تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد

اگر ایراندوست هستید بدونید که با ناکردنمایی تیره های کرد نه تنها به پانکردیسم ضربه نمیزنید بلکه به بهترین شکل ممکن در آتشش می دمید. تو ویکی پدیای اق ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد

فقط دو گروه در این جهان وجود دارند که کمر بسته اند هرجور می توانند مردمان ایرانی تبار کُرد را یا خرد کنند یا کوچک نمایش دهند، یکی ایرانشهری ها/پانفار ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد

هیچ کرمانج، سورانی و هورامی ای وجود ندارد که خودش را کرد نداند، کاربر فیک سایبری /"کرمانج"/ تو صددرصد یا کرمانج نیستی یا اومدی اینجا با تفرقه افکنی ب ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد

هیچ کرمانج، سورانی و هورامی و گورانی ای وجود ندارد که خودش را کرد نداند، کاربر فیک سایبری /"کرمانج"/ تو صددرصد یا کرمانج نیستی یا اومدی اینجا با تفرق ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد

چوقا یا چوخا گونه خاصی از لباس نزدیک به عبا است که در سراسر ایران رواج دارد و حتی خراسانی ها هم این پوشش را دارند. طرح این جامه تنها کمی میان اقوام ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

هموند ۱. نام یک ایل کرد مکریانی که تغییر یافته "محمدوند" یا "احمدوند" است. ۲. در فارسی به معنی عضو است و از همبستن و همبستگی آید.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کسی نمی خواهد پازل فارسی جا بزند چرا که همه میدانند این واژه انگلیسی یا فرانسوی است👀 برابر فارسی آن جورچین است. ( جور، شکل دیگری از جفت و چین از چید ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٢

در فارسی میانه اَمن=اَبیم ( فارسی نو: بی بیم، نا بیم ) اَمنیت=اَبیمیه ( ه ساکن است: a bimih خوانده میشود، فارسی نو: بی بیمی، نا بیمی ) اَ یا آ منف ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پاکبان بی گمان واژه زیبایی است ولی حقیقتا نمیتوان درک کرد که مگر "رُفتگر" چش بود؟ رُفتن یعنی تمیز کردن و گر شغل ساز یا افزارساز است، چیش بی ادبی است ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ایساتیس یونانیده واژه فارسی ایزت و ایزد و نام باستانی منطقه یزد است. به /"علی"/ زبان های ایرانی با زبان های هندی اشتراک دارند همانگونه که با اسلاوی ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

گرگان واژه ای ایرانی به معنی سرزمین گرگ هاست که در فارسی باستان به شکل وهرگانا یا ورکانه بوده و همچنین امروزه به گونه خاصی از جنگل ها هیرکان یا هیرکا ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

روا برابر فارسی واژه عربی معتبر است. معتبر از عبر ( عبور، عابر، معبر و. . . ) به معنی گذشتن و روا از رفتن میاید.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

جایگاه پادشاهی این نام به سرزمین های شمال کوه های البرز یعنی مازندران و گیلان و گلستان ( که ان هم تابع مازندران است. ) و تالش ایران و گشتاسپی ( باکو ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بریدن هم ارز با ریشه قطع در عربی است و برا ( اغلب با تشدید بر حرف ر ) همان قاطع است. تیغ برا و کلام برا همان تیغ قاطع و سخن قاطع هستند.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گُرد در فارسی به معنی پهلوان است چنانکه فردوسی کسانی چون رُستم و دیگر پهلوانان ایرانی را گُرد خطاب کرده. به کرد ربط ندارد، رستم سیستانی و کاوه آهنگر ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فقط جماعت نیمچه ریشه شناسی می توانند الغوث عربی به معنی درخواست یاری را به استفراغ و بالاآری ربط دهند!

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد

بعد از دزدیدن واژگان فارسی و عربی حالا حداقل به روسی و فرانسه و انگلیسی و اوکراینی رحم کنید!!! هرچه بیل دارد ترکی است عجبا

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خیم به معنی ذات و سرشت است و خوش خیم و بدخیم و دژخیم ( خیم پلید، دژمن=بداندیش، دشوار=سخت دژآگه=خشمگین ) از آن گرفته شده اند. واژگان عربی وخیم و وخام ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بد و خیم هردو فارسی هستند. خیم به معنی ذات و طبیعت و سرشت است. واژگان خوش خیم، بدخیم، دژخیم همگی از این ریشه هستند. بدخیم به شکل وخیم و وخامت از ف ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به اوزرا جدیری کاف پسوند فارسی نام ساز و گاهی گوچک ساز است و از َگ در فارسی میانه میاید، پسوند اَگ فارسی میانه بسیاری از جاها به - ه تبدیل شده مانند ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

به تارش پانگیلک ندیده بودیم که دیدیم سومری هیچ بازمانده زنده ای ندارد. فرزندان سومریان هم امروزه عرب زبان یا آسوری زبان یا کردزبان یا. . . هستند ولی ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

به اوزرا جدیری آواره محمود لیاقت هنر فردوسی را نداشت ولی شاه اسماعیل صفوی با همه خرافاتی بودنش فهمید شاهنامه چه اثر گرانمایه ای است برای همین هم نام ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تیغ تغییر شکل یافته واژه تیز یا تیخ است. آموزیدن و آموختن آمیزیدن و آمیختن و آمیغ ( مخلوط ) میزیدن و میختن و میغ ( به ترتیب: باراندن، ابر ( البته ب ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٢

این مصدر در فارسی گفتاری رایج است، مایه خجالت است که دیوان سالاری مملکت اصرار دارد به جای هِشتن یا نِهِشتن از قرار دادن، به جای ستاندن از اخذ کردن، ب ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٢

به /"بهنام رضایی"/ درو کردن فارسی از درودن یا دریدن میاید چنان که گریه کردن هم در اصل از گریستن و خنده کردن از خندیدن میاید، گاهی به جای استفاده از ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

درو کردن فارسی از درودن یا دریدن میاید چنان که گریه کردن هم در اصل از گریستن و خنده کردن از خندیدن میاید، گاهی به جای استفاده از فعل ساده از فعل مرکب ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

به /"اورهان"/ بله درو کردن فارسی از درودن یا دریدن میاید چنان که گریه کردن هم در اصل از گریستن و خنده کردن از خندیدن میاید، گاهی به جای استفاده از فع ...

پیشنهاد
٠

آستانه واژه ای هندواروپایی است که با ریشه های ایستادن، اُست ( در استخوان و استخوان ) یا اُستون ( ستون ) ، stand و stop در انگلیسی stareدر لاتین و ایت ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خمودگی به معنی سستی و شل و ولی و ناامیدی است. در شعرها نه ولی در گفتار مردم بسیار کاربردی است.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اکباتان خوانش یونانی واژه مادی - پارسی هَگمَتانَه و ایلامی اَگمَدَن است که در فارسی میانه به همتان و در فارسی و نو دیگر زبان ها به شکل همدان درآمده ا ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

البته در اردکان یزد شمار بسیار شایان توجهی از روستاهای زرتشتی نشین یا زرتشتی - مسلمان نشین هم هست که مردمشان افزون بر فارسی یا زبان های نزدیک فارسی ب ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اردکان نام دو شهر در سرزمین فارس است، یکی اردکان در شمال استان یزد است که از بزرگترین شهرستان های ایران است ( شهرستان اردکان یزد مساحتی به اندازه است ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در برهان قاطع به معنی گریستن آمده احتمالا از ریشه پرژ را پرژیدن ( ؟ ) باشد که با کاف/ه نامساز به معنی گریه شده.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اقای بختیاری کاشان شهری فارسی زبان یا گویشور به زبان های قدیم اصفهان است که البته در نایین و خور و بیابانک و ورزنه و کوهستان و روستاهای اصفهان همچنان ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بنده خداوند. بنده است بستن/بند میاید که با گرفتن - ه نامساز ساخته شده مانند پوشه، آموزه، اندیشه، گریه، خنده و. . . خدا به اعتقاد دهخدا از واژه خود ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد

به یاشار ۱. تخم واژه ای فارسی از توهم و تخمه از توهمَگ است. قرار نیست هرچیزی که آخرش مِه یا اوم داشته باشد ترکی باشد. ۲. معنی اصلی این واژه در اوستا ...

پیشنهاد
٠

تا جایی که شدنی است کوشیده میشود از سروده های کهن فارسی که خوشبختانه به خاطر زحمات چامه سرایان فارسی اصلا کم نیستند برای تشریح مصدرها بهره برد، اگر ن ...

پیشنهاد
٠

هدف من از وانمودن این جستار بررسی چند مصدر که ممکن است در فارسی از یاد رفته یا کم کاربرد و فرّار شده باشند، است.

پیشنهاد
٠

درب و داغون واژه ای ترکی برگرفته از واژه دارم ( ب ) اداغین ( با ای کوتاه ) به معنی ویران شده است. ای های کوتاه ترکی در گذار به فارسی او میشوند مانند ...

پیشنهاد
٠

درب و داغون واژه ای ترکی برگرفته از واژه دارم ( ب ) اداغین ( با ای کوتاه ) به معنی ویران شده است. ای های کوتاه ترکی در گذار به فارسی او میشوند مانند ...

پیشنهاد
٠

درب و داغون واژه ای ترکی برگرفته از واژه دارم ( ب ) اداغین ( با ای کوتاه ) به معنی ویران شده است. ای های کوتاه ترکی در گذار به فارسی او میشوند مانند ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

درب و داغون واژه ای ترکی برگرفته از واژه دارم ( ب ) اداغین ( با ای کوتاه ) به معنی ویران شده است. ای های کوتاه ترکی در گذار به فارسی او میشوند مانند ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

درب و داغون واژه ای ترکی برگرفته از واژه دارم ( ب ) اداغین ( با ای کوتاه ) به معنی ویران شده است. ای های کوتاه ترکی در گذار به فارسی او میشوند مانند ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نقل از دهخدا ( در همین وبسایت ) : بربر. [ ب َ ب َ ] ( اِخ ) از کلمه یونانی باربار بمعنی غیریونانی مانند عجم بمعنی غیر عرب. ( یادداشت بخط مؤلف ) . آت ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد

به کاربر/"کاربر"/ اگر معیار شعر و ادب است، ایرانشاه بن ابوالخیر رازی که یک حماسه سرای ایرانی سده ششم بود ( یک سده پس از فردوسی ) مرز ایران را چنین بی ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

البته بهتر است یکم اصلاح کنم تبدیل ز به خ در فارسی فراوان است آموختن و آموز ستیختن و ستیز آمیختن و آمیز گریختن و گریز و. . . که خ آنها به غ می تواند ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

داغ برگرفته از تاف یا تپ در فارسی باستان است که در فارسی میانه به شکل تافتن و ویتافتن کاربرد داشته به معنی گرما. تافتن به شکل تفتن، تفسیدن، تفت دادن ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ریسه از ریس که ریشه مصدر ریسیدن یا رِشتن است و ه نام ساز ساخته شده مانند سازه، پوشه، آموزه، گویه، اندیشه، تاسه، ناله و. . . خود واژه "ریشه" و "ریش" ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مکتب، ایدئولوژی البته مکتب بیشتر به معنی نوشتمان یا نویسمان است تا گفتمان ولی خب هردو می توانند این معنی را برسانند

پیشنهاد
٠

زرتشت بهرام پژدو نام یک شاعر زرتشتی از کرمان بود که منظومه زراتشت نامه را به پیروی از شاهنامه فردوسی برای تعریف داستان زندگی زرتشت به فارسی نوشت . ب ...