تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ضعیف، تهی، فقیر از نظر محتوا یا کیفیت

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

صدور حکم، تعیین مجازات، یا اجرای حکم قانونی

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

به هر چیزی مربوط می شود که با هنر سخن گفتن یا نوشتن مؤثر در ارتباط است. به ویژه روش هایی که برای متقاعد کردن، اطلاع رسانی یا سرگرم کردن مخاطب استفاد ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

طرح واره ها” یا “خلاصه سازی ساختار مطلب قبل از نوشتن” یعنی قبل از نوشتن متن کامل، نویسنده نقاط اصلی و ترتیب مطالب را به صورت مرتب روی کاغذ می آورد ت ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

�توضیح دادن� یا �شرح دادنِ یک ایده، وضعیت یا مفهوم�

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زنده، روشن، واضح، یا پرجلوه

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢

�زنبور عسل درشت و پشمالو� زنبورهای بامبل معمولاً بزرگ تر از زنبورهای معمولی هستند و صدای وزوز بلندی دارند. آن ها در گرده افشانی گل ها نقش بسیار مهمی ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

هیزم زغالی

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شکایت آمیز / غرغرکنان / به صورت گله مندانه

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سقف مثلثی / دیوار شیروانی / انتهای شیروانی

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

�انبار بالای خانه� یا �اتاقک بالای خانه برای سوخت�

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

یک طبقه یا بخش بالا در یک ساختمان برای نگهداری چیزها ( خرپشت )

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خشک شده ی گیاهان یا خاک باتلاقی که به عنوان سوخت استفاده می شود

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

حرکت کردن به سمت، رفتن به طرف

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Tide = the regular rise and fall of the sea جزر و مد / جریان دریا

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بی بضاعت، درمانده، تنگ دست

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شهری در غرب ایرلند

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جزایر آران، گروهی از سه جزیره در سواحل غربی ایرلند هستند که به خاطر مناظر خشن، فرهنگ سنتی ایرلندی و میراث قوی گائلیک شناخته می شوند.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢

چند وجهی، همه فن حریف، توانمند در زمینه های مختلف

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نوحه خوانی کردن / سوگواری کردن / اندوه شدید نشان دادن ریشه: lament → �اندوه کردن، سوگواری کردن، ناله کردن� lamenting → شکل حال استمراری یا وصفی: �در ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

عمل کردن / رفتار کردن He acted wisely → او عاقلانه عمل کرد. Don’t act like a child → مثل بچه ها رفتار نکن! بازی کردن ( در فیلم یا تئاتر ) She acts ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

سواران

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نیک خواه، خیرخواه، مهربان، بخشنده

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

باشکوه، باعظمت، باوقار، دارای ظاهر سلطنتی یا نجیب

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تنومند، قوی هیکل، محکم تنومند یا قوی، چه برای انسان و چه برای چیزهای محکم

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تیر چوبی / تیرآهن / الوار تیر یا الواری که سقف را نگه می دارد

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لم دادن، مستقر شدن، راحت جا گرفتن

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

عمارت اربابی یا ملک اربابی

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

مقاله ی اصلی فرضیه ( در متون علمی یا تحقیقاتی )

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

presents, portrays, depicts, performs, dramatizes

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سرمایه داری دیجیتال ( Digital Capitalism ) به نظام اقتصادی ای گفته می شود که در آن تکنولوژی دیجیتال، داده ها و اینترنت نقش اصلی در تولید، توزیع و کسب ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نئولیبرالیسم به یک ایدئولوژی اقتصادی و سیاسی گفته می شود که بر موارد زیر تأکید دارد: بازارهای آزاد و حداقل مداخله دولت در اقتصاد. خصوصی سازی خدمات ع ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"شمد" یعنی پتوی نازک یا ملحفه ی سبک که معمولاً تابستان ها روی خود می کشند. در انگلیسی می شود: 🩵 light blanket یا bed sheet ( بسته به جنس و کاربردش ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

Conceptual = مربوط به یا مبتنی بر مفاهیم، مفهومی ( adj )

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حدود توانایی های انسانی

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

support

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حلقه های بازخورد وقتی یک سیستم ( انسان، حیوان یا ماشین ) عملی انجام می دهد، نتیجه یا اثر آن عمل دوباره بر سیستم تاثیر می گذارد. به این فرایند که اثر ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٣

تبادل / تعامل / ارتباط مثال: Buying and selling goods is a business transaction خرید و فروش کالا یک تبادل تجاری است.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جمعی / مشترک مثال: The village has a communal garden روستا یک باغ جمعی دارد.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نامنظم / پرشتاب و ناگهانی / بریده بریده مثال: The car moved in a jerky way over the rough road ماشین روی جاده ی ناهموار با حرکت های نامنظم حرکت می کر ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

تسلط / مهارت / کنترل ماهرانه

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

قله تپه یا نوک تپه مثلاً: The general stood on the hilltop ژنرال روی قلهٔ تپه ایستاده بود.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

شیب / دامنه

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دومی / گروه دوم

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

محدود / مجبور / مقید ( adj )

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

به سرعت و ناگهانی منتقل کردن / بردن

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٣

معطوف کردن / جلب کردن

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تجهیزات یا افسار و دهنه و زین و وسایلی است که برای بستن و کنترل حیوان به کار می رود