پیشنهاد‌های ابوالفضل عشقی (٦٧٤)

بازدید
٢,٩٣٦
تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

دنده خلاص

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

طبق فرهنگ وبستر: شیفت One's turn in an orderly schedule

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

توانایی/ شایستگی/ حق انجام کاری را داشتن از پس خرج انجام کاری برآمدن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

ارزیابی بی طرف مثال: An independent review is the process whereby a service being provided by an organization is evaluated by an external party in o ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

تثبیت شده

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

دلخور بودن/ ناراحت بودن/ عصبانی بودن از چیزی، اعصاب نداشتن به خاطر چیزی: Her computer crashed an hour ago and she's lost a morning's work - she's not ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

Submarine school

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

بلااستفاده

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

control panel

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

چگالنده

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

نیروگاه بخار

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

کارآموز

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

( محاوره ای ) با کله سراغ کاری رفتن با ذوق و انرژی کاری را شروع کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

فیزیک بهداشت

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

علاقه مند کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

روشنگر راه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

از دور کنار گذاشته شدن ( کنار رفتن )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

هارنس کمربند ایمنی حمایل

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

بی برنامگی، بی نظمی در برنامه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٦

ناکارآمد مانند: poor tools

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

نیروگاه هسته ای

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

محافظت چندلایه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

flagship phone: موبایل پرچمدار

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

روی مخ بودن روی اعصاب راه رفتن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

مترادف با have/pitch a tantrum: Used to mean a child has an angry outburst or someone who is not a child gets very angry and upset and behaves like a ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

مترادف با throw/pitch a tantrum: Used to mean a child has an angry outburst or someone who is not a child gets very angry and upset and behaves like ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

To kiss someone quickly and lightly To give someone a quick kiss, especially on the side of the face

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

( مخفف: LLM ) مدل زبانی بزرگ

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

( لاتین ) جمع verbum: واژگان

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

( لاتین ) واژه جمع: verba

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

استفادۀ زیاد از چیزی، پر بودن از چیزی She tends to be heavy on the salt: انگار خیلی نمک می خوره The engine is heavy on fuel: موتور پر از سوخته

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

کسب و کار سنتی ( حضوری )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

در دنیای فیلم و سریال به محتواهای اضافی ای ( bonus material ) که در دیسک های بلوری یا دی وی دی وجود دارد گفته می شود؛ از پشت صحنه و مصاحبه با بازیگرا ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

در ایمیل یعنی: please find attached

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

به این معنی که در چه زمانی ( کاری را تمام کردید/ به حضور در مکانی پایان دادید ) . مثال: زمان فارغ التحصیلی از دانشگاه در مقابل، attended from را د ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

به این معنی که از چه زمانی ( کاری را شروع/ در مکانی حضور یافتید ) . مثال: زمان شروع تحصیل در دانشگاه در مقابل، attended to را داریم؛ یعنی زمان پای ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

مترادف با nebula: سحابی

پیشنهاد
٠

سیاه چاله ای که توسط یک رمبش گرانشی ایجاد شده است.

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

Extremely luminous

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

Producing radio emissions.

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٥

( عامیانه و برای ابراز تعجب ) : جان؟! جانم؟!

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

خودتو از شام نندازی

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

A rhetorical question indicating one's bewildered disgust at some immoral, indecent, or heinous display.

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

اغلب در گفتار عامیانه و به صورت a - scared و به معنای scared و afraid.

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

The terms ‘emic’ and ‘etic’ were borrowed from the study of linguistics. Specifically, ‘etic’ refers to research that studies cross - cultural differ ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

The terms ‘emic’ and ‘etic’ were borrowed from the study of linguistics. Specifically, ‘etic’ refers to research that studies cross - cultural differ ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

تحصیلات تکمیلی

پیشنهاد
٢

graduate education

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

نایب رئیس/ معاون

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

در کاری از کسی پیشی گرفتن/ جلو افتادن/ زودتر رسیدن و. . .