پیشنهادهای hamideh (٦٥٢)
used to greet someone, attract their attention, or express excitement. "‘Yo, Ben!’ ‘Hey Eugene, I thought it was you. ’"
used to say that something has ended. used to say that something is correct.
used to say that something is completely finished or that a situation cannot be changed. EXAMPLE: That's it, then. There's nothing more we can do.
1. that is the main point or difficulty. "‘Is she going?’ ‘That's just it—she can't make up her mind. ’" 2. that is enough or the end. "okay, that' ...
a small company or organization, especially one that not many people know about . ( informal )
to cause problems or difficulties for someone.
an owner of shares in a company.
owners of shares in a company.
greater quantity Informal refers to a much greater amount or number already mentioned. EXAMPLE:I have some, but she has a lot more.
the most important thing that you have to consider or accept; the essential point in a discussion, etc.
جگوار آنتیک
in the correct or usual position or order .
to maintain something in its current position or condition.
a quiet laugh to laugh softly or to oneself
از دیدنت ( دیدنتون ) خوشحالم
از دیدنت خوشحالم
a number of similar events or people that happen, exist, etc. after each other.
تو مرد میدانی / تو بزرگی / دستت درد نکنه / آفرین به تو/چه مردی هستی ( در موقعیت های خاص ) /به به ( خیلی غیررسمی ) /دست مریزاد یک اصطلاح بسیار رایج و ...
used to praise a person who has done something well.
1. the expected event is about to happen. "this is it—the big sale" 2. this is enough or the end. "this is it, I'm going".
join or meet in order to do something.
معامله گر وال استریت
a professional boxer who competes in matches for money prizes.
a tall structure with a tank of water at the top from which water is supplied to buildings in the area around it.
To do something and complete it.
تفاوت بین "Sniff" و "Smell": Smell معنی: بو کردن / بوییدن ( به صورت غیرفعال یا فعال - درک بو ) ویژگی ها: می تواند هم فعل باشد ( عمل بو کشیدن ) و هم ...
تفاوت بین "Sniff" و "Smell": Smell معنی: بو کردن / بوییدن ( به صورت غیرفعال یا فعال - درک بو ) ویژگی ها: می تواند هم فعل باشد ( عمل بو کشیدن ) و هم ...
Sniff :یک بو کشیدن خشک ( مثل بو کردن گل یا پاک کردن سریع بینی ) . Sniffle :پف پف کردن مداوم و مرطوب ( مثل موقع گریه یا سرماخوردگی ) . مثالها: He sn ...
Sniff :یک بو کشیدن خشک ( مثل بو کردن گل یا پاک کردن سریع بینی ) . Sniffle :پف پف کردن مداوم و مرطوب ( مثل موقع گریه یا سرماخوردگی ) . مثالها: He sn ...
If you say something in own words, you express it in your own way, without copying or repeating someone else's description.
a room in a school where members of a particular group of students go for their teacher to record that they are present, usually at the beginning of ...
پسر مامان، پسر مامانی
بچه ی صندوق اعتماد / بچه پولدار
درفرهنگ انگلیسی زبان: "Daddy's girl" معمولاً بار مثبت یا خنثی دارد ( دختری که پدرش را می پرستد ) . "Daddy's boy" کمی کمتر رایج است و بسته به لحن می ...
درفرهنگ انگلیسی زبان: "Daddy's girl" معمولاً بار مثبت یا خنثی دارد ( دختری که پدرش را می پرستد ) . "Daddy's boy" کمی کمتر رایج است و بسته به لحن می ...
۱. پسر بابا / عزیزدردانه ی پدر /جان بابا ( معنی تحت اللفظی و معمولاً مثبت ) به پسری گفته می شود که رابطه ی بسیار نزدیک و عاطفی با پدرش دارد. ۲. بچه ...
سازمانهای بادکرده ی رو به زوال و ناکارآمد
پروژه ی بزرگ و بی فایده
کسب وکار قدیمی اما سودآور
قدیمی و منسوخ
قدیمی، بزرگ، کند و در حال انقراض ( تأکید بر اضافه وزن و هزینه های بالا )
متورم، بادکرده، بیش از حد بزرگ و چاق ( اشاره به هزینه ها، نیرو، یا ساختار اضافی )
سازمانها، شرکتها یا افرادی که بیش از حد بزرگ، قدیمی، کند و ناکارآمد شدهاند ( و معمولاً در حال منقرض شدن هستند ) . مثالها: Many old tech companies ha ...
دایناسور ( اشاره به چیزهایی که منقرض شدند؛ در اینجا یعنی قدیمی، منسوخ، و ناتوان از تغییر )
دایناسورها ( اشاره به چیزهایی که منقرض شدند؛ در اینجا یعنی قدیمی، منسوخ، و ناتوان از تغییر )
سرزدن، رد شدن، رفت و آمد کردن، پرسه زدن، این ور و آن ور پریدن، از شاخه به شاخه پریدن، تاب خوردن، دست به دست شدن ، رد و بدل شدن
rumors swinging by till yesterday شایعه ها تا دیروز دست به دست می شدند / رد و بدل می شدند.
ردِّ مسیر / خطوط روی بدن
مواد مخدر ( مخصوصاً هروئین )
آشغال / خرت و پرت