پیشنهاد‌های ابوالفضل عشقی (٦٧٤)

بازدید
٢,٩٤٥
تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٦

سهم داشتن، دخیل بودن

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

ترجمۀ برگشتی/ معکوس

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

مجلس ترحیم، تشییع جنازه، مجلس ختم

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

کلمه ای که علاوه بر معنای لغوی اش بار احساسی جانبی، چه مثبت چه منفی، دارد.

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

به معنای hat tip یا همان �کلاه از سر برداشتن به نشانۀ احترام� است که برای اشاره به منبع یک سخن، اصطلاح و . . . در متون و کتاب ها به کار برده می شود.

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

به یادماندنی و باارزش، آن چه که لایق ماندگاری برای مدتی طولانی است.

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

گولوم طور ( گالوم طور ) : گولوم یا Gollum یکی از شخصیت های داستان ارباب حلقه هاست. او فردی بود که چهره و رفتاری زشت و وابستگی زیادی به دارایی هایش دا ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٤

ابزار بلاغی * توجه داشته باشید که در مترادف های این واژه �persuasive device� و �stylistic device� هم آمده اند.

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٤

اصطلاح pay to do sth دارای سه معنی است: 1. کسب سود یا صرفه جویی با انجام کاری: . It just wasn't paying to keep a brick - and - mortar storefront run ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

آزمایش سیفلیس تاسکیگی؛ مطالعه ای که یکی از نهادهای دولت فدرال آمریکا متولی انجام آن با هدف مطالعه اثرات ماندگار سیفلیس روی بدن انسان بود.

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

طبق توضیح و مثال فرهنگ وبستر می تونه به معنای �زمینه ساز چیزی بودن� باشه: . Poor neighborhoods can be fertile soil for crime

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

حمایت از برند

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

فهرست کردن موردی

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

فرم سفارش

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

مدت ثابت، دورۀ زمانی معین

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

آیسخینس ( از خطیبان یونان باستان )

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

بهتر بودن در ( ارائه خدمت، فراهم کردن نتیجه و. . . )

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٦

خرد ( حکمت ) عامیانه

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥

در زبان غیررسمی ایالات متحده بعضاً از این واژه برای اشاره به آمریکایی - ایتالیایی ها و سفیدپوست نبودنشان استفاده می شود.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

When you approach a task, problem, or situation in a particular way, you deal with it or think about it in that way.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

تئاتر بداهه

پیشنهاد
٠

روان شناسی فیزیولوژیک

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

مقدار بسیار زیادی از

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

تو دردسر افتادن در مضیقه قرار گرفتن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

در استراتژی محتوا با معانی �پیگیری� و �هدایت کردن� همراه است.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

بی دوام

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

تضمین رضایت

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

تعویض روغن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

مهندس داده

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥

مصورسازی داده

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

تحلیل گر کسب وکار

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

تحلیل گر داده

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

تکنیک های کمّی

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

تفکر آماری

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

شخصی که هرروزه در حال رفت وآمد به محیط کارش است.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

رفتار ارادی ( اختیاری )

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

بهبود خود به خودی

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٨

این واژه به معنای �جلو و عقب رفتن در فایل های صوتی و ویدئویی� نیز می باشد.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

a cross - functional team is a working group that’s comprised of professionals from a variety of different areas within an organization. Oftentimes, ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥

تغییری چشمگیر

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

( در نظریه آشوب ) جاذب

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

پرداخت جزئی که تقریبا نصف پرداختی اصلی می باشد.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٦

طبق فرهنگ وبستر می تواند به معنای پست شغلی نیز باشد ( professional or official position ) : . His job combines the functions of a manager and a worker

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

compensation expectations: در مصاحبه های شغلی؛ پرسیدن از کاندیدا درباره میزان حقوق درخواستی او و مطابقت آن با سطح مهارت ( های ) او

پیشنهاد
١

واحد منابع انسانی

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

�کارشناس عمومی منابع انسانی� که در ایران بیشتر با همان عنوان �کارشناس منابع انسانی� شناخته می شود.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٦

کنش غیربیانی ( غیرمستقیم، منظوری )

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

این واژه معادل �deification� به معنای �خداسازی� است.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥

ترجمه قرضی

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

طبق دیکشنری Merriam Webster، این واژه می تواند معانی همچون بی روح ، بی حال و بی اشتیاق بودن، بعلاوه ناامیدی را نیز داشته باشد.