پیشنهادهای ابوالفضل عشقی (٦٧٤)
سهم داشتن، دخیل بودن
ترجمۀ برگشتی/ معکوس
مجلس ترحیم، تشییع جنازه، مجلس ختم
کلمه ای که علاوه بر معنای لغوی اش بار احساسی جانبی، چه مثبت چه منفی، دارد.
به معنای hat tip یا همان �کلاه از سر برداشتن به نشانۀ احترام� است که برای اشاره به منبع یک سخن، اصطلاح و . . . در متون و کتاب ها به کار برده می شود.
به یادماندنی و باارزش، آن چه که لایق ماندگاری برای مدتی طولانی است.
گولوم طور ( گالوم طور ) : گولوم یا Gollum یکی از شخصیت های داستان ارباب حلقه هاست. او فردی بود که چهره و رفتاری زشت و وابستگی زیادی به دارایی هایش دا ...
ابزار بلاغی * توجه داشته باشید که در مترادف های این واژه �persuasive device� و �stylistic device� هم آمده اند.
اصطلاح pay to do sth دارای سه معنی است: 1. کسب سود یا صرفه جویی با انجام کاری: . It just wasn't paying to keep a brick - and - mortar storefront run ...
آزمایش سیفلیس تاسکیگی؛ مطالعه ای که یکی از نهادهای دولت فدرال آمریکا متولی انجام آن با هدف مطالعه اثرات ماندگار سیفلیس روی بدن انسان بود.
طبق توضیح و مثال فرهنگ وبستر می تونه به معنای �زمینه ساز چیزی بودن� باشه: . Poor neighborhoods can be fertile soil for crime
حمایت از برند
فهرست کردن موردی
فرم سفارش
مدت ثابت، دورۀ زمانی معین
آیسخینس ( از خطیبان یونان باستان )
بهتر بودن در ( ارائه خدمت، فراهم کردن نتیجه و. . . )
خرد ( حکمت ) عامیانه
در زبان غیررسمی ایالات متحده بعضاً از این واژه برای اشاره به آمریکایی - ایتالیایی ها و سفیدپوست نبودنشان استفاده می شود.
When you approach a task, problem, or situation in a particular way, you deal with it or think about it in that way.
تئاتر بداهه
روان شناسی فیزیولوژیک
مقدار بسیار زیادی از
تو دردسر افتادن در مضیقه قرار گرفتن
در استراتژی محتوا با معانی �پیگیری� و �هدایت کردن� همراه است.
بی دوام
تضمین رضایت
تعویض روغن
مهندس داده
مصورسازی داده
تحلیل گر کسب وکار
تحلیل گر داده
تکنیک های کمّی
تفکر آماری
شخصی که هرروزه در حال رفت وآمد به محیط کارش است.
رفتار ارادی ( اختیاری )
بهبود خود به خودی
این واژه به معنای �جلو و عقب رفتن در فایل های صوتی و ویدئویی� نیز می باشد.
a cross - functional team is a working group that’s comprised of professionals from a variety of different areas within an organization. Oftentimes, ...
تغییری چشمگیر
( در نظریه آشوب ) جاذب
پرداخت جزئی که تقریبا نصف پرداختی اصلی می باشد.
طبق فرهنگ وبستر می تواند به معنای پست شغلی نیز باشد ( professional or official position ) : . His job combines the functions of a manager and a worker
compensation expectations: در مصاحبه های شغلی؛ پرسیدن از کاندیدا درباره میزان حقوق درخواستی او و مطابقت آن با سطح مهارت ( های ) او
واحد منابع انسانی
�کارشناس عمومی منابع انسانی� که در ایران بیشتر با همان عنوان �کارشناس منابع انسانی� شناخته می شود.
کنش غیربیانی ( غیرمستقیم، منظوری )
این واژه معادل �deification� به معنای �خداسازی� است.
ترجمه قرضی
طبق دیکشنری Merriam Webster، این واژه می تواند معانی همچون بی روح ، بی حال و بی اشتیاق بودن، بعلاوه ناامیدی را نیز داشته باشد.