پیشنهاد‌های A L C Y O N E U S (٨,٧٦٩)

بازدید
١٥,١٤٨
تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤٨

یعنی کله رو بِپّا Mind your eyes هم داریم Watch your mouth هم داریم

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٨٧

[Noun] ۱. مربی ( کسی که به یک ورزشکار یا اجرا کننده آموزش میدهد/ کسی که مربی و تصمیم گیرنده ی یک تیم ورزشی است/معلم خصوصی ) ( n ) ۲. کالسکه ( یک وسی ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٨

به راحتی - به آسانی - به رندی - سر راست اگه با شماره تلفن ( phone number ) بیاد رُند معنا میده ( با convenient هم میتونه بیاد ) اگه با آدرس بیاد ( c ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣٧

🔴Guillemet : گیومه 🔴Guillotine : گیوتین ( دستگاه گردن زنی - دارای تیغهی بزرگ و سنگین و فوق العاده تیز که با رها کردنش سر قربانی از تنش جدا میشه. سا ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٨٦

. E. g و . i. e هر دو عباراتی لاتین هستند Eg به معنای "مثلا" یا "برای مثال" هست ( همون for example ) Ie به معنای "یعنی" و گاهی "نظیرِ/شامل" و حتی گا ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤١

🔴i. e. is the abbreviation for the Latin phrase id est, meaning “that is. ” This abbreviation is used when you want to specify something mentioned p ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤٠

🔴A dying breed is a way of saying “you don’t find that kind of people much anymore” For example, In the US, Cowboys are a dying breed. There was a ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

Goal : هدف They are sibling goals : اونا خواهر و برادر نمونه هستن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٨١

یه کاربردش به این صورته : Model Stella Tennant dies suddenly, aged 50 مدل استلا تننت در ۵۰ سالگی دار فانی را وداع گفت ( از دنیا رفت ) Aged 28 در سن ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦٠

■بهتر از چیزی بودن/بیشتر از چیزی بودن ■از محدوده خارج شدن - تجاوز کردن - فراتر رفتن مترادفش surpass هست 1 : to be greater or more than ( something ) ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٨٨

[ADJECTIVE] ■کسی که توانایی اینو داره که منظورشو چه در کلام و نوشتار به طور ساده و سلیس و قابل فهم بیان کنه. ( سر و زبون دار ) مثال : 1. She's an in ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥١

🔴شامل کلمات تابو کلیشه ای در کشورمون ( ک دار ) Sex : جنسیت Sexual orientation/ sexuality : تمایلات جنسی Gender identity : هویت جنسی هر ۳تاشون باهم ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٤

1 : to talk or do things with other people . They're quiet children who don't interact much — often with . She interacts with other children at nurse ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦١

1 : to shake slightly because you are afraid, nervous, excited, etc. His arms and legs began to tremble. My voice trembled as I began to speak. I ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٩١

Bisexual یعنی دوجنس گرا واضح تر یعنی : ۱. مردی که هم به زنان گرایش عاطفی و جنسی داره هم به مردان ۲. زنی که هم به مردان گرایش عاطفی و جنسی داره هم به ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

به یکی از موارد زیر اشاره داره : 1. registered nurse پرستار مجاز و دارای مجوز و مدرک برای کار 2. Royal Navy نیروی دریایی سلطنتی 3. Right now همین حال ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٨٧

To hang on, awaiting more news on a subject. On old dial - tuned AM radios before there were even preset buttons, it was a non - trivial task to tu ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤٢

اسید معده

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥١

ترکیدن - ترکاندن - منفجر کردن / از کوره در رفتن Let's talk about carlos the man is seriously blowing up on youtube and just months of him playing gta ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤٢

Cum - sperm - seed - semen منی - عصاره و شیره ی مردانه - اسپرم *تو پورن زیاد استفاده میشه ازین عبارت مثال : Fill my pussy up with your man juice

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٣

Scrunch : مچاله کردن / جمع و جور کردن بدن خود/تنگ تر و فسرده تر کردن ماهیچه ها / صدای خوردن شدن و له شدن چیزی ( مثل صدای برف وقتی پا میزاری روش و راه ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٤

معنیش میشه "گرایش جنسی" انواع گرایش جنسی : دگرجنس گرایی ( Heterosexuality ) همانطور که از نام آن مشخص است تمایل فرد به جنس مخالف را نشان می دهد ( ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤٠

?? What is the difference between transsexual and transgender Sex and gender can be considered in biological and cultural ways. Biological sex refer ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤٢

برعکس - در جهت مخالف چیزی - عکس چیزی مثال : A transsexual is a person who physically transitions from male to female or vice versa

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦٦

به علاوه - همچنین - به همان صورت و منوال - as well

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٦

معنیش میشه منحرف - مترادف perverted یا perv هستش Sexual deviant : منحرف جنسی Sexual deviation : انحراف جنسی Deviance و deviancy هم میشن انحراف و noun ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤٨

1. informal : extremely good : excellent He makes terrific chili. She's given me some terrific ideas. Your test scores were terrific. They did a t ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٩

Newbie, newb, noob, or nub is a slang term for a novice or newcomer, or somebody inexperienced in a profession or activity. Contemporary use can part ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧٥

[Noun] ■شبیخون زدن و حمله ناگهانی به دشمن با سربازان و ارتش ؛ air raid ■ریختن و وارد شدن ناگهانی و زوری پلیس به یک مکان به جهت پیدا کردن چیزهای غیرمج ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤٧

🔴A nigga that wants to kill all the fun, or a nigga that can't hold his own. Like fuckin Ja - Rule, or Benzino. Man i heard that gangsta eminem tal ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤١

یعنی همون سابق Same old love همون عشق سابق Same old sara همون سارای قبلی و سابقی که میشناختیم ( که مثل قبله و عوض نشده اخلاقاش یا ظاهرش )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦٥

لنز چشم ( چه طبی که برای بهبود دید هست چه لنزهای آرایشی که جنبه ی زیبایی دارن ) اونایی که برای زیبایی استفاده میشن شامل رنگ هایی غیر از رنگ چشم واقع ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤٣

یعنی عبوس یا اخمو و کسی که لباشو کج و کوله کرده به دلیل عصبانیت لُچ یعنی لب ( گویش اراکی )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

هوازی / قلبی of the heart

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤٤

( لهجه اراکی ) کبله [تلفظ بصورت : کَ بَ لِ] : یعنی چرک و کثافتی که روی چیزی جمع میشه ( چرکی که روی هم انباشته میشه رو میگن کبله ) با بستن میادش ( یا ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤٤

( لهجه اراکی ) یعنی خَرِّه یِ سیاه شدن. واضح تر بخوام بگم یعنی وقتی یه چیزو خیلی رو آتیش نگه داری تا اون کاملا بسوزه و سیاه شه میگن جزغاله شُدِش. خو ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤٩

( لهجه اراکی ) لُچّ یعنی لب و دهن مثلا قدیمی ترا میگن "چرا لُچاتُ ( لُچّات رو ) اونجوری میکنی؟" ما وقتی اخم میکردیم و حالت قهر میگرفتیم مادربزرگ و پد ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤٦

حالت پرواز ( قابلیتی برای حذف موقتی ارتباطات و دریافت و فرستادن سیگنال و اتصالات رادیویی بدون نیاز به خاموش کردن گوشی )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦٨

Brief : کوتاه/مختصر - فشرده Daily Brief : خلاصه ی اخبار روز ( مروری سریع بر اخبار امروز )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٨١

مداوم - در حال جریان - موجود - جاری و پیوسته - در حال انجام شدن continuous . Walk through the largest ongoing protest in Paris, france با call هم زیا ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦٤

Publicity : تبلیغ یا تبلیغات عمومیت ( حالت عمومی بودن ) توجه Publications : انتشارات Public : عمومی

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٨٤

معانی کامل : ۱. راهروی طولانی و باریک درون یک ساختمان با درهایی در طرفین راهرو ( خیلی نزدیک corridor هست این واژه از لحاظ معنی ) ۲. محوطه ی جلوی درب ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦١

Corridor :دالان - راهرو ( خصوصا اگه طولانی باشه - مثل راهروی هتل ها ) راهرویی که سرپوشیده هست و با درهایی در اطراف همراه هست مترادف هاش : Hallway - ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥١

یکی از مهمترین معنی هاش میشه همون " لابی " که تو فارسیم میگیم راهروی جلوی درب ورودی هتل ها سینما و . . . large hall or near the entrance to a buildi ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦٩

لابی - راهروی بزرگِ جلوی در ورودی خانه، هتل، سینما و . . . noun an entrance hall or other open area in a building used by the public, especially a h ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥١

ساختمان شورای شهر - تالار شهر - ساختمان شهرداری

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧١

۱. بدنه کشتی یا قایق - قسمت اصلی کشتی شامل زیر کشتی و پهلو و کناره های کشتی ۲. پوست و بدنه ی میوه ، دانه و . . . ۳. شهری فوق کثیف در شمال انگلستان ب ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤٥

anything foul, smelly or nasty "Ugh! This mouldy cheese is minging!" کثیف - پیس - بو گندو - یه چیزی که خیلی به قول قدیمیا "پِرتُ پیسِّه" و حال به هم ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٩

Goin to a mall and blowin all ur money on everythin u can get ur hands on. . . Especially the essentials like clothes, jewelry, and makeup. Girl: I ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

haul ass US informal impolite : to move quickly You'd better haul ass or you'll miss your flight فلفور حرکت کردن - به قول معروف جنگی حرکت کردن - سریع ...