پیشنهادهای ابوالفضل عشقی (٦٩١)
با جان/ سلامت/ پول کسی بازی کردن
( معمولاً داری بار معنایی منفی ) : در امری مشکلی ندیدن
مشکلی را جدی نگرفتن
( سازمان ها و شرکت ها ) : ایمن آگاه
( طبق معنای نخست فرهنگ وبستر ) : یادآور شدن وظیفۀ کسی به او
( کاملاً ) مشخصه/ معلومه مثال: You can tell she's been working out—look how big her biceps are! Can you believe he's incredibly rich? You could neve ...
تربیت
ساندویچی
نکوهش ناپذیر
Vast majority
باعث شونده
نشانگر چیزی بودن مثال: The reduced production points to declining efficiency within the plant.
نمودارسازی
خبر دادن از چیزی
شناخت آگاهی
دنبال گرفتن
گردشگری صنعتی
بسنده کردن
بهترین در نوع خود
جمع ( گروه افراد )
( بسته به بافت متن ) : شاخه/ حوزه/ زمینۀ فعالیت
به قیمتِ
لازم
دستبرد فکری با استفاده از هوش مصنوعی
reallocation ( مترادف )
طبق فرهنگ آکسفورد: To take a particular direction or often have a particular quality مثال: His views tend towards the extreme.
تغییر
به طور هدف مند
تنوع پذیری
طبق فرهنگ وبستر: Done or made in a quick or cursory manner
طبق توضیحی در فرهنگ کالینز: You use less than to say that something does not have a particular quality. For example, if you describe something as les ...
غافل ماندن
واحد
تمکین تخصص/ مهارت احترام به تخصص/ مهارت
زنده ( به معنای کنونی، حال حاضر و. . . )
( طبق فرهنگ کمبریج ) : در جست وجوی کسی/ چیزی بودن
( اصطلاح ) : مانند فشنگ از جا در رفتن
به قیمتِ چیزی بودن/ تمام شدن مثال: Accomplishing production objectives to the detriment of the safety of assets.
تب نفاسی/ پس از زایمان ( مترادف با puerperal fever )
پایش پذیری
فشار
سرپیچی کردن
( در نقش صفت و ) طبق فرهنگ وبستر: Involving or using step - by - step procedures whose rationale is usually not explained. مثال: A cookbook approach
طبق فرهنگ آکسفورد: In a way that shows that you really mean the opposite of what you are saying.
ناکارآمد مشکل دار معیوب
موشک کمکی
موشک سوخت جامد/ جامدسوز
چیزی را از سر گذراندن
علت کاوی