پیشنهاد‌های ابوالفضل عشقی (٦٩١)

بازدید
٦,٤٠٧
تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

فنی کار

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

بی چون وچرا

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

تصویری که از چیزی در ذهن دارید.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

طبق معنای چهارم این واژه در فرهنگ وبستر: بسیار خطرناک و آسیب زا

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

بوده، هست و خواهد بود

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

اجازه هیچ اشتباهی نداشتن مثال: An unforgiving environment where false moves can prove fatal

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

اختیار دادن به شخصی دیگر

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

مدل ذهنی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

خضوع فکری پذیرش اینکه ممکن است فکر، نظر، باور و اندیشه هایمان غلط باشد و اینکه هر کس از اندیشه ای محدود برخوردار است.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

ارشد

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

حاضر مثال: Current risk conditions and activities during the task

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

مرتبه بار دفعه

پیشنهاد
٠

( سیاست، مدیریت و برنامه ریزی ) : کاوش تأثیرات مقررات گذاری بررسی نظام مند جنبه های مثبت و منفی مقررات و ضوابط موجود که به تصمیم گیری های آگاهانه و ...

پیشنهاد
٠

( سیاست، مدیریت و برنامه ریزی ) : کاوش تأثیرات مقررات گذاری بررسی نظام مند جنبه های مثبت و منفی مقررات و ضوابط موجود که به تصمیم گیری های آگاهانه و ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

دخالت دستی انسان

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

اطلاع

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

پذیرش ( و پشت سر گذاشتن رویدادی نامطلوب ) برای مثال، هر سازمانی باید پذیرای تهدیدهای مختلف باشد؛ این جمله در بطن خود به این مفهوم اشاره دارد که ساز ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

میدانی مثال: In - field observation

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

غیرعادی غیرطبیعی ناهنجار

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

فشار روغن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

سوخت گیری

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

چندوجهی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

موردانتظار

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

( اقتصاد ) : پربازده، پرسود مثال: Retailers were among the top - performing shares in the first half of the year.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

آماده بودن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

درحال انجام

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

الگوی فکری

پیشنهاد
١

تفکر مبنایی/ مبنامحور

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥

سر از پا نشناختن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

To push, poke, or pierce something through, between, or through into or something. In this usage, a noun or pronoun is used between "stick" and "thro ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

خوابیدن به تخت خواب رفتن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

تفاوت anticipate و foresee طبق فرهنگ وبستر: Although the words anticipate and foresee have much in common, anticipate implies taking action about or ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

تفاوت anticipate و foresee طبق فرهنگ وبستر: Although the words anticipate and foresee have much in common, anticipate implies taking action about or ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

حکم کردن ایجاب کردن واجب دانستن مثال: Wisdom demands that organizations become more realistic about what it takes to create and maintain a productiv ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

حکم می کند

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

حدس احتمالی ( غیردقیق )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

( صنایع ) : حفظ عملکرد

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥

ثابت/ پایدار نگه داشتن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

سامان دادن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

اختیار

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥

باب میل

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

دخل و تصرف

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

امپراطوری های استعماری

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

بافت مند

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

If you tighten your grip on something, or if your grip tightens, you hold the thing more firmly or securely. To control a place or situation more st ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

در نقش صفت: ارادی مانند planning error

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
-١

پشت سر کسی را خالی کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

عادت کردن، خو گرفتن مثال: Come to terms with modern life

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

به توافق رسیدن مثال: The company has come to terms with the union.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

سبک