پیشنهادهای A L C Y O N E U S (٨,٧٦٩)
یعنی پرونده ی چیزی را بستن - تمام کردن یک کار - از شّر چیزی خلاص شدن - از دست کاری خلاص شدن و رهایی یافتن ( معمولا در رابطه با کارهای زننده و خسته کن ...
( کلمه ایست تقریبا توهین آمیز و کمی پرخاشگرانه ولی توهین آمیزِ خیلی شدید نیست که دعوا درست کنه ) الف اولین حرف از الفبای فارسیه به کسی میگن که کوچیک ...
اکیپ به انگلیسی TEAM و یا Group معنا میده ولی این واژه انگلیسی نیست و من اینو با Equip اشتباه گرفتم ولی اون به معنای مجهز و مسلح ساختنه و ربطی به اکی ...
Emotion : احساس ( گاها دیدم هیجان هم در برخی موارد معنا میده به طور محدود ) *در واقع هیجان میشه excitement و تقریبا enthusiasm Feeling : احساس Emoti ...
خیلی این واژه در کنار آهنگ ها دیده میشه Catch یعنی گرفتن. مثلا تو بیسبال من توپ رو میندازم شما میگیرید catch میکنید پس اگه معنی catch رو بدونیم راحت ...
[NOUN] : معرفی ( از Introduce میاد به معنای معرفی کردن ) [NOUN] : مقدمه - ابتدا - سر فصل ( مقدمه ی کتاب - قسمتی شروعی موزیک. قسمت اولیه از موسیقی که ...
It is gonna be قراره که باشه . . . مثال : It's gonna be ok : همه چی درست میشه It's gonna be alright : مثل بالایی معنا میشه ?? How many years have y ...
اسکی روی برف Skiing : اسکی کردن Snowboard : اسکی روی برف Snowbound : محصور در برف
بهترین جایگزینِ انگلیسی برای واژه ی "وطن" homeland هست Motherland و Fatherland هم میتونید بگید هموطن هم میشه Countryman هموطنان میشه countrymen هم ...
وقتی میگن اخلاقمو سگی نکن یعنی کاری کن عصبانی و frustrated و mad نشم ( عصبانیم نکن - رو اعصابم راه نرو - رو مخم راه نرو ) سگی : عصبانی و خشمگین مثل ...
1: not at all near to We were nowhere near a hospital. 2: informal : not at all : not nearly Their house is nowhere near as nice as yours. That is ...
Cyber : : involving, using, or relating to computers, especially the internet cybercrime cyberculture Cyberwarfare پیشوند سایبر یعنی مربوط به کامپی ...
همون achievement هستش یعنی دستاوردها Accomplishments of imposed war : دستاوردهای جنگ تحمیلی The eight - year war : جنگ هشت ساله
حرف ندا ( تو فارسی مثلا : عجب/ هِیِییی / خدایا / وایییی / ای بابام / اَکِه هِی / شانس / اخخخ / تف / نه بابا و . . . ) واژه و صدایی کوتاه برای بیان ...
I kind of like you like in general : بطور کلی ازت خوشم میاد In general : در کل - در حالت کلی
1 ) To have sex with someone. 2 ) A loud noise. Do not get the two confused. 1 ) I banged a right fit bird last night! 2 ) Did you hear that bang ...
A hot mama. Luke: Man, that chick is a babe! Pablo: No, dude, she's a right fit bird.
Dating : تو رابطه ی عاطفی و عاشقانه ?? Are you guys dating شما تو رابطه اید ؟؟؟ با هم رل هستید ؟؟؟ دوست دختر دوست پسرین باهم ؟؟؟ و . . .
به هر حال ممنون - در هر صورت ممنون Though در اینجا معنی anyway میده
به افتخارِ - به فراخورِ In the honour of mother's day and my own birthday I am ready to promote women's businesses for free. if you know any business ...
لخت نشوید - لخت شدن ممنوع
۱. چیدن ( مثل چیدن وسایل - چیدن عکس ها روی میز - چیدن میوه توی دیس ) She arranged her pictures on her desk He arranged some fresh fruit neatly on a ...
Swept گذشته ی sweep هست Sweep : جارو کردن/جارو پارو کردن - روبیدن ( روفتن برف ) / کشیدن
۱. جمع آوری کردن اطلاعات از منابع مختلف به منظور مطالعه روی آنها و آزمایش کردن ۲. مرتب کردن برگه ها و اسناد مقایسه کردن منتقدانه / تطبیق دادن ( یعنی ...
Happy early : پیشاپیش مبارک مترادفش in advance هست متضادش belated هست مثال : Happy early Christmas : کریسمس پیشاپیش مبارک Happy Christmas In Advanc ...
Winter break : تعطیلات زمستانی Summer break : تعطیلات تابستانی Spring break : تعطیلات بهار Autumn/fall break : تعیطلات پائیز
این سه تا رنگ نزدیک به هم هستن ( رنگ های ترکیبی سبز - آبی ) Cyan Teal Turquoise Cyan میشه ترکیب سبز و آبی بیشتر سمت آبی ( روشن ) ۷۰ درصد آبی ۳۰ درص ...
تست mbti که میگه تمام انسان های جهان در ۱۶ گروه تقسیم بندی میشن. هر گروه اسم و صفت و ویژگی های منحصربفرد خودش را داره. در حین انجام این تست از شمل سو ...
تست mbti که میگه تمام انسان های جهان در ۱۶ گروه تقسیم بندی میشن. هر گروه اسم و صفت و ویژگی های منحصربفرد خودش را داره. در حین انجام این تست از شمل سو ...
تست mbti که میگه تمام انسان های جهان در ۱۶ گروه تقسیم بندی میشن. هر گروه اسم و صفت و ویژگی های منحصربفرد خودش را داره. در حین انجام این تست از شمل سو ...
پیش بینی وضع هوا ( در بحث رسانه و اخبار کاربرد زیادی دارد )
کشوری که ما امروزه تحت عنوان چک میشناسیم Czechia نام داره که به طور خلاصه czech نوشته میشه و تاریخ در هم تنیده ای با کشور اسلواکی slovakia داره جمعیت ...
Dutch : هلندی ( زبان هلندی - مربوط به هلند ) [داچ] Danish : دانمارکی [دِی نِش] Denmark : دانمارک Netherlands : هلند
کله پوک - خرفت - بی مغز - مشنگ - کسی که از درک و شعور و توانایی زیادی برخوردار نیست و گیج میزنه مترداف هاش میشن : imbecile - stupid - idiot
صاف و ساده
از موقعی که - از زمانی که Ever since our father died we all are depressed
همون although هستش/یعنی هرچند - علیرغم - با وجود اینکه
قانونی کردن - برداشتن پسوند غیرقانونی از چیزی توسط حکومت Should drug smuggling be de - criminalized???
Faint : غش کردن Pass out : غش کردن - از حال رفتن Pass away : از دنیا رفتن - مردن I would faint right then and there : من باشم همونجا غش میکنم بعدش
دیگه نه - دوباره نه
Briefcase : کیف سامسونت ( کیفی که درونش برگه ها و اسناد رو نگه میدارن ) Suitcase : چمدان ( کیفی بزرگ برای سفر که توش البسه و وسایل مورد نیاز سفر را ...
فریبا - دلفریب - وسوسه انگیز - گمراه و اغوا کننده مترادف ها : sexy - allurging - tempting - enchanting - enticing - captivating - fascinating - ravis ...
سری - محرمانه - خصوصی This Application is confidential این اپ محرمانه است ( کسی از چت شما با بقیه مطلع نخواهد شد و بویی نخواهد برد ) More confidenta ...
زبان اصلی کشور فیلیپین : تاگالوگ این زبان زیرمجموعه خانواده آسترونزیایی است. پایتخت فیلیپین مانیل هست و جمعیتش تقریبا ۱۱۰ میلیون نفر میباشد ( ۱۳همین ...
Major Austronesian languages include Cebuano, Tagalog, Ilocano, Hiligaynon, Bicol, Waray - Waray, Kapampangan, and Pangasinan of the Philippines; Mal ...
India is one of the most Linguistically diverse countries in the world هند یکی از بزرگترین کشورهای جهان از لحاظ گستردگی دامنه ی زبانی هست ( دربرگیرند ...
۱. زبان ( عضوی از بدن که در دهان قرار دارد و وظیفه ی چشیدن غذا و قدرت کلام دادن به فرد را بر عهده دارد ) ۲. زبان ( language ) ۳. زبان ( نوع استفاده ...
Delusional : متوهم ( adj ) Delusion : ایده و باور غلط / توهم ( ایده یا باور ناشی از بیماری ) We gon buy a new penthouse next year Stop being delus ...
Mentally Handicapped : معلول ذهنی - کسی که مشکل روانی داره و از لحاظ روانی سالم نیست Physically Handicapped : معلول جسمی Handicapped : ناتوان - معلول ...
Forget : فراموش کردن - از یاد بردن ( v ) Forgot گذشته و Forgotten قسمت سوم forget هستن متضادهای forget با یکمی اینور اونور کردن میشن : Remind - reca ...