پیشنهاد‌های ابوالفضل عشقی (٦٧٤)

بازدید
٢,٩٣٦
تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

بسنده کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

بهترین در نوع خود

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

جمع ( گروه افراد )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

( بسته به بافت متن ) : شاخه/ حوزه/ زمینۀ فعالیت

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

به قیمتِ

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

لازم

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

دستبرد فکری با استفاده از هوش مصنوعی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

reallocation ( مترادف )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

طبق فرهنگ آکسفورد: To take a particular direction or often have a particular quality مثال: His views tend towards the extreme.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

تغییر

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

به طور هدف مند

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

تنوع پذیری

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

طبق فرهنگ وبستر: Done or made in a quick or cursory manner

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

طبق توضیحی در فرهنگ کالینز: You use less than to say that something does not have a particular quality. For example, if you describe something as les ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

غافل ماندن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

واحد

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

تمکین تخصص/ مهارت احترام به تخصص/ مهارت

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

زنده ( به معنای کنونی، حال حاضر و. . . )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

( طبق فرهنگ کمبریج ) : در جست وجوی کسی/ چیزی بودن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

( اصطلاح ) : مانند فشنگ از جا در رفتن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

به قیمتِ چیزی بودن/ تمام شدن مثال: Accomplishing production objectives to the detriment of the safety of assets.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

تب نفاسی/ پس از زایمان ( مترادف با puerperal fever )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥

پایش پذیری

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

فشار

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

سرپیچی کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

( در نقش صفت و ) طبق فرهنگ وبستر: Involving or using step - by - step procedures whose rationale is usually not explained. مثال: A cookbook approach

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥

طبق فرهنگ آکسفورد: In a way that shows that you really mean the opposite of what you are saying.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

ناکارآمد مشکل دار معیوب

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

موشک کمکی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

موشک سوخت جامد/ جامدسوز

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

چیزی را از سر گذراندن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

علت کاوی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

آسیب/ خطر را در پی داشتن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

معیار موفقیت

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

در مسیر درست قرار دادن/ راهنمایی کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

گارد داشتن در مقابل نظرات دیگران ( غرور )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

در یک کلام

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

تشویق شده حمایت شده

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

نقطه ضعف و آسیب پذیری

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

شرکت هواپیمایی

پیشنهاد
٠

زیرساخت عملیاتی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

حیرون و سیرون موندن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

سوخت گیری مجدد هواپیما در شرایطی که یک موتور روشن باشد.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

مخالف بودن با حرف یا عملی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

تعامل و برقراری ارتباط غلط، ناکافی، مبهم و. . .

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

( در معنای استعاری ) : پر بودن تقویم کاری

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٧

اولویت داشتن ارجحیت داشتن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

پذیرفته نبودن چیزی مثال: Failure really is not an option: هیچ عذری برای قصور/ شکست پذیرفته نیست

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

نوسان داشتن مثال: Recall that nominal human reliability tends to hover between 99 and 99. 9 percent.