

درود بر شما. چیزیکه در ایران بسیار بکار میبریم در پاسخ به سپاسگزاری دیگران این است که میگوییم: وظیفه است وظیفه‌مه به  پارسی چی بگیم؟ چه چیزهایی میشه جایگزین کرد؟

١,٨٨٠,٦٦٩
١ سال پیش
رأی

به جاش می‌تونیم بگیم: من اگه بتونم کاری برای دیگران(یا شما) بکنم زودتر از همه خودم شاد میشم، [یا گزاره‌هایی همانند این]  

١ سال پیش
١ رأی
تیک ٢ پاسخ
٦١٢ بازدید

"سر به بیابان گذاشتن"  کنایه از چیه ؟

١ سال پیش
٢ رأی

سر به بیابان گذاشتن کنایه از گریختن از  کسی و آسوده شدن از دست وی. گرچه معمولا گریختنی در کار نیست ولی این زبانزد، آخرین ترفند به‌شمار می‌آید. هنگامی که کسی از دیگری چنان خسته و کلافه می‌شود  و به  ستوه می‌آید که راه به جایی ندارد از سر ناچاری و به امیدِ گرداندنِ وضعیت به جوره‌ی دلخواه، هشدارآمیزانه به او می‌گوید:  [حالا دیگه از دست تو سر میذارم به کوه و بیابون‌ا!]

١ سال پیش
٥ رأی
تیک ٤ پاسخ
٥٣١ بازدید

منظور مولانا از بیجا در بیت  ما ز بیجاییم و بیجا میرویم چیه؟

١ سال پیش
١ رأی

ما ز بالاییم و بالا می‌رویم ما ز دریاییم و دریا می‌رویم . . . خوانده‌ای انا الیه راجعون؟   تا بدانی که کجاها می‌رویم؟

١ سال پیش
١ رأی
تیک ١ پاسخ
١٣٢ بازدید

شاعر در اینجا چه چیزی رو میشماره و اعداد رو برای چی بکار میبره ؟ نه به پنج آرام گیرد آن خمار که در آن سرهاست نی پانصد هزار

١ سال پیش
٢ رأی

درود مولانا می‌گوید: آن خمار و مِی‌زدگی و سردردی که در  سَرهاست نه با پنج بار(نماز)  آرام می‌گیرد و نه (حتا) با پانصدهزار بار. مولای رومی بازنمایی و روشنگری بیشتری می‌نماید: دلدار و دلبر ...

١ سال پیش