پیشنهادهای hoseyn (١,٠٣٠)
وقتی فرق زبان و گویش رو نمیدونی: زبان یعنی ترکی گویش یعنی اردبیلی، تبریزی، نخجوانی، زنجانی و. . . لهجه یعنی شبستری، تبریزی، ابهری، خدابنده ای و. . . ...
من تا سن ۱۸سالگی اصلا واژه /باقرقره/ را نشنیده بودم حالا این چون ترکیه باید بگم فارسی گویشی از ترکیه
منطق من حوصله ندارم اثبات کنم خودت بپذیر دیگه الله اکبر
اگر ممکن است لطفا تلگرام را چک کنید.
به کاربر سرور ادعا کردن آسان ترین کار جهان است و به هیچ روی "کنتور نمیندازد". شما میگید سینه ترکیه منم میگم دیل ( زبان ) فارسیه. شما میگید چون من م ...
به کاربر سرور ادعا کردن آسان ترین کار جهان است و به هیچ روی "کنتور نمیندازد". شما میگید سینه ترکیه منم میگم دیل ( زبان ) فارسیه. شما میگید چون من م ...
به کاربر سرور ادعا کردن آسان ترین کار جهان است و به هیچ روی "کنتور نمیندازد". شما میگید سینه ترکیه منم میگم دیل ( زبان ) فارسیه. شما میگید چون من م ...
به بهنام رضایی ریختن از ریچ در فارسی باستان و اوستایی آمده به همین معنی بعدها از آن وی - ریچ ( فارسی نو: گریز ) و چیزهای دیگه هم ساخته اند. وی یا گ پ ...
اهلاو در پارسی میانه پیوندی با الله در عربی ندارد الله از ایلی و ایل در زبان های باستانی سامی میاید و در واژگانی مانند باب ایلی ( بابل، درگاه خداوند ...
نویان نامی پسرانه ترکی است. به معنی بزرگزاده، شاهزاده، سپهسالار نام نیای قاجاران هم "کاچار نویان" بود که شاید ترجمه اش نویان گریزان، یا نویان دونده ب ...
یک خوراک بی نظیر ایرانی گونه اصفهانی اش بسیار شناخته شده است.
اشکنه نامی کلی برای شمار بسیاری از خوراک های آبکی ایرانی ( به ویژه در میانه ایران ) است که بن مایه کلی آن پیاز، تخم مرغ، آب، در برخی موارد گوشت و گوج ...
تویی که دیسلایک زدی اگر جگرش رو داری برو تو چشم یک کرمانج آذربایجان یا یک سورانی یا پاوه ای ( گورانی ) یا حتی کلهر زل بزن بگو تو کرد نیستی ببین چه وا ...
از کهن ترین تمدن های جهان در استان کرمان مردم تقریبا همگی فارسی زبانند ولی لران و بلوچان هم هستند.
در فارسی کهن به آشوریان آسور گفته میشد و به سرزمینشان آسورستان ( همان سوریه )
در فارسی میانه به سرزمین قوم سور ( آشوری ها ) که سوریه نامش را از ایشان گرفته آسورستان میگفتند. چنان که ما واژه انگلند را فارسیده کرده و بدان "انگلس ...
۱. عطر واژه ای عربی است و با معطر و عطار و. . . همریشه است. ۲. آگین از آکندن و آکندن از کندن میاید که پیشوند آ آنرا معنای برعکس داده. آگین هم تغییر ...
رمباننده، رمبانگر رمبیدن در گویش های فارسی و زبان های خویشاوند فارسی: خراب شدن، رمباندن: خراب کردن
ویران ( درستش، اویران ) و ویرانگر هم داریم البته
مشتی خودم دارم میگم باقرقره ترکیه و هیچکس هم ادعا نداره فارسیه، من چیو بیام توضیح بدم؟ باقرقره ترکیه برابر فارسیش سیه سینه است که تو خراسان به ویژه ش ...
به کاربر سرور آبادیس مقاله "باقرقره" را بسته اینجا می نویسم کسی ادعا نکرده "باقرقره" فارسی است، این واژه ترکی است و فرهنگ هایی واژگانی فارسی هم این و ...
در گویش های پهلوی سان اصفهان مانند نائین به پدر و مادر پِی و مای و به پدربزرگ و مادربزرگ بابا و ماما میگویند. همچنین دا هم به معنی مادر دایزه یا دای ...
در زبان نائینی ( و دیگر زبان های پهلوی سان پراکنده در استان اصفهان ) به پدرومادر پِی و مای و به پدربزرگ و مادربزرگ ماما و بابا میگویند.
مقر واژه ای عربی بر وزن مفعل که جایگاه و جاینام ساز است و از ریشه قاف را را ( قرر ) در زبان عربی به معنی آرام و قرار یافتن است. از آنجایی که این واژ ...
موقع از ریشه و ق ع و بر وزن مفعل که جا ساز است ساخته شده. از آنجایی که گذاشتن/هشتن/نهشتن در فارسی برابر با وقع در زبان عربی هستند میتوان هشتگاه/نهشت ...
آنچه ترکی است یورش است که دهخدا و معین و همه فرهنگ ها هم میگویند و کسی روی آن اختلاف ندارد. ولی روش فارسی است و در متون پیش از اسلام فارسی هم بسیا. ...
در گویش یزدی/شیرازی/کرمانی ( عملا همه گویش ها به جز گویش چثکلاث رسمی! ) هشتن/هل/ل و گذاشتن ( ذاشتن البته شاید بهتر باشد! ) هردو کاربردی هستند. هشتن ...
زریر نام یک پهلوان در افسانه های ایرانی برادر گشتاسپ شاه و عموی اسفندیار رویین تن است. نام او از دو بخش زر و ایر یا ویر یا بَر به معنی سینه ساخته شد ...
استر در استرآباد که نام قدیم شهر گرگان است، به معنی ستاره است و استرآباد به معنی شهر ستاره. این استر با استر به معنی چارپا/قاطر پیوندی ندارد. گرگان ...
پی نوشت این پسوند به شکل اِشت هم به برخی گویش ها رسیده مثلا به گفتار گرسیوز بدکنشت نبودی درختی ز کینه به کشت ( فردوسی ) کُنِشت همان کنش است. در زبا ...
به کاربر فیلی خیر برادر مربوط به یکی از دیدگاه های پایین است که البته صاحبش با یک حساب دیگر هنوز به فعالیت ادامه میدهد.
روش واژه ای فارسی از رَوِشن یا Ravishn در فارسی میانه است. واژگان وی روشن ( گروش یا گرایش ) ، فراروش ( فرارفتن به معنی مهاجرت کردن یا در برخی جاها گ ...
به یاشار ۱. چیزی به نام دریای کنگر و خلیج کنگر در هیچ جای تاریخ نیامده و یک نوشته نمی توانید برای ادعای مضحک خود بیاورید. ۲. نخستین بار این دریا دری ...
ریحان، گیاه خوشبو
تاول به معنی آماس ( برابر فارسی واژه عربی ورم ) پس از سوختگی از دو بخش تاب ( از تابیدن ) به معنی گرما و ال که در گودال، چنگال، گردال و. . . هم هست سا ...
شین نامساز با آوانویسی لاتین - esh در فارسی میانه به کرات به کار رفته و در آنجا به ریخت - eshn بوده مثلا فارسی نو: کُنِش/فارسی میانه: کُنِشن ( البته ...
داغ و داختن و گداختن از ریشه داختن/تافتن هستند برای آگاهی بیشتر به دو پیام پایین تر روید همین
گویش یزد کثیف و آلوده اوله باید اوله کوچک ساز باشد مانند زنگوله، گلوله، کوتوله ( کوت در کودک و کوتاه هم هست که پسوند اوله گرفته ) ولی پچ چیست؟ اگر ک ...
به کاربر سرور ۱. همان اروپایی ها نظریه زبان ترکی را هم در کنار هندواروپایی مطرح کرده اند محض آگاهی شما. و همان ها اعتقاد دارند ترکی از مغولی جداست. ...
آمیختن/آمیز=>آمیغ ( مخلوط، ترکیب ) ستیختن/ستیز=>ستیغ ( تیزی، قله کوه ) تیز=>تیغ ( تیزی ) میختن/میز=>میغ ( ابر ) گریختن/گریز=>گریغ ( راه فرار و گر ...
آمیختن/آمیز=>آمیغ ( مخلوط، ترکیب ) ستیختن/ستیز=>ستیغ ( تیزی، قله کوه ) تیز=>تیغ ( تیزی ) میختن/میز=>میغ ( ابر ) گریختن/گریز=>گریغ ( راه فرار و گر ...
آمیختن/آمیز=>آمیغ ( مخلوط، ترکیب ) ستیختن/ستیز=>ستیغ ( تیزی، قله کوه ) تیز=>تیغ ( تیزی ) میختن/میز=>میغ ( ابر ) گریختن/گریز=>گریغ ( راه فرار و گر ...
آمیختن/آمیز=>آمیغ ( مخلوط، ترکیب ) ستیختن/ستیز=>ستیغ ( تیزی، قله کوه ) تیز=>تیغ ( تیزی ) میختن/میز=>میغ ( ابر ) گریختن/گریز=>گریغ ( راه فرار و گر ...
آمیختن/آمیز=>آمیغ ( مخلوط، ترکیب ) ستیختن/ستیز=>ستیغ ( تیزی، قله کوه ) تیز=>تیغ ( تیزی ) میختن/میز=>میغ ( ابر ) گریختن/گریز=>گریغ ( راه فرار و گر ...
در فارسی میانه پسوند نسبی ساز: ig که با ic در انگلیسی هم ارز است. پسوند بودن: ih که با ness در انگلیسی هم ارز است. ایران eran ایرانی eranig ایران ...
به اوزرا جدیری ۱. عریان واژه ای عربی از عاری، عور، عورت و. . . است به معنی بی چیز و مال یا لخت و پتی. عریان باباطاهر عریان به درویش مسلکی ایشان و جها ...
خیر ما هرگز به مرحوم دهخدا و مرحوم معین پانترک نمی گوییم و کوشش این ارجمندان را برای گردآوری واژگان فارسی به ویژه واژگان مردمی که خطر تهرانی شدن و فر ...
گزش نام مصدر است از گزیدن که در فارسی میانه به شکل gazishn بوده است. ( اِش در فارسی میانه به شکل ایشن بسیار کاربردی بوده، کسی که می گوید این پسوند در ...
بارش واژه ای فارسی و نام مصدر است همساختار با کنش، رویش، جویش، روش و. . . که از مصدر باریدن یا باشتن میاید. همه فعل های فارسی می توانند مصدر قاعده من ...
به کور لرستان به خیال خودت داری آگاهی رسانی میکنی که اونها دست از کرد بودنشون بکشن ولی نه تنها نتیجه ای نمیگیری بلکه تعصبشون روی کردیگی ( کرد بودن ) ...