تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در مسیر شخص ( به سمت مقصد ) ، یعنی شخص در مسیر حرکت به سمت مکان گوینده است. مثالها: I'm on my way over. دارم می آیم. / در راهم. She's on her way o ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در راه ( به این سمت ) بودن / داشتن آمدن در راه ( آمدن به اینجا ) بودن داشتن آمدن ( محاوره ای ) به سمت ( اینجا/آنجا ) در حرکت بودن مثالها: He's on hi ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دستوردادن فرمان دادن ( مخصوصا در امور فناوری و کامپیوتر و نظامی ) نظامی: فرمان دادن / دستور صادر کردن کامپیوتر و فناوری:دستور دادن روزمره و عمومی:د ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تحت فرمان بودن تحت امر و دستور بودن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

آن هایی که مهم نیستند موارد غیر مهم چیزهای غیر مهم افراد غیر مهم ( اگر اشاره به آدم ها داشته باشد ) مسائل غیر مهم کارهای غیر مهم غیر مهم ها

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اردوگاه اسرا ( برای اسیران جنگی )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اردوگاه کار اجباری ( معمولاً سیاسی یا نژادی، با شرایط بسیار بد )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اردوگاه کار ( می تواند غیرنظامی هم باشد )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اردوگاه کار اجباری اردوگاه کار اجباری برای زندانیان

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ده سال آینده

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

instructing someone to perform a specific action or task. Example: "In order to proceed with the operation, please give a command to initiate the s ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

فرمان دادن ( کامپیوتر، نظامی )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

از کسی دستور گرفتن / اطاعت کردن مثال: I don't take orders from you. من از تو دستور نمی گیرم.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دستور گرفتن مثال: I don't take orders from you. من از تو دستور نمی گیرم.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دستور دادن فرمان دادن معمولا در ساختارهای سلسله مراتبی ( نظامی، رسمی و کاری ) مثالها: He likes to give orders to everyone. او دوست دارد به همه دستو ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

when you are trying to tell someone to do something. For example: "The manager always gives orders to the staff. "

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

هزینهٔ . . . چیست؟ بهای . . . چیست؟ قیمت . . . چقدر است؟ این عبارت فقط برای پول نیست؛ می تواند به بهایی که آدم می پردازد ( مثل انرژی، زمان، سلامتی، ا ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

گامها قدمها صدای پاها صدای گام ها صدای قدمها جای پاها

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تقصیر کیست؟

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مسئول کیست؟

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مقصر کیست؟ ( برای یک اتفاق بد یا اشتباه ) تقصیر کیست؟ چه کسی مقصراست؟ به گردن کیست؟ ( محاوره ای )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

رضایت دادن به قانع شدن به اکتفا کردن به

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مثال: content ourselves instead with stories. درعوض، به داستانها رضایت دهیم. در عوض، خودمون رو با داستانها ، قانع کنیم. در عوض، به داستان ها اکتفا ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خودِ حقیقت

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

عشق به حقیقت ( دوست داشتن حقیقت، حتی اگر سخت باشد )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

جستجوی حقیقت

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

امید به حقیقت امید به رسیدن به حقیقت مثال: what else is left but to abandon even the hope of truth آخر چه چیزی باقی می ماند جز اینکه حتی امید به حقیق ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

چه چیز دیگری باقی مانده است جز. . . آخر چه چیزی باقی می ماند جز. . . چاره ای نیست جز. . . دیگر چه کاری می شود کرد جز. . . گزینه ای باقی نمی ماند ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

not any more in the past but not now "we no longer recognize the truth at all'

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

آنها را با حقیقت اشتباه گرفتن آنها را به جای حقیقت پنداشتن آنها را با واقعیت اشتباه گرفتن گول خوردن و آنها را حق دانستن

پیشنهاد
٠

کسی یا چیزی را با کسی یا چیز دیگری اشتباه گرفتن مثالها: "I mistook her for her sister. They look so alike!" او را با خواهرش اشتباه گرفتم. آنقدر شبیه ...

پیشنهاد
٠

to think wrongly that someone or something is someone or something else synonym confuse " I think you must be mistaking me for someone else"

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

Clanking: صدای بلندتر و خشن تر برخورد فلزات سنگین ( مثل زنجیر ضخیم یا لوله فلزی ) . Clinking: صدای برخورد ملایم و زنگ دار شیشه یا فلز نازک ( لیوان، ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

clinking یعنی صدای جینگ/جرینگ فلز یا شیشه. Clinking: صدای برخورد ملایم و زنگ دار شیشه یا فلز نازک ( لیوان، کارد و چنگال، سکه ) . Clanking: صدای بل ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

معنی اصلی ( مرتبط با نوار، فیلم، صدا ) : به عقب بردن / برگرداندن / عقب کشیدن این معنی زمانی استفاده می شود که نوار کاست، فیلم، یا فایل صوتی/تصویری را ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

فیزیکی ( نوار، فیلم ) به عقب بردن / عقب کشیدن مجازی ( زمان، خاطره ) به عقب برگشتن / مرور کردن مکالمه یک کم عقب تر / برگرد به عقب در حالت کلی و روزم ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خاموش کردن، قطع کردن ( دستگاه یا صدا ) علامت زدن، تیک زدن ( لیست یا آیتمها معمولا با کلیک ماوس یا ضربه زدن روی صفحه ) رد شدن، سپری شدن "Click off ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

to go back, or to make something go back, to an earlier time to make a cassette tape or video go backwards in order to see or hear it again

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

a short ringing sound like pieces of glass or metal knocking lightly together

پیشنهاد
٠

از کسی به دیگری سرایت کردن مثال: Her enthusiasm rubbed off from her onto the team. شور و شوق او از او به تیم منتقل شد

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سرایت کردن ( خصلت، رفتار، احساس ) / به کسی چسبیدن / تأثیر گذاشتن روی کسی ساییده شدن / پاک شدن با مالش ( معنی تحت اللفظی ) مثالها: "The chalk mark ru ...

پیشنهاد
٠

به کسی سرایت کردن ( خصلت یا رفتار ) در کسی تأثیر گذاشتن به کسی چسبیدن ( عامیانه ) بر کسی اثر کردن مثال: "His laziness did not rub off on his child ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

it is rumored.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

apparently, according to others used to indicate something is believed by others

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

این طوری میگن

پیشنهاد
٠

"اینک، من شما را مانند گوسفندان در میان گرگها می فرستم. " این جمله برگرفته از انجیل ( متی، فصل ۱۰، آیه ۱۶ ) است. این جمله استعاره ای است که عیسی مس ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

in the middle of; amid.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

behold, I send you out as sheep admist the wolves. اینک، من شما را مانند گوسفندان در میان گرگها می فرستم.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

آزادی پیش از پایان کامل دوران محکومیت

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

آزادی زود هنگام