تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وقتی فرق زبان و گویش رو نمیدونی: زبان یعنی ترکی گویش یعنی اردبیلی، تبریزی، نخجوانی، زنجانی و. . . لهجه یعنی شبستری، تبریزی، ابهری، خدابنده ای و. . . ...

پیشنهاد
١

من تا سن ۱۸سالگی اصلا واژه /باقرقره/ را نشنیده بودم حالا این چون ترکیه باید بگم فارسی گویشی از ترکیه

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

منطق من حوصله ندارم اثبات کنم خودت بپذیر دیگه الله اکبر

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اگر ممکن است لطفا تلگرام را چک کنید.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به کاربر سرور ادعا کردن آسان ترین کار جهان است و به هیچ روی "کنتور نمیندازد". شما میگید سینه ترکیه منم میگم دیل ( زبان ) فارسیه. شما میگید چون من م ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به کاربر سرور ادعا کردن آسان ترین کار جهان است و به هیچ روی "کنتور نمیندازد". شما میگید سینه ترکیه منم میگم دیل ( زبان ) فارسیه. شما میگید چون من م ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

به کاربر سرور ادعا کردن آسان ترین کار جهان است و به هیچ روی "کنتور نمیندازد". شما میگید سینه ترکیه منم میگم دیل ( زبان ) فارسیه. شما میگید چون من م ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٣

به بهنام رضایی ریختن از ریچ در فارسی باستان و اوستایی آمده به همین معنی بعدها از آن وی - ریچ ( فارسی نو: گریز ) و چیزهای دیگه هم ساخته اند. وی یا گ پ ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد

اهلاو در پارسی میانه پیوندی با الله در عربی ندارد الله از ایلی و ایل در زبان های باستانی سامی میاید و در واژگانی مانند باب ایلی ( بابل، درگاه خداوند ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

نویان نامی پسرانه ترکی است. به معنی بزرگزاده، شاهزاده، سپهسالار نام نیای قاجاران هم "کاچار نویان" بود که شاید ترجمه اش نویان گریزان، یا نویان دونده ب ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یک خوراک بی نظیر ایرانی گونه اصفهانی اش بسیار شناخته شده است.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

اشکنه نامی کلی برای شمار بسیاری از خوراک های آبکی ایرانی ( به ویژه در میانه ایران ) است که بن مایه کلی آن پیاز، تخم مرغ، آب، در برخی موارد گوشت و گوج ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تویی که دیسلایک زدی اگر جگرش رو داری برو تو چشم یک کرمانج آذربایجان یا یک سورانی یا پاوه ای ( گورانی ) یا حتی کلهر زل بزن بگو تو کرد نیستی ببین چه وا ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از کهن ترین تمدن های جهان در استان کرمان مردم تقریبا همگی فارسی زبانند ولی لران و بلوچان هم هستند.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد

در فارسی کهن به آشوریان آسور گفته میشد و به سرزمینشان آسورستان ( همان سوریه )

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در فارسی میانه به سرزمین قوم سور ( آشوری ها ) که سوریه نامش را از ایشان گرفته آسورستان میگفتند. چنان که ما واژه انگلند را فارسیده کرده و بدان "انگلس ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

۱. عطر واژه ای عربی است و با معطر و عطار و. . . همریشه است. ۲. آگین از آکندن و آکندن از کندن میاید که پیشوند آ آنرا معنای برعکس داده. آگین هم تغییر ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد

رمباننده، رمبانگر رمبیدن در گویش های فارسی و زبان های خویشاوند فارسی: خراب شدن، رمباندن: خراب کردن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد

ویران ( درستش، اویران ) و ویرانگر هم داریم البته

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مشتی خودم دارم میگم باقرقره ترکیه و هیچکس هم ادعا نداره فارسیه، من چیو بیام توضیح بدم؟ باقرقره ترکیه برابر فارسیش سیه سینه است که تو خراسان به ویژه ش ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به کاربر سرور آبادیس مقاله "باقرقره" را بسته اینجا می نویسم کسی ادعا نکرده "باقرقره" فارسی است، این واژه ترکی است و فرهنگ هایی واژگانی فارسی هم این و ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در گویش های پهلوی سان اصفهان مانند نائین به پدر و مادر پِی و مای و به پدربزرگ و مادربزرگ بابا و ماما میگویند. همچنین دا هم به معنی مادر دایزه یا دای ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

در زبان نائینی ( و دیگر زبان های پهلوی سان پراکنده در استان اصفهان ) به پدرومادر پِی و مای و به پدربزرگ و مادربزرگ ماما و بابا میگویند.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد

مقر واژه ای عربی بر وزن مفعل که جایگاه و جاینام ساز است و از ریشه قاف را را ( قرر ) در زبان عربی به معنی آرام و قرار یافتن است. از آنجایی که این واژ ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

موقع از ریشه و ق ع و بر وزن مفعل که جا ساز است ساخته شده. از آنجایی که گذاشتن/هشتن/نهشتن در فارسی برابر با وقع در زبان عربی هستند میتوان هشتگاه/نهشت ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آنچه ترکی است یورش است که دهخدا و معین و همه فرهنگ ها هم میگویند و کسی روی آن اختلاف ندارد. ولی روش فارسی است و در متون پیش از اسلام فارسی هم بسیا. ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد

در گویش یزدی/شیرازی/کرمانی ( عملا همه گویش ها به جز گویش چثکلاث رسمی! ) هشتن/هل/ل و گذاشتن ( ذاشتن البته شاید بهتر باشد! ) هردو کاربردی هستند. هشتن ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زریر نام یک پهلوان در افسانه های ایرانی برادر گشتاسپ شاه و عموی اسفندیار رویین تن است. نام او از دو بخش زر و ایر یا ویر یا بَر به معنی سینه ساخته شد ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

استر در استرآباد که نام قدیم شهر گرگان است، به معنی ستاره است و استرآباد به معنی شهر ستاره. این استر با استر به معنی چارپا/قاطر پیوندی ندارد. گرگان ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پی نوشت این پسوند به شکل اِشت هم به برخی گویش ها رسیده مثلا به گفتار گرسیوز بدکنشت نبودی درختی ز کینه به کشت ( فردوسی ) کُنِشت همان کنش است. در زبا ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٤

به کاربر فیلی خیر برادر مربوط به یکی از دیدگاه های پایین است که البته صاحبش با یک حساب دیگر هنوز به فعالیت ادامه میدهد.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

روش واژه ای فارسی از رَوِشن یا Ravishn در فارسی میانه است. واژگان وی روشن ( گروش یا گرایش ) ، فراروش ( فرارفتن به معنی مهاجرت کردن یا در برخی جاها گ ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به یاشار ۱. چیزی به نام دریای کنگر و خلیج کنگر در هیچ جای تاریخ نیامده و یک نوشته نمی توانید برای ادعای مضحک خود بیاورید. ۲. نخستین بار این دریا دری ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ریحان، گیاه خوشبو

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تاول به معنی آماس ( برابر فارسی واژه عربی ورم ) پس از سوختگی از دو بخش تاب ( از تابیدن ) به معنی گرما و ال که در گودال، چنگال، گردال و. . . هم هست سا ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شین نامساز با آوانویسی لاتین - esh در فارسی میانه به کرات به کار رفته و در آنجا به ریخت - eshn بوده مثلا فارسی نو: کُنِش/فارسی میانه: کُنِشن ( البته ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

داغ و داختن و گداختن از ریشه داختن/تافتن هستند برای آگاهی بیشتر به دو پیام پایین تر روید همین

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گویش یزد کثیف و آلوده اوله باید اوله کوچک ساز باشد مانند زنگوله، گلوله، کوتوله ( کوت در کودک و کوتاه هم هست که پسوند اوله گرفته ) ولی پچ چیست؟ اگر ک ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به کاربر سرور ۱. همان اروپایی ها نظریه زبان ترکی را هم در کنار هندواروپایی مطرح کرده اند محض آگاهی شما. و همان ها اعتقاد دارند ترکی از مغولی جداست. ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آمیختن/آمیز=>آمیغ ( مخلوط، ترکیب ) ستیختن/ستیز=>ستیغ ( تیزی، قله کوه ) تیز=>تیغ ( تیزی ) میختن/میز=>میغ ( ابر ) گریختن/گریز=>گریغ ( راه فرار و گر ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آمیختن/آمیز=>آمیغ ( مخلوط، ترکیب ) ستیختن/ستیز=>ستیغ ( تیزی، قله کوه ) تیز=>تیغ ( تیزی ) میختن/میز=>میغ ( ابر ) گریختن/گریز=>گریغ ( راه فرار و گر ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آمیختن/آمیز=>آمیغ ( مخلوط، ترکیب ) ستیختن/ستیز=>ستیغ ( تیزی، قله کوه ) تیز=>تیغ ( تیزی ) میختن/میز=>میغ ( ابر ) گریختن/گریز=>گریغ ( راه فرار و گر ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آمیختن/آمیز=>آمیغ ( مخلوط، ترکیب ) ستیختن/ستیز=>ستیغ ( تیزی، قله کوه ) تیز=>تیغ ( تیزی ) میختن/میز=>میغ ( ابر ) گریختن/گریز=>گریغ ( راه فرار و گر ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آمیختن/آمیز=>آمیغ ( مخلوط، ترکیب ) ستیختن/ستیز=>ستیغ ( تیزی، قله کوه ) تیز=>تیغ ( تیزی ) میختن/میز=>میغ ( ابر ) گریختن/گریز=>گریغ ( راه فرار و گر ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در فارسی میانه پسوند نسبی ساز: ig که با ic در انگلیسی هم ارز است. پسوند بودن: ih که با ness در انگلیسی هم ارز است. ایران eran ایرانی eranig ایران ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به اوزرا جدیری ۱. عریان واژه ای عربی از عاری، عور، عورت و. . . است به معنی بی چیز و مال یا لخت و پتی. عریان باباطاهر عریان به درویش مسلکی ایشان و جها ...

پیشنهاد
٠

خیر ما هرگز به مرحوم دهخدا و مرحوم معین پانترک نمی گوییم و کوشش این ارجمندان را برای گردآوری واژگان فارسی به ویژه واژگان مردمی که خطر تهرانی شدن و فر ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گزش نام مصدر است از گزیدن که در فارسی میانه به شکل gazishn بوده است. ( اِش در فارسی میانه به شکل ایشن بسیار کاربردی بوده، کسی که می گوید این پسوند در ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بارش واژه ای فارسی و نام مصدر است همساختار با کنش، رویش، جویش، روش و. . . که از مصدر باریدن یا باشتن میاید. همه فعل های فارسی می توانند مصدر قاعده من ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد

به کور لرستان به خیال خودت داری آگاهی رسانی میکنی که اونها دست از کرد بودنشون بکشن ولی نه تنها نتیجه ای نمیگیری بلکه تعصبشون روی کردیگی ( کرد بودن ) ...