پرسش خود را بپرسید

پاسخ به سوال خانم رستا

تاریخ
٢ هفته پیش
بازدید
١١٩

سلام من کاربر ملاقات و تلاقی لغات  به نام شفیع آبادی هستم.

عارضم خدمت شما در خصوص سوالی که از من پرسیدند مبنی بر مطالعات چه کتاب هایی باید بگویم تمام نظرات و کامنت های اینجانب نتیجه ی تحقیق  و تفکرات بیست ساله اینحانب هست و هیچ کتاب با این توضیحات که خدمت علاقه مندان به مبحث زبانشناسی ارایه می دم وجود ندارد.

١٢ پاسخ

مرتب سازی بر اساس:

سلام شفیع آبادی خوشبختم

ممنون از توضیحتون پس ان شاء الله که کتاب خودتون رو بنویسید ما هم استفاده ببریم

دومین باره این پیام رو مینویسم نمیدونم چرا به تایید نمیرسه

١٩٠
طلایی
٠
نقره‌ای
٢
برنزی
٦
تاریخ
٢ هفته پیش

جناب شفیع آبادی ممنون از هدایت ظریفتون عمیقا به معنی فره و غره پی بردم انگار شعر با این دو کلمه رمزنگاری شده بود 

١٩٠
طلایی
٠
نقره‌ای
٢
برنزی
٦
تاریخ
٢ روز پیش

کلا حرف ف عجیبه انگار خودش به تنهایی اشاره به بالا بزرگ دایره وار بودن و حرکت آسمانی و رو به بالا و احاطه ی دایره وار رو داره
پر پرواز پرورش فانوس فروغ فرشته حفاظت حافظ فاراب فکر فال فیلسوف

-
١ روز پیش

هرچی حرف ف بزرگ شونده و بالا رونده ست حرف غ کوچک شونده و پایین روندست ( این کوچکی خودش وسعت پذیره )
حرف غ حرف یا راهی زمینی ، دو راهی زمین و زیر زمینه سقوط آزاد به زیر زمین تنگ و تاریک
مثل غره غرق غریب غرور دروغ داغ دوغ غیر غرب غروب غالب دماغ مغز ادغام

-
١ روز پیش

درود و ادای احترام سرکار رستای گرامی.
چقدر خوب که به دنبال کسب دانش و علم هستید، این باعث خوشحالی من شد، شما ما رو تحسین میکنم و چند نکته فقط محض اطلاع میگم، البته من شاگردی بیش نیستم و اگر لغزشی داشتم تمنا میکنم اساتید راهنمایی کنند و مطالبم را اصلاح کنند.
فردوسی در سن پیری این ستایش رو سرود بنام: اندر ستایش سلطان محمود، که به پادشاهان قبلی کیقباد و لهراسب و غیره اشاره میکنه که حمایتش کردند و میگه حاکم باید از فرهنگ کشور حمایت کنه و دانشمندان را تقویت کنه و الخ...
متن اصلی ستایش سلطان محمود چنین آغاز میشود:
ز یزدان بران شاه باد آفرین 
که نازد بدو تاج و تخت و نگین 
که گنجش ز بخشش بنالد همی 
بزرگی ز نامش ببالد همی 
بعد فردوسی به سالهای طولانی اشاره میکنه که سختی ها کشیده تا علم و تجربه و معرفت کسب کرده و این شاهنامه رو طی سی سال کامل کرده و در این مدت مورد تشویق و حمایت شاهان قبلی بوده:
بدان گه که بد سال پنجاه و هفت 
نوانتر شدم چون جوانی برفت 
فریدون بیدار دل زنده شد 
زمان و زمین پیش او بنده شد 
بداد و ببخشش گرفت این جهان 
سرش برتر آمد ز شاهنشهان
و بعد به سن پیری خودش اشاره کرده و از شست و هفتاد سالگی عمرش گفته:  
هر آنگه که سال اندر آمد بشست 
بباید کشیدن ز بیشیت دست 
ز هفتاد برنگذرد بس کسی 
ز دوران چرخ آزمودم بسی 
یعنی من آفتاب لب بام هستم و نفس های آخرم را دارم میکشم که این شاهنامه تکمیل شده و توقع پول هم نداشته، بلکه خواستار حفظ شاهنامه بوده... که من عمر و جوانی روی این اثر فرهنگی گذاشتم و شما حفظ کنید تا به نسل های بعدی برسد (مثلاً علینامه ربیع همون زمان نوشته شده ولی الان توی موزه ترکیه خاک میخوره) هیچی دیگه.. که متاسفانه مورد بی احترامی و تحقیر واقع میشه و دلشکسته از نزد سلطان برگشت که طولانی هست ولی خلاصه کردم. بگذریم.
در پستهای قبلی خودم بنام راز ماندگاری فردوسی هشت نمونه شاهنامه الصاقی و جعلی رو معرفی کردم از جمله:  چاپ امیر کبیر، چاپ امیر بهادر، انتشارات ایران باستان، چاپ ژول مول، چاپ مسکو، چاپ کلکته، چاپ محمد رمضانی، چاپ دبیر سیاقی (که با هم فرق دارند)
شاید بپرسی این چاپها چه اشکالی داره؟ بله.
اشعاری داره جعلی در مورد زن ستیزی.. عرب ستیزی.. ترک ستیزی.. نژاد پرستی و غیره. مثلاً چنین اشعار زشت و سخیف و پلشتی رو الصاق کردند در مورد زنان که زیاد هست (زنان را ستایی سگان را ستای، که یک سگ به از صد زن پارسای) حالا اگر بگم طولانی میشه در مورد بلوچ کشی.. لر کشی.. هندی کشی.. افکار فاشیستی.. 
شما اگر این دروغ ها رو باور کنی که فردوسی به زنان توهین و بی احترامی کرده، ازش بدت میاد، دیگران هم مثل شما هستند.
اینها تهمت هست. تهمت. تهمت.😱
و باعث شاهنامه ستیزی افراد کم اطلاع میشه.
اگر حرفم را باور نمیکنی، این هشت چاپ را که معرفی کردم کنار هم قرار بده تا ببینی که چقدر با همدیگه فرق دارند. مگه چندتا فردوسی داشتیم؟ این دلیل و سند هست که حرفم راست هست. شاید سوال کنی که کدوم شاهنامه معتبره؟
بله درسته، ما چند نمونه شاهنامه معتبر داریم که همه دقیقاً مثل هم هستند مثل نمونه ای که دارم استفاده میکنم و قبلاً معرفی کردم: (در سال ۸۲۹ ق بدستور با بیسنقر میرزا پسر شاهرخ نوشته شده) مشخصات دقیقش رو قبلاً ذکر کردم، نگاه کن به سوالات قبلیم پیدا میکنی. نکته آخر اینکه ما وظیفه داریم از فرهنگ خودمون در حد توان دفاع کنیم و اجازه ندهیم افراد مشکوک و بیمار از حسادت فرهنگ غنی و ملی ما رو مخدوش و مسموم کنند. سربلند و مانا باشید.

٩٢,٤٥٦
طلایی
٧٨
نقره‌ای
٥٣٦
برنزی
١,١٧٩
تاریخ
٣ روز پیش
عکس پرسش

سلام جناب شفیع آبادی ممکنه معنی و  ریشه  فره و غره رو هم که در شعر فردوسی اینطور اومده (به زر و زور خویش فره مشو_به چند چاکر خویش غره مشو ) بگید؟

١٩٠
طلایی
٠
نقره‌ای
٢
برنزی
٦
تاریخ
٤ روز پیش

درود بر شما، گمانم قصد دارید استاد را به چالش بکشید😀جسارت نباشه ولی این بیت از فردوسی نیست، نه قافیه دارد و نه وزن و نه، با سبک و نظم فردوسی همخوانی دارد، امیدوارم حرفم باعث دلخوری شما نشود.

ز دوران چرخ آزمودم بسی
رهایی ز دامش ندارد کسی
به زور و زر خویش فره مشو
به چند چاکر خویش غره مشو
مترسان مرا قدرتم ایزدی ست
که هفتاد سالم مرا بندگی ست
مترسم که دارم ز روشن دلی
به دل ، مهر آل نبی و ولی
ز هفتاد برنگذرد بس کسی
ز دوران چرخ آزمودم بسی. .

-
٤ روز پیش

سلام علکیم
خیر قصد به چالش کشیدن ندارم
میخوام داناییم بالا بره

-
٤ روز پیش

خدمت رستای عزیز عارضم که بزرگانی مثل فردوسی سعدی و حافظ و مولانا و خیلی شاعران ناشناخته مثل اوحدالدین کرمانی اونقدر در استفاده از کلامات به سبک کلامِ حروف، استاد بودند که افرادی مثل ما تازه با کلی تفکر و تحقیق داریم به منظور اونها پی می بریم.
حالا من معنی این دو واژه رو که بیان نمودید توضیح نمی دم ولی برای اینکه خودتون به معنای نهفته در این دو واژه پی ببرید به عنوان نمونه به توضیح کلمه ی مذاکره که جدیداً در آبادیس ثبت کردم ارجاع می دم.

سلام و سپاسمند، اوکی منم بصورت منطقی پاسخ میدم، چون طولانی میشه ناچارم پست بذارم. چون بخش دیدگاه محدودیت داره، سپاس 🙏

درود مجدد خدمت دوست خوبم شفیع آبادی عزیز سپاسگزارم، خوبی از خودتونه قربان، بنده حقیر رو چوب کاری میفرمایید، بنده دعا گوی شما هستم و آرزوی سلامتی و موفقیت برای شما و خانواده محترمتون دارم، همراه با عاقبت بخیر، انشاالله 🙏 بله قرآن که واقعاً شگفت انگیز و پیچیده هستش و با کلام: اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ، با اولین کلمه اسم خودشو آورد، الحق اقیانوس عمیقی هست، و البته تکیه گاه خوبی برای درستی سنجی مطالب هستش، من باور دارم این سبک معانی و مفاهیم به شما الهام میشه، اینو از خودم در نمیارم، در بحارالانوار چنین مطلبی در مورد الهامی بودن علم هست، چون طولانی هست، مختصراً بخشی از حدیث رو اینجا میارم: علی علیه‌السلام از پیامبر اکرم صل الله علیه و  آله و سلم نقل فرموده: طلب علم بر هر زن و مرد مسلمان واجب است. پس علم را از جایگاهش بخواهید و قبسی از اهل علم بجویید، زیرا آموزش دانش برای خدا حسنه ای است، طلب آن عبادت است، گفتگوی علم تسبیح است، عمل به آن جهاد و آموختن به نادان، صدقه است، و بذل علم به اهل آن، نزدیکی به خدای تعالی است، و راه بهشت را روشن میکند؛ در وحشت مونس انسان است و در غربت و تنهایی رفیق انسان؛ در خلوت با انسان گفتگو میکند و راهنمای آسودگی و تنگی است، علم سلاح علیه دشمنان و زینت نزد دوستان است، خدا بواسطه علم گروهی را بالامی برد و ایشان را در خوبی‌ها رهبر قرار داد که از آثار ایشان اقتباس میشود و افعال آنها سرمشق راهنمای دیگران است و از افکار ایشان استفاده میشود و ملائکه به دوستی با ایشان رغبت دارند و با پرهایشان ایشان را لمس میکنند و تبرک میجویند. و در دعاهایشان دانشمندان را برکت میدهند و هر تر و خشکی، حتی ماهیان دریا و موجودات دریایی و درندگان بیابان و چهار پایان، برای عالم استغفار میکنند. و دانش حیات دل از نادانی و نور چشم در تاریکی و نیروی بدن از ضعف می‌باشد و بنده را بجایگاه خوبان و مجالس خوبان و درجات عالی در دنیا و آخرت میرساند. و تفکر در علم با روزه برابر است و گفتگوی در آن با شب زنده داری مساوی است؛ پروردگار بوسیله دانش اطاعت و پرستش میگردد. (خدا علم را به سعادتمندان الهام میکند) و اشقیا را از آن محروم میکند. خوشا بحال کسی که خدا بهره ای از علم به او داده است... الخ، ممنون از شما که دانسته های خود را به اشتراک میگذارید🙏 در ضمن بطور قطع تمام الفبا‌های مکتوب اروپایی یونانی و لاتین، و عربی، عبری و سیریلیک از یک منشاء واحد، ایران عزیز خودمون سرچشمه گرفته‌اند، که از جمله الفبای فینیقی است که بیش از سه هزار سال قبل در سرزمین کنعان در شرق مدیترانه (سوریه، لبنان و فلسطین، که بخشی از ایران بودند) شکل گرفته. الفبای فینیقی‌ خودش از یک نوع خط هیروگلیف سرچشمه گرفته که هم کنعانیان و هم مصریان از ایرانیان کپی برداری و اقتباس کرده اند، یعنی خطی که برای نشان دادن از کشیدن شکل آنها استفاده میکردند. البته در زمان هخامنشی همه حتی ترکیه و رومانی جزو ایران بودند و یونان هم مرز ایران بوده و حتی همین مصر هم تا پایان حکومت ساسانی جزو ایران بوده و طاهریان مصر را به باد فنا دادند، به هر حال...  فینیقی‌ها که یکی از شهرهای ایران بودند، حدود بیست و دو کلمه را انتخاب کردند و شکل هرکدام از آنها را برای نشان دادن یک حرف بکار بردند؛ به این ترتیب دیگر به هزاران شکل نیازی نبود که دیگه.. برای هر کلمه‌ای یک شکل کشیده شود بلکه با ترکیب همان بیست و دو شکل میشد همۀ کلمات را نوشت، پوزش که متن طولانی شد، خلاصه تر بگم، مثلاً فینیقی‌ها کلمه‌ای داشتند به عنوان گیمل که بمعنی شتر بود (کلمۀ عربی جمل هم از همین ریشه است) تا قبل از اختراع خط فینیقی، شتر با یک علامت شبیه به گردن شتر نشان داده میشد؛ اما فینیقی‌ها این علامت را بجای حرف ج یا گ به کار بردند. با اینحال اسم این حرف همچنان گیمل باقی ماند و امروز در الفبای عربی به آن جیم و در الفبای یونانی به آن گاما میگویند؛ علاوه بر این حرف جیم، از لحاظ شکل ظاهری هم یادگاری از همان شکل هیروگلیفی قدیم خودمان است که برای نشان دادن شتر به کار میرفت.
شکل حرف‌ها در طول زمان و در مناطق مختلف تغییرات زیادی پیدا کرد، اما هنوز هم میشود در بعضی از حروف این شباهت ظاهری را تشخیص داد. در اینجا تصویری از شکل‌های فینیقی و هیروگلیف چند حرف از الفبا را بصورت خلاصه میاورم.
۱. آ، A؛ گاو
کلمۀ الف در زبان فینیقی یا فُنیقی بمعنی گاو بوده است و شکل اولیۀ آن شکل سر یک گاو را با دو شاخش نشان میداده. این شکل قدیمی هنوز هم در حرف A در الفبای لاتین کاملا آشکار است.
۲. ب، B؛ خانه
اسم حرف ب در این الفبا، بِت و همریشه با کلمۀ عربی بیت که به معنی خانه است، در الفبای عربی اسم این حرف به باء تغییر کرده اما در الفبای یونانی هنوز اسم این حرف بتا باقی مانده است.
۳. ک، K؛ کف دست
در فینیقی‌ این حرف را کف میگفتند که دقیقا همان کف عربی و فارسی به معنی کف دست است. حرف یونانی کاپا معادل همین حرف است.
۴. و، V؛ چنگک
کلمۀ واو در این زبان به معنی قلاب یا چنگک است و شکل اولیۀ این حرف هم همین معنا را منتقل میکرده است. در الفبای لاتین این حرف به U، V و Y تبدیل شده است.
۵. م، M؛ آب
کلمۀ میم بمعنی آب بوده است، همریشه با کلمۀ ماء عربی، آنها این کلمه را با شکلی شبیه موج دریا نشان میداند که در M لاتین قابل تشخیص است.
۶. ع، O؛ چشم
کلمۀ عین در این زبان (مثل عربی) بمعنی چشم بوده است و شکل اولیۀ آن بوضوح شکل چشم انسان را نشان میداده است.
۷. ر، R؛ سر
اسم حرف ر در این زبان رِس بوده که همریشه و هم معنی با کلمۀ عربی رأس و بمعنی سر است. شکل هیروگلیف این کلمه هم طرحی از سر انسان را نشان میدهد که در خط فینیقی فقط کمی ساده‌تر شده است، تصویری از حروف ۲۲ گانه را براتون میذارم، این حروف فینیقی شباهت زیادی به حروف ۱۷ گانه قلقطیر داره، پوزش که طولانی شد، دوستتون دارم یاحق 🙏🌺

٩٢,٤٥٦
طلایی
٧٨
نقره‌ای
٥٣٦
برنزی
١,١٧٩
تاریخ
٥ روز پیش
عکس پرسش

خدمت آقای ایرانیان در خصوص حذف حرف ع در کلمه‌ی سوال به صورت کلمه‌ی سل در قرآن عارضم که بله این مدل کلمات در دایره واژگان بسیار زیاد قابل مشاهده است.
به عنوان مثال این قانون ساده نمایی کلمات که باعث ایجاد زبان ها و لهجه ها می شود در کلمه‌ای مثل فن در اصطلاح فنی و حرفه‌ای با ریخت کاملتر آن فند منشعب از کلمه‌ای به نام پند می باشد که با ریخت فند در اصطلاحی مثل فند و حیله در گویش ها و لهجه های محلی رایج می باشد.
چنانچه رَد این مدل قانون را در زبان انگلیسی دنبال کنیم در کلمه‌ای مثل talk که با حذف حرف ل به صورت آوایی در مکالمات به معنی موازی آن گفتگو منشعب از کلمه‌ی تکلم و مکالمه در زبان انگلیسی دارای انشعاب در مکالماتشان شده است.
البته مجدد لازم به یادآوری می باشد که حرف ل در ساختمان کلمه‌ی سوال نماد وجود یک جریان سیال و لطیف که دارای استمرار باشد در کلمه‌ی سوال با ریشه ی ( س ع) ما را متوجه این مفهوم می کند که مبحث و مقوله ی ( مسیله ) باید دارای ایجاد جریان در اذهان جهت پردازش برای به تصویر آمدن باید باشد.
البته به نظر من هیچ مرجعی مثل کتاب قرآن غنی و پربار نیست.
کتاب قرآن همانطور که از اسمش پیداست اونقدر دارای غلظت از مفاهیم می باشد که هرچه قدر بیشتر در این اقیانوس بیکران غوطه ور شویم بیشتر شگفت زده و مشتاق و هیجان زده می شویم.
به عنوان مثال حتی کلمه‌ی قرآن نیز یکی از آن کلمات بسیار شگفت آوری می باشد که حرف آ در میان این کلمه به صورت بسیار حکیمانه به صورت کلاه دار استفاده شده است.
کلمه‌ی قرآن یک کانسپت کلامی متشکل از دو نیم کلمه می باشد که در کلمه‌ی قُر مفهوم غلظت در کلمه‌ای مثل قیر در ابعاد مختلف مثل قرائت گرایش گردش و گردیدن جهت قُر شدن به معنی بالا آمدن دارای معنا و مفهوم می باشد.
و بخش دوم این کلمه کلمه‌ی آن با ریخت کاملتر آن به صورت آین مرتبط با کلمه‌ی آینه می باشد.
کاربرد ابزاری به نام آینه هم بر مبنای انعکاس نور در این شیئ کاربردی می باشد.
مُؤَیِّد این مطلب در زبان ترکی کلمه‌ی آی با ریخت کاملتر آن ( آین ) به معنی و ترجمه موازی آن ماه می باشد.
فلسفه‌ی وجودی کره ی ماه برای آسمان شب در کره ی زمین بر مبنای انعکاس نوری می باشد که از خورشید در آسمان شب انعکاس داده می شود.
همچنین در ادامه‌ی این مطلب به صورت مرتبط کلمه‌ی آیه در قرآن دقیقا بر مبنای فلسفه ی معنا و مفهوم کلمه‌ی آینه و انعکاس نور مفاهیم وجود پاک مقدس خداوند متعال با استفاده از کلمات برای زندگی ما می باشد.
در کلمه‌ی آیه که حرف ن در این کلمه مستتر می باشد دقیقا مشابه کلمه‌ی سل که شما فرمودید و متذکر شدید می باشد.
در پایان مطلب خدمت آقای ایرانیان عزیز عارضم که خداوند متعال هر بنده ای از بندگانش را که خیلی دوست داشته باشد آن شخص را اهل مطالعه و تحقیق و گفت و شنود می کند و شما یکی از آن بندگان خوب خدا می باشید.
قدر خودت و این عنایت خداوند به خودت ر  بدان و برای من هم دعا کن.
موفق پیروز در پناه حق سربلند و سرافراز باشید.

تاریخ
٦ روز پیش

جناب شفیع آبادی عزیز درود بر شما و سپاس از معرفی کتاب، چون شبانه سرچ کردم و علم کلام را پیدا و دانلود کردم، علت این عجله هم این بود که از بس ذهنم را درگیر کرده. پیام شما هم بسیار پر بار هست و باید چندین بار بخوانم، برای همین کپی برداشتم تا چندین بار بخوانم، البته در اینجا که فرمودید (به عنوان مثال کلمه‌ای مثل سوال با ریشه ی ثلاثی ( س ع ل) دارای ریشه ی دو حرفی ( س ع) می باشد) گمانم در (س ء ل) سین و لام یعنی (سل) ریشه و اصلی باشد، چون در سوره بقره قرآن داریم: سَلْ بَنِی إِسْرَائِيلَ كَمْ آتَيْنَاهُم مِّنْ آيَةٍ بَيِّنَةٍ... ﺍﺯ بنی ﺍﺳﺮﺍﺋﻴﻞ سوال کن: ﭼﻪ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﻫﺎی ﺭﻭﺷﻦ... آیه (٢١١) در اینجا سَلْ بجای سَئِلْ خلاصه شده، البته قصد اشکال گرفتن ندارم و فقط برای اینکه برای خودم روشن بشه گفتم که احتمال میدم همزه میانی نخودی و اضافه باشد، من خودم اگر کسی بهم اشکال وارد کنه ناراحت نمیشم، بلکه اینجوری بهتر میپسندم، چرا؟ چون کسی که مخالفت میکنه، باعث میشه عمیق تر و دقیق تر توجه کنم. بگذریم، شکل حرف هم گویا اتفاقی نیست و بصورت علامت داره به ما چیزی رو القا میکند، ولی متاسفانه کسی نیست که در مقدمه مانند استارت، ما را اصطلاحاً راه بیندازد. باز هم مجدداً از شما تشکر میکنم که وقت گذاشتید و پاسخ دادید، منم این چند کتابی که دانلود کردم رو شخم بزنم ببینم سر نخی پیدا میشه یا نه. از شما بسیار بسیار سپاسگزارم. مانا و سربلند باشید🙏

٩٢,٤٥٦
طلایی
٧٨
نقره‌ای
٥٣٦
برنزی
١,١٧٩
تاریخ
٦ روز پیش

با عرض سلام خدمت آقای علیرضا ایرانیان عزیز.
عارضم خدمت شما بزرگوار که در دروس حوزوی کتابی تحت عنوان علم کلام وجود دارد که بنده این کتاب رو مطالعه نکردم.
حالا اینکه با این مدل که بنده کلمات را تفسیر می کنم احتمالا تا حدودی مطالب به این سبک وجود داشته باشد.
و اما اینکه فرمودید ریشه ی کلمات به صورت دو حرفی نیز وجود دارد باید گفت ریشه ی کلمات در روند ایجاد کلمات در اشتراک حروفشان در ساختمان کلمات از یک حرف تا سه حرف باعث ایجاد محدوده ای از مفاهیم مشترک با این ریشه ها در ساختمان کلمات می شود.
این روند از ابراز وجود حروف در کلمات باعث ایجاد قانون حذف و اضافه در روند ایجاد کلمات می شود به گونه‌ای که اگر مسیر و روند کلمات را در کانال جریان کلمات دنبال کنیم باعث می شود کمی آنطرف تر ماهیت کلمات به کل دچار دگرگونی در مفاهیم شود.
به عنوان مثال کلمه‌ای مثل سوال با ریشه ی ثلاثی ( س ع ل) دارای ریشه ی دو حرفی ( س ع) می باشد.
و حرف اصلی تر در این کلمه حرف س می باشد.
حکمت اینکه حرف ل در کلمه‌ی سوال و مسیله که قابل تبدیل به حرف ر می باشد به خاطر وجود یک جریان و بار معنایی و معنوی در منظور این کلمه می باشد.
دو حرف ( ل ر) با ذات آوایی منطبق بر عالم واقع که دارند در ساختمان کلمات نماد وجود یک جریان مستمر مادی و معنوی در مفهوم کلمات است.
و حرف ع در کلمه‌ی سوال و مسیله که به دلیل محل مشترک صدور آوا قابل تبدیل به دو حرف ه آ می باشد نماد وجود انرژی و حرارت و گرما در ابعاد کاربردی مختلف در مفهوم کلمات می باشد به طوری که اگر در مدل صدور آوای این سه حرف دقت داشته باشیم از عمیق ترین فضای دهان که همراه با حرارت و گرما می باشد دارای انطباق بیرونی در عالم ماده و معنا می باشد.
و نهایتاً اینکه حرف س در کلمه‌ی سوال و مسیله با حکمت نگارش خاص این حرف با سه دندانه نماد وجود یک پستی بلندی جهت پردازش در پرداختن به امورات زندگی می باشد.
حالا اگر این سه مطلب در مورد سه حرف ( س ع ل) را در قانون قلب ها و منقلب شدن حروف به سمت حروف دیگر جهت ایجاد کلمات در ابعاد کاربردی مختلف با تبدیل شدن به ( ش ع ر) بررسی کنیم متوجه کلمه‌ و کلیدواژه ای تحت عنوان شعور و شعر خواهیم شد.
یعنی ارتباط مفهوم کلمه‌ی سوال مرتبط با مفهوم کلمه‌ی شعر و شعور و مشاعر انسان می باشد.
حالا اگر این روند از جریان مفاهیم کلمات را با تبدیل شدن حرف ع به ه بیشتر دنبال کنیم کلمه ی شاه و شهرت و مشاهیر قابل رویت می شود.
امیدوارم توانسته باشم حق مطلب را به شما عزیز محترم رسانده باشم.
چون تفسیر این مطلب در پهنه‌ی واژگان و دریای لغات آنقدر دارای فضا برای توضیح دارد که از حوصله شما ممکن است خارج باشد.
موفق و پیروز در پناه خالق کلمات باشید.

تاریخ
١ هفته پیش

درود بر شما🌺
منم جزو اولین نفرات منتظر چاپ کتاب شما هستم.
مطلب شما در مورد کلمه عقال قابل تحسین هستش. چون در عربی به پابند عقال گفته میشه (بكسر العين: حبل يشد به البعير فی وسط ذراعه) و در حدیثی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم آمده: إِنَّ الْعَقْلَ عِقَالٌ مِنَ الْجَهْلِ وَ النَّفْسَ... سوالاتی هم برام پیش اومده که از شما بزرگوار میپرسم، دوست داشتید، پاسخ بدید، حروف مقطعه قرآن هر کدوم به تنهایی دارای مفهوم و بار معنایی هست، درسته؟ ضمناً تصورم این هست که اغلب کلمات قرآن ریشه دو حرفی داره، بله؟ ضمناً کلمه ممدود که از ریشه م د هست، حرف دوم اصلی و اساس محسوب میشه بله؟ چون با جابجا شدن این دو حرف، معنا تغییر میکنه، پس یکی باید حرف اصلی باشه. نگرش شما به واژگان، منحصر بفرد، قابل تحسین و ستودنیست، برای همین قبلاً مزاحمتون شدم، در هر صورت سپاسمند🙏

٩٢,٤٥٦
طلایی
٧٨
نقره‌ای
٥٣٦
برنزی
١,١٧٩
تاریخ
١ هفته پیش

عارضم خدمت کاربر محترم به نام رستا که مفهوم نهفته در کلیدواژه‌ی عقیده مرتبط با کلمه‌ی عقل و عِقال و آقول   و  با ریشه ی دو حرفی ( ع ق) می باشد.

ترکیب این دو حرف باهم در ساختمان کلمات باعث ایجاد مفهوم به هم رسیدن چیزها در یک اندازه و  محدود‌ه‌ی مشخص را برای  ما ایجاد می کند.

از آنجایی که حرف ق در قانون قلب ها قابل تبدیل به حرف ک می باشد مثل دو کلمه ی موسیقی و موزیک در مورد کلمه‌ی عقیده به معنی موازی آن باور یعنی رسیدن به اندازه ی صحیح هر چیزی.

در ادامه ی این مطلب اصطلاح آکبند شدن در بسته بندی وسایل در کلمه‌ی آک باعث ایجاد دو مفهوم بزرگی و محدوده در این اصطلاح می شود.

یعنی در یک محدوده ی مشخص چیزی را پُر نمودن و بسته بندی نمودن دارای معنا و مفهوم می شود.

اصطلاح آغول یا آقول در دامداری ها به محدوده ای اطلاق می شود که دام در آن نگهداری می شود.

همچنین در یک موقعیت کاربردی دیگر با ریشه ی ( ع ق) که قابل تبدیل به دو حرف ( آ گ) می باشد اصطلاح اگر در مکاتبات باعث ایجاد جملات شرطی با مفهوم محدوده   در مفهوم جمله می شود .

در فرهنگ عرب به بند و طناب که به پای چهارپایان جهت ایجاد محدوده حرکت برایشان می شود عِقال گفته می شود.

همچنین از طریق قانون بازچینی و بازخوانی حروف به صورت معکوس کلمه‌ی قاعده و... قابل مشاهده است.

البته در مسیر جریان ایجاد کلمات از طریق قانون حذف و اضافه حروف باعث ایجاد مفاهیم در حوزه‌های مختلف می شود به طوریکه در این مسیر گاها کلماتی با یک ریخت مشترک ولی با مفاهیم متفاوت نیز ایجاد می شوند.

و همین مسیله هم باعث می شود که ما حتماً باید به مسیر ایجاد کلمات از طریق جانمایی کلمات در جملات توجه داشته باشیم تا پی به منظور اصلی کلمه‌ی مورد نظر برسیم.

تاریخ
١ هفته پیش

سلام دوباره 

در توضیح کلمه عقیده چطور به همچین تصویر سازی از لغات دست پیدا کردید؟ همچین تصویرسازیی برای من نیاز به هوش یا اتصال به عالم بالا تری داره. به شدت علاقه مندم به این راه دسترسی پیدا کنم من رو هم کمک بفرمایید

١٩٠
طلایی
٠
نقره‌ای
٢
برنزی
٦
تاریخ
١ هفته پیش

سلام خوشبختم 

ممنون از پاسختون پس ان شاءالله روزی کتاب یا مقاله خودتون رو بنویسید ما هم استفاده ببریم

١٩٠
طلایی
٠
نقره‌ای
٢
برنزی
٦
تاریخ
٢ هفته پیش

پاسخ شما