تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مدتی که زندانی قبلاً در بازداشت ( بازداشتگاه، زندان موقت ) بوده، این حکم معمولاً برای افرادی صادر می شود که قبل از محاکمه بازداشت بوده اند.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بخش جنایی

پیشنهاد
٠

کسی را به خاطر چیزی / انجام کاری محکوم کردن کسی را به جرم چیزی / انجام کاری مجرم شناختن مثالها: "He was convicted of fraud. " او به جرم کلاهبرداری م ...

پیشنهاد
٠

کسی را به خاطر انجام کاری محکوم کردن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

عبارت "be the shiz" در زبان عامیانه و محاوره ای انگلیسی، شکل مؤدبانه تر یا تغییر یافته ی "be the shit" است. معنی اصلی آن ( وقتی در مفهوم مثبت به کار ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

"be the shit" در زبان عامیانه انگلیسی ( slang ) یک اصطلاح بسیار رایج اما غیررسمی است. برخلاف ظاهر توهین آمیز آن، در بیشتر کاربردهای مدرن، معنایی بسیا ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دلیل کافی "Reason enough" معمولاً تأکید می کند که همان یک دلیل، بدون نیاز به دلایل دیگر، کاملاً کافی و قانع کننده است. مثال: That is reason enough ...

پیشنهاد
٠

to decide officially in a law court that someone is guilty of a crime

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به جرمی محکوم شدن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کسی را به جرم قتل محکوم کردن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مسابقه محبوبیت مسابقه برای کسب محبوبیت کسب محبوبیت به هر قیمت مثالها: "The election turned into a popularity contest rather than a debate on issues. ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

something is sufficient reason to do or not do something.

پیشنهاد
٠

a large number and variety of something

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

to put all your energy or enthusiasm into what you are doing

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

to do something with as much effort as possible

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

جنایات وحشتناک جنایات ناگوار

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در دادگاه و وکالت: دادرسی، رسیدگی در جلسات و همایش ها: برگزاری، جریان در متن اداری و عمومی: پیش روی، اقدام، ادامه کار

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واقعیت قابل اثبات واقعیت اثبات پذیر امر اثبات شدنی مثالها: "The lawyer needed a provable fact, not just speculation. " �وکیل به یک واقعیت اثبات پذیر ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

از همه مهم تر تنها چیزی که از همه مهم تر است تنها چیزی که بیش از همه اهمیت دارد مثالها: "This is the single most important decision of your life. " ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

a contest or situation in which the person who wins or is most successful is the one who is most popular rather than the one who is most skillful, qu ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

جریان این محاکمه ( دادرسی ) روند این محاکمه ( دادرسی )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

چیزهایی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

A penalty is a punishment or consequence for doing something wrong, such as having to pay a fee for not bringing your library book back when it was d ...

پیشنهاد
٠

صدها هزار دلار

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

a child of one's husband, wife, or partner by a previous relationship.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نیروی مخرب If something causes a lot of damage, you can talk about its destructive force or power.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( vulgar slang ) be outstandingly good or impressive. something excellent something great be very good, excellent, cool, etc

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( vulgar slang ) be outstandingly good or impressive. something excellent something great be very good, excellent, cool, etc

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

چه چیزی لازم است؟ ( رایج ترین معنی ) چه کاری باید انجام بدم؟ / چه کار باید بکنم؟ چی می خواد؟ ( بسیار محاوره ای ) کاربرد و بافت: این جمله معمولاً در ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

چه چیزی لازم است؟ ( رایج ترین معنی ) چه کاری باید انجام بدم؟ / چه کار باید بکنم؟ چی می خواد؟ ( بسیار محاوره ای ) کاربرد و بافت: این جمله معمولاً در ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

A term often used to express when you're impressed by someone whether it be what they wear or something they do.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

the fact of something being easy to do, get to, etc. , or something that is useful and helpful

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

something that causes trouble or difficulty and is annoying but not serious, or the condition of being in such an annoying situation

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

Value delivery refers to the process of providing customers with the benefits and value they expect from a product or service

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ارائه ارزش ( رایج ترین و تحت اللفظی ) ارزش آفرینی کردن ایجاد ارزش در کاربردهای حرفه ای و مدیریتی، معادل های مناسب تری نیز وجود دارد: برای مشتری ارزش ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

shiz ( uncountable ) ( vulgar, slang ) = shit ( in any sense )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

to make someone stay in the proper rank or station کسی را در جایگاه، رتبه و مقامش نگه داشتن Example:"I guess you want to keep me in my place, is tha ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در جای خود نگه داشتن You can use it when referring to an object or idea that should remain in its existing position.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

از سر گذراندن گذراندن اغلب شرایط سخت تحمل کردن تجربه کردن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

the process of using your mind to consider something carefully. فرآیند فکری ( شناختی ) روند ذهنی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

هر چیزی جز خودت

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

to give birth to a baby.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

حامله شدن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

از سر گذراندن گذراندن اغلب شرایط سخت تحمل کردن تجربه کردن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

از سر گذراندن گذراندن اغلب شرایط سخت تحمل کردن تجربه کردن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

you have experienced something or gone through a particular situation.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

to say angry and offensive words to ( someone )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

شک و تردید داشتن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

have feelings of not being certain about something

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

رشوه دادن به کسی Example:"I bribed him". من بهش رشوه دادم.