put through hell

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• ( عامیانه ) به جهنم فرستادن، روزگار را به کام کسی تلخ کردن
• عذاب دادن، آزار و اذیت شدید کردن
• دوره سختی را برای کسی رقم زدن
• از سر سختی ها گذراندن ( مبتلا کردن به مشکلات متعدد )
• ( مفعولی ) از آتش و خاکستر گذشتن
put through hell = to give someone a very difficult or unpleasant time
به کسی تجربه ی شرایط بسیار سخت یا ناخوشایندی دادن
کسی را از جهنم عبور دادن و به سختی انداختن
" . Example:" That insurance company is putting her through hell
اون شرکت بیمه داره حسابی عذابش میده .