اسم - صفحه 82

جستجوی تازه
با تغییر گزینه های زیر، اسم دلخواه خود را پیدا کنید

لسان الدین

زبان گویای دین


پسر

عربی
مادیا/madiya/

نام همسر آخرین پادشاه ماد


دختر

فارسی

تاریخی و کهن
قلندر

هر یک از افراد قلندریه، فرقه ای از صوفی که به دنیا بی توجه و نسبت به آداب و رسوم بی قید بوده اند


پسر

فارسی
قلی/gholi/

غلام، بنده، به صورت پسوند همراه با بعضی نامها می آید و نام جدید می سازد مانند حسینقلی، حسنقلی


پسر

ترکی
قمر الملوک/ghamar-ol-moluk/

آن که میان پادشاهان چون ماه می درخشد


دختر

عربی

تاریخی و کهن
قمر تاج/ghamar-taj/

تاج ماه، قمر ( عربی ) + تاج ( فارسی ) تاج ماه


دختر

فارسی، عربی
قمرالدین

آن که در دین چون ماه می درخشد


پسر

عربی
قمرناز/ghamar naz/

ماه ناز، اسمی است مرکب عربی فارسی دخترانه به معنی ماه ناز، قمر ( عربی ) + ناز ( فارسی ) آن که چون م ...


دختر

فارسی، عربی
قمری

نام پرنده ای کوچکتر از کبوتر، یاکریم


دختر

عربی
قنبر/ghanbar/

نام یکی از تابعان علی ( ع )


پسر

عربی
لی لی ناز/lili nāz/

لی لیِ زیبا و قشنگ، لی لیِ متناسب و موزون، ( لی لی، ناز = قشنگ، زیبا، متناسب، موزون )، ن، ک لی لی


دختر

فارسی
لیال/layal/

در فارسی جمع لولو


دختر

فارسی، عربی

مذهبی و قرآنی
لیالی

شبها


دختر

عربی
لیام/liam/

محافظ


پسر

فارسی
لیبرا/libra/

آزاده، رها، ( به کسر ب )، آزاد


پسر، دختر

لاتین
لیبه/libe/

عاقل، خردمند، مؤنث لبیب


دختر

عربی
لیدا/lida/

بانوی محترم و گرامی، برگرفته از نام کشور قدیمی لیدیا


دختر

ارمنی
لیرا/lyra/

آوای خوش موسیقی


دختر

یونانی
لیزا/liza/

بنده خالص خداوند


دختر

عبری
لیزان/lizān/

نام ناحیه ای در سرزمین قدیمی اران، ( اَعلام ) نام ناحیه ای در سرزمین قدیمی اران و هم اکنون بخشی از ...


دختر

کردی، فارسی
لیزدا/lizda/

آرامش مادر


دختر

لری
لیسا/lisa/

ستوده شده، نام روستایی در نزدیکی قزوین


دختر

فارسی
لیلا زکیه/l.-zakiye/

ترکیب دو اسم لیلا و زکیه ( شب طولانی و پاک )، ( اسم مرکب ) ( لیلا، زکیه )، لیلای پاک و پاک دامن، ( ...


دختر

عربی

مذهبی و قرآنی
لیلان/laylan/

نام رودخانه ای در آذربایجان


دختر

فارسی
لیلپار/lilpar/

گل همیشه بهار


دختر

ترکی

گل
لیلماه/lilmah/

ماه شب


دختر

فارسی، عربی

کهکشانی
لیلیا/lailiyā/

پاک و خالص، نام نوعی گل، نور ماه، ( به مجاز ) زیبا، اسم لیلیا ( به انگلیسی: liliya ) از اسم های دخت ...


دختر

لاتین، عربی

گل، کهکشانی
لیلیان/lilyan/

نام گل، نور، نوربخش، نور نوربخش


دختر

لاتین

گل
لیلیث/lilis/

همسر اول آدم


دختر

عبری
لیلین/lilian/

گل لیلیوم


دختر

فرانسوی

گل
لیلیوم/liliyom/

نام نوعی گل


دختر

یونانی
لیمو

میوه خوردنی، ترش یا شیرین، معطر و زردرنگ


دختر

فارسی
لیندا/linda/

قشنگ، زیبا


دختر

لاتین
لینه/layene/

نرم، ملایم، مطیع و نرم خوی، ( مؤنث لیّن )


دختر

عربی

مذهبی و قرآنی
لیوراد/liorad/

خورشید جوانمرد


پسر

فارسی
لیوزاد/liyozad/

نام دختر آدم


دختر

فارسی
لیوسا/livsā/

مانند خورشید، ( مجاز ) زیبارو، ( لیو = خورشید، سا ( پسوند شباهت ) )


دختر

فارسی

طبیعت، کهکشانی
لیونا/liona/

دلیر و شجاع


دختر

لاتین
ماءالسماء/ma-ol-sama/

باران، نام مادر منذر پسر امری القیس از پادشاهان عرب


دختر

عربی
ماتا/mata/

ماه بزرگ


پسر

گیلکی
ماتان/matan/

سفید و زیبا


دختر

ترکی
ماتیا/matya/

چشم ماه


پسر

فارسی
ماتیاس/matyas/

هدیه یا نعمت خدا


پسر

فرانسوی
ماتیسا/matisa/

ماهتیسا، در گویش مازندران ماه تنها


دختر

فارسی
ماتیلدا/matilda/

مهتاب


دختر

لاتین
ماتیکان/matikan/

نام پسربزرگ جغتای از فرماندهان مغول


پسر

مغولی
ماجان/majan/

مانند ماه، معجن، ماهگان، نام قدیم رودی در اطراف شاهرود


دختر

فارسی

کهکشانی
ماحوز/mahoz/

نوعی شاهسپرم


پسر

عربی
ماخ

از شخصیتهای شاهنامه، نام سخندانی پیر و مرزبان هری و از راویان شاهنامه


پسر

فارسی
ماداک/madak/

سرخوشی


دختر

سانسکریت
مادح/madeh/

ستایشگر و مدح کننده


پسر

عربی
مامو/mamo/

نام زنی در زمان خسروپرویز پادشاه ساسانی


دختر

فارسی

تاریخی و کهن
مأمون

ایمن، در امان، معتمد، امین، نام پسر هارون الرشید از خلفای بنی عباس


پسر

عربی
مامکان/māmakān/

مامک، مادر، خطاب محبت آمیز به فرزند دختر، ان ( نسبت ) ) منسوب به مامک


دختر

فارسی
مامیثا/māmisā/

نام یک گیاه، گیاهی با برگهای پوشیده از کرک، و دارای گلهای نارنجی رنگ و میوه ای دراز


دختر

لاتین، سریانی
مانا دخت/m.-dokht/

دختر ماندنی و پایدار، ( مانا = ماندنی و پایدار، دخت = دختر ) دختر ماندنی و پایدار


دختر

فارسی
ماناد/manad/

شکل دعایی فعل ماند


پسر

گیلکی
ماناسه/manase/

نام برادر بزرگ یوسف ( ع )، صورتی از منسی نام برادر بزرگ یوسف ( ع )


پسر

عبری
مانای/manay/

سرکرده پارسیان در زمان سلطنت دیوکس پادشاه ماد


پسر

فارسی

تاریخی و کهن
فخر/fakhr/

نازیدن، مباهات کردن، سربلندی، سرافرازی، افتخار، ( در قدیم ) مایه ی سربلندی، مایه ی نازش، ( در قدیم ...


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
فخرآفاق

باعث سرافرازی آسمان


دختر

عربی
محمد بهروز/m.-behruz/

ترکیب دو اسم محمد و بهروز ( ستوده و سعادتمند )، از نام های مرکب، ا محمّد و بهروز


پسر

فارسی، عربی

مذهبی و قرآنی
محمد بهمن/m.-bahman/

ترکیب دو اسم محمد و بهمن ( ستوده و نیک اندیش )، از نام های مرکب، ا محمّد و بهمن


پسر

فارسی، عربی، پهلوی، اوستایی

مذهبی و قرآنی
محمد بهنود/m.-behnud/

ترکیب دو اسم محمد و بهنود ( ستوده و پسر عزیز )، ( عربی ـ دساتیری ) از نام های مرکب، ا محمّد و بهنود


پسر

فارسی، عربی

مذهبی و قرآنی
محمد پایا/m.-pāyā/

ترکیب دو اسم محمد و پایا ( ستوده و پایدار )، از نام های مرکب، ا محمّد و پایا


پسر

فارسی، عربی

مذهبی و قرآنی
محمد تحسین/m.-tahsin/

ترکیب دو اسم محمد و تحسین ( ستوده و تعریف )، از نام های مرکب، ا محمّد و تحسین


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
محمد تکین/m.-takin/

ترکیب دو اسم محمد و تکین ( ستوده و پهلوان )، از نام های مرکب، ا محمّد و تکین


پسر

ترکی، عربی

مذهبی و قرآنی
محمد ثاقب/m.-sāqeb/

ترکیب دو اسم محمد و ثاقب ( ستوده و روشن )، از نام های مرکب، ا محمّد و ثاقب


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
محمد ثامن/m.-samen/

ترکیب دو اسم محمد و ثامن ( ستوده و هشتمین )


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
محمد جبار/m.-jabbār/

ترکیب دو اسم محمد و جبار ( ستوده و دارای سلطه و قدرت )، از نام های مرکب، ا محمّد و جبار


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
محمد جمشید/m.-jamšid/

ترکیب دو اسم محمد و جمشید ( ستوده و پادشاه روشن )، از نام های مرکب، محمّد و جمشید


پسر

فارسی، عربی

مذهبی و قرآنی
محمد حاتم/m.-hātam/

ترکیب دو اسم محمد و حاتم ( ستوده و حاکم )، از نام های مرکب، ا محمّد و حاتم


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
محمد حلیم/m.-halim/

ترکیب دو اسم محمد و حلیم ( ستوده و صبور )، از نام های مرکب، ا محمّد و حلیم


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
محمد خالق/m.-khāleq/

ترکیب دو اسم محمد و خالق ( ستوده و آفریننده )، از نام های مرکب، ا محمّد و خالق


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
محمد خسرو/m.-khosro(w)/

ترکیب دو اسم محمد و خسرو ( ستوده و پادشاه )، از نام های مرکب، ا محمّد و خسرو


پسر

عربی، پهلوی

مذهبی و قرآنی
محمد دارا/m.-dārā/

ترکیب دو اسم محمد و دارا ( ستوده و دارنده )، از نام های مرکب، ا محمّد و دارا


پسر

فارسی، عربی

مذهبی و قرآنی
محمد دانش/m.-dāneš/

ترکیب دو اسم محمد و دانش ( ستوده و علم )، از نام های مرکب، ا محمّد و دانش


پسر

فارسی، عربی

مذهبی و قرآنی
محمد راد/m.-rād/

ترکیب دو اسم محمد و راد ( ستوده و جوانمرد )، از نام های مرکب، ا محمّد و راد


پسر

فارسی، عربی

مذهبی و قرآنی
محمد رسام/m.-rassām/

ترکیب دو اسم محمد و رسام ( ستوده و تصویرگر )، از نام های مرکب، ا محمّد و رَسّام


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
محمد رستگار/m.-rast(e)gār/

ترکیب دو اسم محمد و رستگار ( ستوده و رها شونده )، از نام های مرکب، ا محمّد و رستگار


پسر

فارسی، عربی

مذهبی و قرآنی
لمیس/lamis/

زنی با پوست نازک و لطیف


دختر

عربی
لنبک

از شخصیتهای شاهنامه، نام سقائی جوانمرد در زمان بهرام گور پادشاه ساسانی


پسر

فارسی
لنیا/leniya/

دختر ملیح، نمکین، مرکب از لن ( سنسکریت ) + ی نسبت ( فارسی ) + الف تانیث ( فارسی )


دختر

فارسی، سانسکریت
لهاک/lahhak/

از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر ویسه برادر پیران و جزو سپاهیان افراسیاب تورانی


پسر

فارسی

تاریخی و کهن
لهراسپ

صاحب اسب تندرو، از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر اروندشاه از نژاد کیقباد پادشاه کیانی


پسر

فارسی
لواده/lavade/

از شخصیتهای شاهنامه، نام جد گروهی از سپاهیان کیخسرو پادشاه کیانی


پسر

فارسی

تاریخی و کهن
لوترا/lutara/

لهجه، شکسته زبانی


دختر

فارسی
لوتوس/lotos/

گل نیلوفر آبی یا سوسن شرقی، همچنین درخت صدر یا کنار، نماد مذهب در تمدنهای قدیمی آسیایی و نماد اهورا ...


دختر

فارسی

گل
لورا/lura/

نام سازی است، چنگ، نام یکی از صورتهای فلکی شمالی


دختر

یونانی

کهکشانی
لوران/luran/

لر زاده، پسر لر


پسر

لری
لوکاس/lukas/

نام یکی از حواریون حضرت مسیح ( ع )


پسر

ارمنی
متقی/mottaqi/

باتقوا، پرهیزگار، پارسا، پرهیزکار، ( اَعلام ) نام بیست و یکمین خلیفه از خلفای عباسی


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
متوکل/mote(a)vakkel/

کسی که به خدا توکل کند، توکل کننده، باتوکل، آن که ( به خدا ) توکل می کند، ( در قدیم ) تکیه کننده، پ ...


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
متی/matti/

نام پدر یونس ( ع )


پسر

عبری
متیا/mattia/

هدیه خداوند


پسر

عبری
متیس/metis/

دانش و خرد


دختر

یونانی
متین رضا/matinrezā/

ترکیب دو اسم متین و رضا ( دارای متانت و خشنود )، از نام های مرکب، متین و رضا


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
مجد/mojed (d)/

بزرگی، بزرگواری، جوانمردی، کوشش کننده، کوشا، بسیار کوشنده، شرف، برتری


پسر

عربی
مجدراد/majd rad/

جوانمرد بزرگ


پسر

فارسی، عربی
مجدود/majdod/

نیکبخت، نام شاعر معروف قرن ششم، سنائی غزنوی


پسر

عربی



انتخاب ریشه اسم

انتخاب گروه اسم

برچسب ها

اسم