اسم - صفحه 76

جستجوی تازه
با تغییر گزینه های زیر، اسم دلخواه خود را پیدا کنید

عیسا

عیسی، معرب از عبری، نجات دهنده، نام پیامبر مسیحیت


پسر

عبری
عین الدین

چشم دین، عزیز در دین


پسر

عربی
عین الزمان

چشم خداوند


پسر

عربی
عینعلی

چشم علی، نام یکی از امامزادگان که مزار شریفش در تهران است


پسر

عربی
غاتفر/ghatfar/

از شخصیتهای تاریخی شاهنامه، نام پادشاه هیتال در زمان انوشیروان پادشاه ساسانی، نیز نام شهری در آسیای ...


پسر

فارسی

تاریخی و کهن
غاثر

معرب از عبری، نام پسر ارم نوه نوح ( ع )


پسر

عبری
فخرالسادات/fakhrossadat/

سبب سربلندی سیدها


دختر

عربی
فخرالملوک/fakhr-ol-moluk/

مایه سربلندی و افتخار پادشاهان


دختر

عربی
فخرالملک

مایه سربلندی و افتخار سرزمین


پسر

عربی
فخرالنسا/fakhr-on-nesa/

سبب سربلندی زنان


دختر

عربی
ظفرداد

ظفر ( عربی ) + داد ( فارسی ) نتیجه و حاصل


پسر

عربی، فارسی
ظفردخت/zafar-dokht/

مرکب از ظفر ( پیروز )، دخت ( دختر )، ظفر ( عربی ) + دخت ( فارسی ) مرکب از ظفر ( پیروز ) + دخت ( دخت ...


دختر

فارسی، عربی
ظهور/zohur/

پدیدار شدن، آشکار شدن


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
ظهیرالدین/zahiroddin/

یار و یاور دین، پشتیبان دین، پشتیبانِ کیش و آئین، ( اَعلام ) ) ظهیرالدین سمرقندی: [حدود هجری] شاعر ...


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
ظهیره/zahire/

مؤنث ظهیر، پشتیبان، یاور، ظهیرالدین


دختر

عربی

مذهبی و قرآنی
عاتکه/ateke/

زن خوشبو، نام دختر عبدالمطلب، جد پیامبر ( ص )


دختر

عربی
عاد/ad/

نام قومی که هود ( ع ) به پیامبری آنان برگزیده شد


پسر

عبری
عادیات/adiyat/

نام سوره ای در قرآن کریم


دختر

عربی

مذهبی و قرآنی
عارف پاشا

عارف ( عربی ) + پاشا ( فارسی )، پادشاه دانا و آگاه


پسر

عربی، فارسی
عارف حسین/ā.-hoseyn/

ترکیب دو اسم عارف و حسین ( دانا و نیکو )، از نام های مرکب، ( عارف و حسین


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
عاشق

دلباخته، دلداده، نام شاعر ایرانی قرن دوازدهم، عاشق اصفهانی


پسر

عربی
عاطی/ati/

بخشنده


پسر

عربی
عالم تاج

عالم ( عربی ) + تاج ( فارسی ) آن که چون تاجی بر سر عالم می درخشد


دختر

عربی، فارسی
عامره/amereh/

مؤنث عامر، آباد کننده


دختر

عربی
عاموس/amos/

یار، نام شبانی که به نبوت رسید


پسر

عبری
عباس مهدی/a.-mahdi/

ترکیب دو اسم عباس و مهدی ( بسیار شجاع و هدایت شده )، از نام های مرکب، عباس و مهدی


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
عبدالامین/abdol-amin/

بنده امین و درستکار، بنده پروردگار که مورد اعتماد و امانت دار است


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
عبدالجواد

بنده پروردگار که بخشنده است


پسر

عربی
عبدالحسن/abd-ol-hasan/

بنده حسن


پسر

عربی
عبدالحکیم/abdolhakim/

بنده خدای دانا


پسر

عربی
عبدالخالق/abdol-khalegh/

بنده پروردگار، نام پدر بیدل شاعر قرن یازدهم


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
عبدالرحمن

بنده پروردگار بخشاینده، نام نویسنده و شاعر نامدار قرن نهم، عبدالرحمن جامی


پسر

عربی
عبدالرسول/abd-ol-rasol/

بنده پیامبر


پسر

عربی
عبدالرفیع

بنده پروردگار بلندمرتبه


پسر

عربی
عبدالزهرا/abd-oz-zahra/

پیرو حضرت زهرا ( س )


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
عبدالستار

بنده پروردگار عیب پوشاننده


پسر

عربی
شهرآرا/shahr ara/

آراینده شهر، کسی که زیباییش شهره شهر است


دختر

فارسی
شهراز/šah rāz/

راز بزرگ، راز شکوهمند، راز بزرگ و شکوهمند


دختر

فارسی
شهرآزاد

نام یکی از پادشاهان ساسانی


پسر

فارسی
شهرآشوب

آن که در شهر ایجاد فتنه و آشوب می کند، بسیار زیبا و دلربا، نام یکی از گوشه های موسیقی ایرانی


دختر، پسر

فارسی
شهران/šahrān/

از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از خردمندان ایرانی در زمان یزدگرد پادشاه ساسانی، ( شهر، ان ( پسوند نسب ...


پسر

فارسی

تاریخی و کهن
شهربان

حاکم شهر


پسر

فارسی
شهرتاش

شهر ( فارسی ) + تاش ( ترکی ) همسایه و همشهری


پسر

فارسی، ترکی
شهرخواست

نام روستایی در نزدیکی شیراز، نام یکی از سرداران طبرستان


پسر

فارسی
شهرزادزهرا/shahrzad-zahra/

ترکیب دو اسم شهرزاد و زهرا ( زاده شهر و نیکو )


دختر

فارسی، عربی
شهرسب/shahrasb/

از اساطیر شاهنامه


پسر

فارسی

تاریخی و کهن
شهرسپ

از شخصیتهای شاهنامه، نام وزیر طهمورث که مردی دانا و پارسا بود و شاه را به نیکی راهنمایی می کرد


پسر

فارسی
غازان

قازان، پادشاه مغولی ایران


پسر

مغولی
غازی

جنگجوی مذهبی، عنوان چندتن از پادشاهان و افراد تاریخی


پسر

عربی
غانیه/qāniye/

زن جوان پاکدامن، ( مؤنث غانی )، زنی که به سبب زیبایی خویش بی نیاز از زیور باشد، زن جوان پاکدامن در ...


دختر

عربی
غباد

قباد، از شخصیتهای شاهنامه، نام چندتن از شخصیتهای شاهنامه از جمله نام پسر کاوه آهنگر


پسر

فارسی
غروی/qaravi/

اهل نجف


پسر

عربی
غزل ناز/ghazal naz/

شعر عاشقانه زیبا، غزل ( عربی ) + ناز ( فارسی ) مرکب از غزل ( شعرعاشقانه ) + ناز ( زیبا )


دختر

فارسی، عربی
غزوه/qazve/

جنگی که مسلمانان با کافران می کردند و پیامبر در آن شرکت میکرد، ( در قدیم ) جنگی که مسلمانان با کافر ...


دختر

عربی

تاریخی و کهن
غضنفر

شیر بیشه


پسر

عربی
غفران/qofrān/

بخشایش و آمرزشِ گناهان، آمرزیدن، آمرزش


پسر

عربی
غلام/qolām/

پسر بچه، شاگرد، بنده، کودک، پسر از هنگام ولادت تا آمد جوانی، ارادتمند و فرمانبردار، به صورت پیشوند ...


پسر

عربی

تاریخی و کهن، مذهبی و قرآنی
غلامعلی/qolām ali/

( عربی ) ] غلام = ( به مجاز ) ارادتمند و فرمان بردار + علی[، ارادتمند و فرمان بردار علی ] منظور اما ...


پسر

فارسی
غلی/qoli/

جوشیدن، غلی


پسر

عربی
غمزه/ghamze/

کرشمه، ناز، حرکت چشم و ابرو برای برانگیختن توجه دیگری


دختر

عربی
غنج/ghanj/

کرشمه، ناز


دختر

عربی
غوغا/ghogha/

صدای بلند، بانگ و فریاد


دختر

عربی
فؤاد/fo’ād/

( عربی ) ( در قدیم ) دل، قلب


پسر

عربی
فائحه

فایحه


دختر

عربی
فائض/faez/

فیض دهنده، فایض


پسر

عربی
فائضه

فایضه


دختر

عربی
فاتک/fatek/

نام پدر مانی در زمان شاپور اول پادشاه ساسانی، معرب از پهلوی


پسر

پهلوی، اوستایی

تاریخی و کهن
فاتیما/fatima/

فاطیما، نام شهری در اروپا که حضرت فاطمه در آنجا ظهور کرده است


دختر

عربی
فادی/fādi/

نجات دهنده، کسی که خود را برای دیگران فدا کند، لقب حضرب عیسی ( ع )، ( اعلام ) لقب حضرب عیسی ( ع ) ن ...


پسر

عربی
فارا/fara/

نام کوهی در مغرب فلات ایران


دختر

فارسی
فاراب/fārāb/

زراعت آبی در مقابل دیم، ( در قدیم ) ( = پاراب )، ( اَعلام ) ) نام شهری بوده در ساحل غربی سیحون و آن ...


پسر

فارسی
فارد/fared/

یگانه، تنها، تک


پسر

عربی
فارص/fares/

نام پسر یهودا و نواده یعقوب است


پسر

عربی
فارمیس/farmis/

نام دختر کورش و همسر داریوش اول


دختر

فارسی

تاریخی و کهن
فارناس/farnas/

نام پادشاه کاپادوکیه


پسر

فارسی
فارناسس/farnases/

نام برادر همسر داریوش سوم پادشاه هخامنشی


پسر

فارسی

تاریخی و کهن
فارناک/farnak/

نام برادر همسر داریوش سوم پادشاه هخامنشی، فارناس


پسر

فارسی
فاریا/farya/

سرچشمه زندگی


دختر

ترکی
فاریاب/fāryāb/

فاراب، نام شهری در استان کرمان، ( در قدیم ) پاریاب، ( اَعلام ) ) نام شهری در شهرستان کهنوج، در استا ...


پسر

فارسی
فاسیروس/fasiros/

نام دختر اردشیر درازدست پادشاه هخامنشی


دختر

فارسی

تاریخی و کهن
فخرایران

فخر ( عربی ) + ایران ( فارسی ) مایه سربلندی ایران


دختر

عربی، فارسی
فخرگل/fakhrgol/

مایه نازش گل، فخر ( عربی ) + گل ( فارسی ) مایه نازش گل


دختر

فارسی، عربی

گل
فخیمه/faxime/

مؤنث فخیم، بزرگ، محترم، صفت برای دولت های خارجی که با ایران روابط دوستانه داشتند، ( در دوره ی قاجار


دختر

عربی
فداک

نام روستایی در حجاز


پسر

عربی
فدیا/fadya/

هدیه ای از طرف خداوند


دختر

فارسی
فر/far/

شأن و شوکت و رفعت و شکوه


دختر

فارسی
فرا/farrā/

برخوردار از فرّ ایزدی، [فرّ ( اوستایی ) = فروغ یا موهبت ایزدی، ا ( پسوند نسبت ) ]، منسوب به فرّ، که ...


دختر

فارسی
فرآئین/far ā’in/

باعث عظمت دین، ( فر = شکوه و جلال، آئین )، موجب شکوه و جلالِ دین و آیین


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
فرابرز/farāborz/

نام پهلوانی ایرانی از سپه داران و رایزنان دارا، [به تعبیر دهخدا شاید فرابرز تصحیف فرامرز باشد]، ( ب ...


پسر

فارسی

تاریخی و کهن
فرابین/farābin/

بلند نظر و عاقبت اندیش، [فرا ( جزء پیشین ) = دورتر یا بالاتر، بین ( جزء پسین ) = بیننده]، بالابین، ...


پسر

فارسی
فراته/forāte/

نوعی حلوا، حلوایی که از آب انگور و نشاسته و آرد گندم و مغز بادام و گردو درست کنند، باسلق، ( به ترکی ...


دختر

فارسی
فراتین/farātin/

سخن و گفتار آسمانی، [از برساخته ی فرقه ی آذر کیوان ( دساتیر ) ]


دختر

لاتین
فراچهر/farachehr/

دارای چهره و رویی برجسته و زیبا، مرکب از فرا ( بالاتر ) + چهر ( صورت )


دختر

فارسی
فراد/farād/

گشایش بخش، گره گشای، افزون کننده، گشایش دهنده


پسر

فارسی
فرادخت/fara dokht/

بخشنده، مرکب از فرا ( بالاتر ) + دخت ( بخشنده )


پسر

فارسی
فرادیس/faradis/

جمع فردوس، بهشت ها


دختر

عربی
فرادین/farādin/

دیندار، متدین، ( فرا = سویِ، جانبِ، به سوی، دین ) ( به مجاز ) دیندار


پسر

فارسی، عربی

مذهبی و قرآنی
فرآذر/far-azar/

شکوه آتش


دختر

فارسی
فراراد/fara rad/

بالاترین بخشنده، مرکب از فرا ( بالاتر ) + راد ( بخشنده )


پسر

فارسی
فرارس/fararos/

بالندگی


پسر

فارسی



انتخاب ریشه اسم

انتخاب گروه اسم

برچسب ها

اسم