تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Sniff :یک بو کشیدن خشک ( مثل بو کردن گل یا پاک کردن سریع بینی ) . Sniffle :پف پف کردن مداوم و مرطوب ( مثل موقع گریه یا سرماخوردگی ) . مثالها: He sn ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Sniff :یک بو کشیدن خشک ( مثل بو کردن گل یا پاک کردن سریع بینی ) . Sniffle :پف پف کردن مداوم و مرطوب ( مثل موقع گریه یا سرماخوردگی ) . مثالها: He sn ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

If you say something in own words, you express it in your own way, without copying or repeating someone else's description.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

a room in a school where members of a particular group of students go for their teacher to record that they are present, usually at the beginning of ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

پسر مامان، پسر مامانی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بچه ی صندوق اعتماد / بچه پولدار

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

درفرهنگ انگلیسی زبان: "Daddy's girl" معمولاً بار مثبت یا خنثی دارد ( دختری که پدرش را می پرستد ) . "Daddy's boy" کمی کمتر رایج است و بسته به لحن می ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

درفرهنگ انگلیسی زبان: "Daddy's girl" معمولاً بار مثبت یا خنثی دارد ( دختری که پدرش را می پرستد ) . "Daddy's boy" کمی کمتر رایج است و بسته به لحن می ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

۱. پسر بابا / عزیزدردانه ی پدر /جان بابا ( معنی تحت اللفظی و معمولاً مثبت ) به پسری گفته می شود که رابطه ی بسیار نزدیک و عاطفی با پدرش دارد. ۲. بچه ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سازمانهای بادکرده ی رو به زوال و ناکارآمد

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پروژه ی بزرگ و بی فایده

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کسب وکار قدیمی اما سودآور

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

قدیمی و منسوخ

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قدیمی، بزرگ، کند و در حال انقراض ( تأکید بر اضافه وزن و هزینه های بالا )

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

متورم، بادکرده، بیش از حد بزرگ و چاق ( اشاره به هزینه ها، نیرو، یا ساختار اضافی )

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سازمانها، شرکتها یا افرادی که بیش از حد بزرگ، قدیمی، کند و ناکارآمد شدهاند ( و معمولاً در حال منقرض شدن هستند ) . مثالها: Many old tech companies ha ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

دایناسور ( اشاره به چیزهایی که منقرض شدند؛ در اینجا یعنی قدیمی، منسوخ، و ناتوان از تغییر )

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دایناسورها ( اشاره به چیزهایی که منقرض شدند؛ در اینجا یعنی قدیمی، منسوخ، و ناتوان از تغییر )

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سرزدن، رد شدن، رفت و آمد کردن، پرسه زدن، این ور و آن ور پریدن، از شاخه به شاخه پریدن، تاب خوردن، دست به دست شدن ، رد و بدل شدن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

rumors swinging by till yesterday شایعه ها تا دیروز دست به دست می شدند / رد و بدل می شدند.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ردِّ مسیر / خطوط روی بدن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مواد مخدر ( مخصوصاً هروئین )

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آشغال / خرت و پرت

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تزریق کردن ( اصطلاح خیابانی )

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تزریق کردن ( اصطلاح خیابانی )

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جای سوزن های ناشی از تزریق مواد ( هروئین / مواد مخدر ) رد سوزن هایی که از تزریق مواد به جا مانده جای سوزن ( آثار تزریق )

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

معانی در بافتهای مختلف: بدن / سلامتی: باد کرده، نفخ کرده، متورم سند / نوشته / طراحی: حجیم، پر از اضافات، باد شده بودجه / دولت / تشکیلات:متورم، بزرگ و ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مغرور، متکبر، پرمدعا

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

"New media" به رسانه های دیجیتال و مدرن ( مثل پلتفرم های آنلاین، شبکه های اجتماعی، وبسایت های خبری و. . . ) اشاره دارد.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سابقه ( کاری ) ، رزومه، کارنامه، پیشینه "Track record" یعنی مجموعه موفقیت ها، تجربیات و عملکرد ثبت شده ی یک فرد در گذشته. مثالها: He has a strong tr ...

پیشنهاد
٠

تا دیروز وضعیت اینجا مثل باغ وحش بود / هرج و مرج بود. ( کنایه از بی ثباتی یا تغییر مداوم ( در محیط کار / تصمیمات ) ) نکته:در زبان عامیانه مدیریتی ی ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

hard float خبر رسمی، اطلاعیه، انتشار در رسانه های معتبر soft float شایعه، خبر غیررسمی، مطرح شدن در محفل های خصوصی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آرام آرام پخش شدن ( بدون سر و صدا ) چرخیدن در فضا ( شبیه شناور شدن شایعه ) دهان به دهان گشتن پیچیدن ( شایعه ) مثال: there is gossip getting soft f ...

پیشنهاد
٠

شایعه ای که دارد غیررسمی و محتاطانه پخش می شود

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چیزی را به آرامی و بدون تأیید رسمی منتشر کردن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Bid" معمولاً در بافت حراج، مناقصه، بورس، یا پروژه های ساختمانی به کار می رود.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Bid" در حراج یا مناقصه به معنای "قیمتی که پیشنهاد می دهید" است.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( رسمی و مقید ) مناسب ( از نظر اخلاقی/موقعیتی )

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مناسب/مطابق با . .

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مناسب برای . . . ( رسمی )

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( عامیانه و محاره ای ) قیمت را تا . . . بالا بردن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( رسمی ) قیمت را تا . . . افزایش دادن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با تلاش قیمت را تا . . . رساندن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قیمت را تا . . . بالا بردن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیشنهاد قیمت، کرایه، مناقصه، حراج

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بالا بردن، رساندن، جلو بردن ( با تلاش )

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیشنهاد قیمت را تا ( مبلغ/مرحله ی مشخصی ) بالا بردن / رساندن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیشنهاد را افزایش دادن ( رسمی )

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیشنهاد را بالا بردن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیشنهاد را بالا بردن نکته: "Bump" غیررسمی و محاوره ای است. در مکاتبات رسمی بهتر است از "increase" یا "raise" استفاده کنید.