پیشنهادهای hamideh (٧٢٥)
همین پایین خیابان/چند قدم آنطرفتر در همین خیابان/نزدیک ، در همان خیابان یعنی چیزی یا جایی در همان خیابانی که هستید، اما با فاصله ی چند خانه یا چند مت ...
به چشم خود دیدن از نزدیک شاهد بودن
مجلس عوام/ساختمان پارلمان ( در بریتانیا ) ( ساختمان یا نهاد قانونگذاری ) نکته:این عبارت معمولاً به ساختمان تاریخی پارلمان بریتانیا در لندن ( کاخ وست ...
اگر منظورجنبش تی پارتی یا جنبش اعتراضی چای ( tea party movement ) باشد، یک جنبش سیاسی آمریکاییست که از تبعیت از قانون اساسی ایالات متحده، کاستن از مخ ...
هرگز نباید فراموش شود/هیچوقت نباید از خاطر برود/همیشه باید به یاد بماند نکته: این عبارت معمولاً در متنهای ادبی، شعرها یا جملات به یادماندنی به کار م ...
هیچ دلیلی نمیدانم /هیچ دلیلی به نظرم نمیرسد نکته: این جمله رسمی تر از "I don't know any reason" است و معمولاً در موقعیتهای رسمی، ادبی یا حقوقی به کا ...
این عبارت اشاره به توطئه ی باروت ( Gunpowder Plot ) در سال ۱۶۰۵ انگلستان دارد، که در آن گروهی از کاتولیکها به رهبری گای فاکس قصد داشتند با منفجر کردن ...
جنبش تی پارتی یا جنبش اعتراضی چای ( tea party movement ) یک جنبش سیاسی آمریکاییست که از تبعیت از قانون اساسی ایالات متحده، کاستن از مخارج دولت آمریکا ...
هیچکس همیشه برنده نیست/هیچکس همه ی بازیها را نمیبرد نکته: این جمله یک حقیقت ساده اما عمیق است که یادآوری میکند شکست بخشی از زندگی است و حتی بهترینها ...
یک دوره ی خوب/یک تجربه ی موفق و لذتبخش این عبارت معمولاً برای اشاره به یک بازه ی زمانی، پروژه، شغل، رابطه یا هر فعالیتی به کار میرود که به خوبی پیش ...
دوران خوبی بود/تجربه ی خوبی بود/دوران خوبی را پشت سر گذاشتیم ( حالا تمام شده، اما ارزشش را داشت ) . این جمله معمولاً وقتی به کار میرود که یک دوره، ...
کسی را گول زدن کسی را سر کار گذاشتن /فریب دادن/به اشتباه انداختن
تاکسی گرفتن، سوار تاکسی شدن
ساختار گرامری: "Why not" فعل ( بدون to ) این ساختار برای پیشنهاد دادن یا اعتراض ملایم استفاده میشود و معادل "Why don't you. . . ?" است. مثال: Why n ...
"The time "یعنی "زمانِ مشخص و معیّنی" که برای انجام کاری در نظر گرفته شده یا انتظار میرفته. اما "time" بدون "the" یعنی "زمان به طور کلی" ( حتی یک دقی ...
LAY SOMEONE TO REST: 1. to bury a dead person: 2. to end a worry or fear.
LAY SOMEONE TO REST : 1. to bury a dead person: 2. to end a worry or fear.
Debris یک اسم غیرقابل شمارش ( uncountable ) است و همیشه مفرد محسوب میشود، هرچند معنی آن "خرده ریزها، آوار، یا تکه های پراکنده" است. این کلمه جمع ندار ...
فرق pant و gasp : Pant یعنی نفس نفس زدن؛ نفسهای کوتاه، سریع و کم عمق که معمولاً بعد از ورزش، دویدن، یا خستگی شدید اتفاق میافتد. Gasp یعنی نفس نفس یا ...
فرق pant و gasp : Pant یعنی نفس نفس زدن؛ نفسهای کوتاه، سریع و کم عمق که معمولاً بعد از ورزش، دویدن، یا خستگی شدید اتفاق میافتد. Gasp یعنی نفس نفس یا ...
از هیچ تلاشی دریغ نکن نهایت سعی خود را بکن تمام تلاش خود را بکن
از هیچ تلاشی دریغ نکردن نهایت سعی خود را به کاربردن تمام تلاش خود را کردن
خوبی ها کارهای خوب
حتی کارهای خوبی که کردیم این عبارت معمولاً در موقعیتی به کار میرود که فرد میخواهد بگوید تمام زحمات و کارهای مثبت ما هم نادیده گرفته شد یا از بین رفت ...
یک دنیای عادلانه
عدالت اجرا شد
سوءمدیریت کیفری/سوءمدیریت مجرمانه و جنایی یعنی فرد یا سازمانی آنقدر بد و غیرمسئولانه مدیریت کرده که کارش مصداق جرم پیدا کرده و قابل پیگیری قانونی است ...
the unknown people who have important positions of authority and power, and whose decisions affect your life.
very foolish, insane, mad
to force oneself to do something that one does not want to do. usually used in negative statements. EXAMPLE:" He knew that he should apologize, but ...
to consider, to think about to spend some time thinking about something carefully.
در حالت وقفه / تعطیلی موقت/موقتا تعطیل/در حال استراحت یعنی فعالیت رسمی ( جلسه، دادگاه، مجلس، مدرسه ) به طور موقت متوقف شده و بعداً ادامه پیدا میکند. ...
یعنی "برای یک وقفه ی کوتاه" یا "برای یک تنفس کوتاه". این عبارت معمولاً در جلسات، دادگاهها، کلاسها یا کنفرانسها استفاده میشود و به معنی توقف موقت کار ...
یعنی "چیز دیگری برای گفتن ندارم" یا "حرف دیگری ندارم". این جمله معمولاً در موقعیتهای رسمی ( مثل جلسه، دادگاه، یا پایان یک بیانیه ) استفاده میشود و نش ...
to make something happen to someone, especially something bad. "EXAMPLE: "What have you done to her? I have no idea what they did to me during the o ...
at a time in the future or the past which is not known or stated. "EXAMPLE:" I'm having lunch with an old friend sometime next week.
بیشتر و بیشتر دورتر و دورتر
بیشتر
فرق need و require : Need یعنی "نیاز داشتن" که هم برای چیزهای اساسی و حیاتی ( مثل آب، غذا ) و هم برای چیزهای روزمره ( مثل خودکار، کمک ) به کار میرود. ...
فرق need و require : Need یعنی "نیاز داشتن" که هم برای چیزهای اساسی و حیاتی ( مثل آب، غذا ) و هم برای چیزهای روزمره ( مثل خودکار، کمک ) به کار میرود. ...
The phrase "no patience for" functions as an idiomatic expression to convey a lack of tolerance or willingness to endure something.
"Have no patience" یعنی "صبر نداشتن" یا "تحمل نداشتن". یعنی کسی توانایی تحمل یک موقعیت، شخص، یا رفتار خاص را ندارد و ممکن است زود عصبانی، ناامید یا ب ...
Kind و Sort هر دو به معنی "نوع" و "جور" هستند و در بیشتر مواقع به جای هم استفاده می شوند. فرق اصلیشان در رسمیت است: Kind رسمی تر، مؤدبانه تر و مناسب ...
Kind و Sort هر دو به معنی "نوع" و "جور"هستند و در بیشتر مواقع به جای هم استفاده می شوند. فرق اصلیشان در رسمیت است: Kind رسمی تر، مؤدبانه تر و مناسب ت ...
find someone or something after a thorough or difficult search. to find somebody/something after searching in several different places .
نکته: file a report on ( موضوع / شخص / حادثه )
گزارش ( رسمی ) ثبت کردن / گزارش دادن / شکایت یا گزارش تنظیم کردن درباره ی چیزی یا کسی ثبت گزارش درباره ی تنظیم گزارش برای گزارش دادن درباره ی شکایت ک ...
MAKE IT TO SOMETHING/SOMEWHERE to be successful in arriving at or reaching somewhere EXAMPLE: She made it to the airport just in time to catch her pl ...
to be successful in arriving at or reaching somewhere. EXAMPLE:She made it to the airport just in time to catch her plane. I don't think I will make ...
به شدت، بسیار زیاد، فوق العاده