پیشنهادهای hamideh (٦٥٦)
rumors swinging by till yesterday شایعه ها تا دیروز دست به دست می شدند / رد و بدل می شدند.
ردِّ مسیر / خطوط روی بدن
مواد مخدر ( مخصوصاً هروئین )
آشغال / خرت و پرت
تزریق کردن ( اصطلاح خیابانی )
تزریق کردن ( اصطلاح خیابانی )
جای سوزن های ناشی از تزریق مواد ( هروئین / مواد مخدر ) رد سوزن هایی که از تزریق مواد به جا مانده جای سوزن ( آثار تزریق )
معانی در بافتهای مختلف: بدن / سلامتی: باد کرده، نفخ کرده، متورم سند / نوشته / طراحی: حجیم، پر از اضافات، باد شده بودجه / دولت / تشکیلات:متورم، بزرگ و ...
مغرور، متکبر، پرمدعا
"New media" به رسانه های دیجیتال و مدرن ( مثل پلتفرم های آنلاین، شبکه های اجتماعی، وبسایت های خبری و. . . ) اشاره دارد.
سابقه ( کاری ) ، رزومه، کارنامه، پیشینه "Track record" یعنی مجموعه موفقیت ها، تجربیات و عملکرد ثبت شده ی یک فرد در گذشته. مثالها: He has a strong tr ...
تا دیروز وضعیت اینجا مثل باغ وحش بود / هرج و مرج بود. ( کنایه از بی ثباتی یا تغییر مداوم ( در محیط کار / تصمیمات ) ) نکته:در زبان عامیانه مدیریتی ی ...
hard float خبر رسمی، اطلاعیه، انتشار در رسانه های معتبر soft float شایعه، خبر غیررسمی، مطرح شدن در محفل های خصوصی
آرام آرام پخش شدن ( بدون سر و صدا ) چرخیدن در فضا ( شبیه شناور شدن شایعه ) دهان به دهان گشتن پیچیدن ( شایعه ) مثال: there is gossip getting soft f ...
شایعه ای که دارد غیررسمی و محتاطانه پخش می شود
چیزی را به آرامی و بدون تأیید رسمی منتشر کردن
"Bid" معمولاً در بافت حراج، مناقصه، بورس، یا پروژه های ساختمانی به کار می رود.
"Bid" در حراج یا مناقصه به معنای "قیمتی که پیشنهاد می دهید" است.
( رسمی و مقید ) مناسب ( از نظر اخلاقی/موقعیتی )
مناسب/مطابق با . .
مناسب برای . . . ( رسمی )
( عامیانه و محاره ای ) قیمت را تا . . . بالا بردن
( رسمی ) قیمت را تا . . . افزایش دادن
با تلاش قیمت را تا . . . رساندن
قیمت را تا . . . بالا بردن
پیشنهاد قیمت، کرایه، مناقصه، حراج
بالا بردن، رساندن، جلو بردن ( با تلاش )
پیشنهاد قیمت را تا ( مبلغ/مرحله ی مشخصی ) بالا بردن / رساندن
پیشنهاد را افزایش دادن ( رسمی )
پیشنهاد را بالا بردن
پیشنهاد را بالا بردن نکته: "Bump" غیررسمی و محاوره ای است. در مکاتبات رسمی بهتر است از "increase" یا "raise" استفاده کنید.
پیشنهاد را یک امتیاز ( یا یک واحد ) افزایش دادن / بالا بردن
جذاب تر کردن
چیز اضافی هم دادن ( محاوره )
امتیازات اضافه کردن
بهتر / جذاب ترو وسوسه انگیزتر کردن معامله ( معمولاً با اضافه کردن امتیازات یا مزایای بیشتر ) نکته: "sweeten the deal" و "sweeten the offer" معمولاً ...
بهتر / جذاب تر و وسوسه انگیزتر کردن پیشنهاد ( معمولاً با اضافه کردن امتیازات یا مزایای بیشتر ) نکته: "sweeten the deal" و "sweeten the offer" معمولا ...
با کسی خوب بودن / مهربان بودن ( درباره رفتار با دیگران ) مثال: She is good to her employees. ( با کارمندانش خوب است )
در مواجهه با چیزی خوب بودن ( درباره تعامل با چیزها/افراد ) مثال: She is good with children. ( با کودکان خوب کنار می آید )
در کاری ماهر بودن مثال: He is good at math. ( در ریاضی خوب است )
خوب بودن برای . . مناسب بودن برای. . به درد خوردن برای. . مفید بودن برای . . موفقیت آمیز بودن برای. . مثال: This medicine is good for headaches. ...
آیا هنوز برای اعلام [خبر] آماده ایم؟
آماده بودن برای. . .
to be able and willing to provide something.
to offer a particular amount of money for something that is for sale and compete against other people to buy it, especially at a public sale of goods ...
از ملاقات شما خوشبخت شدم از ملاقات شما خوشحال شدم
این بخشی از کل ماجراست
هرویین ( غیر رسمی )