پیشنهادهای ابوالفضل عشقی (٦٩١)
معادل شناخته شده و جاافتاده: مالکیت فکری
خدشه دار شدن
فشار باد لاستیک
محدودۀ عملیاتی ایمن
تباه ساختن
Near - miss
near - hit
Intermediate goods
فیزیکی
میزان دارایی/ سرمایۀ شخصی
نثر مسجع
مثل خرما پخش کردن
موردحمایت
راهنمای استفاده مترادف با user guide و user manual
Emergency brake ( e - brake ) , handbrake, parking brake
دنده سبک
lower gear
دنده خلاص
طبق فرهنگ وبستر: شیفت One's turn in an orderly schedule
توانایی/ شایستگی/ حق انجام کاری را داشتن از پس خرج انجام کاری برآمدن
ارزیابی بی طرف مثال: An independent review is the process whereby a service being provided by an organization is evaluated by an external party in o ...
تثبیت شده
دلخور بودن/ ناراحت بودن/ عصبانی بودن از چیزی، اعصاب نداشتن به خاطر چیزی: Her computer crashed an hour ago and she's lost a morning's work - she's not ...
Submarine school
بلااستفاده
control panel
چگالنده
نیروگاه بخار
کارآموز
( محاوره ای ) با کله سراغ کاری رفتن با ذوق و انرژی کاری را شروع کردن
فیزیک بهداشت
علاقه مند کردن
روشنگر راه
از دور کنار گذاشته شدن ( کنار رفتن )
هارنس کمربند ایمنی حمایل
بی برنامگی، بی نظمی در برنامه
ناکارآمد مانند: poor tools
نیروگاه هسته ای
محافظت چندلایه
flagship phone: موبایل پرچمدار
روی مخ بودن روی اعصاب راه رفتن
مترادف با have/pitch a tantrum: Used to mean a child has an angry outburst or someone who is not a child gets very angry and upset and behaves like a ...
مترادف با throw/pitch a tantrum: Used to mean a child has an angry outburst or someone who is not a child gets very angry and upset and behaves like ...
To kiss someone quickly and lightly To give someone a quick kiss, especially on the side of the face
( مخفف: LLM ) مدل زبانی بزرگ
( لاتین ) جمع verbum: واژگان
( لاتین ) واژه جمع: verba
استفادۀ زیاد از چیزی، پر بودن از چیزی She tends to be heavy on the salt: انگار خیلی نمک می خوره The engine is heavy on fuel: موتور پر از سوخته
کسب و کار سنتی ( حضوری )
در دنیای فیلم و سریال به محتواهای اضافی ای ( bonus material ) که در دیسک های بلوری یا دی وی دی وجود دارد گفته می شود؛ از پشت صحنه و مصاحبه با بازیگرا ...