تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

rumors swinging by till yesterday شایعه ها تا دیروز دست به دست می شدند / رد و بدل می شدند.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ردِّ مسیر / خطوط روی بدن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مواد مخدر ( مخصوصاً هروئین )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آشغال / خرت و پرت

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تزریق کردن ( اصطلاح خیابانی )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تزریق کردن ( اصطلاح خیابانی )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جای سوزن های ناشی از تزریق مواد ( هروئین / مواد مخدر ) رد سوزن هایی که از تزریق مواد به جا مانده جای سوزن ( آثار تزریق )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

معانی در بافتهای مختلف: بدن / سلامتی: باد کرده، نفخ کرده، متورم سند / نوشته / طراحی: حجیم، پر از اضافات، باد شده بودجه / دولت / تشکیلات:متورم، بزرگ و ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مغرور، متکبر، پرمدعا

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

"New media" به رسانه های دیجیتال و مدرن ( مثل پلتفرم های آنلاین، شبکه های اجتماعی، وبسایت های خبری و. . . ) اشاره دارد.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سابقه ( کاری ) ، رزومه، کارنامه، پیشینه "Track record" یعنی مجموعه موفقیت ها، تجربیات و عملکرد ثبت شده ی یک فرد در گذشته. مثالها: He has a strong tr ...

پیشنهاد
٠

تا دیروز وضعیت اینجا مثل باغ وحش بود / هرج و مرج بود. ( کنایه از بی ثباتی یا تغییر مداوم ( در محیط کار / تصمیمات ) ) نکته:در زبان عامیانه مدیریتی ی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

hard float خبر رسمی، اطلاعیه، انتشار در رسانه های معتبر soft float شایعه، خبر غیررسمی، مطرح شدن در محفل های خصوصی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آرام آرام پخش شدن ( بدون سر و صدا ) چرخیدن در فضا ( شبیه شناور شدن شایعه ) دهان به دهان گشتن پیچیدن ( شایعه ) مثال: there is gossip getting soft f ...

پیشنهاد
٠

شایعه ای که دارد غیررسمی و محتاطانه پخش می شود

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چیزی را به آرامی و بدون تأیید رسمی منتشر کردن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Bid" معمولاً در بافت حراج، مناقصه، بورس، یا پروژه های ساختمانی به کار می رود.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Bid" در حراج یا مناقصه به معنای "قیمتی که پیشنهاد می دهید" است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( رسمی و مقید ) مناسب ( از نظر اخلاقی/موقعیتی )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مناسب/مطابق با . .

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مناسب برای . . . ( رسمی )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( عامیانه و محاره ای ) قیمت را تا . . . بالا بردن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( رسمی ) قیمت را تا . . . افزایش دادن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با تلاش قیمت را تا . . . رساندن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قیمت را تا . . . بالا بردن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیشنهاد قیمت، کرایه، مناقصه، حراج

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بالا بردن، رساندن، جلو بردن ( با تلاش )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیشنهاد قیمت را تا ( مبلغ/مرحله ی مشخصی ) بالا بردن / رساندن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیشنهاد را افزایش دادن ( رسمی )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیشنهاد را بالا بردن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیشنهاد را بالا بردن نکته: "Bump" غیررسمی و محاوره ای است. در مکاتبات رسمی بهتر است از "increase" یا "raise" استفاده کنید.

پیشنهاد
٠

پیشنهاد را یک امتیاز ( یا یک واحد ) افزایش دادن / بالا بردن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جذاب تر کردن

پیشنهاد
٠

چیز اضافی هم دادن ( محاوره )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

امتیازات اضافه کردن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بهتر / جذاب ترو وسوسه انگیزتر کردن معامله ( معمولاً با اضافه کردن امتیازات یا مزایای بیشتر ) نکته: "sweeten the deal" و "sweeten the offer" معمولاً ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بهتر / جذاب تر و وسوسه انگیزتر کردن پیشنهاد ( معمولاً با اضافه کردن امتیازات یا مزایای بیشتر ) نکته: "sweeten the deal" و "sweeten the offer" معمولا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با کسی خوب بودن / مهربان بودن ( درباره رفتار با دیگران ) مثال: She is good to her employees. ( با کارمندانش خوب است )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در مواجهه با چیزی خوب بودن ( درباره تعامل با چیزها/افراد ) مثال: She is good with children. ( با کودکان خوب کنار می آید )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در کاری ماهر بودن مثال: He is good at math. ( در ریاضی خوب است )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خوب بودن برای . . مناسب بودن برای. . به درد خوردن برای. . مفید بودن برای . . موفقیت آمیز بودن برای. . مثال: This medicine is good for headaches. ...

پیشنهاد
٠

آیا هنوز برای اعلام [خبر] آماده ایم؟

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آماده بودن برای. . .

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

to be able and willing to provide something.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

to offer a particular amount of money for something that is for sale and compete against other people to buy it, especially at a public sale of goods ...

پیشنهاد
٠

از ملاقات شما خوشبخت شدم از ملاقات شما خوشحال شدم

پیشنهاد
٠

این بخشی از کل ماجراست

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هرویین ( غیر رسمی )