پیشنهادهای hoseyn (١,١٩٠)
کودک از ریشه کوت به معنی کوتاه است و در پهلوی به شکل کوتگ در کاربرد بوده. دیگر واژگان این ریشه را میتوان کوتاه و کوتوله برشمرد. کوتوله از کوت و اول ...
ثواب کردن کرف با ه نامساز به کرفه به معنی ثواب تبدیل میشود نبد پروای کشت و کار و حرفه گناهان را ندانستند و کرفه یکایک بر ره بیداد رفته گناه و کرفه را ...
ثواب از کربگ در فارسی میانه نبد پروای کشت و کار و حرفه گناهان را ندانستند و کرفه یکایک بر ره بیداد رفته گناه و کرفه را از یاد رفته زرتشت بهرام پژدو
برای ترجمه واژگان ایسم دار از "گرایی" استفاده میشود.
ترور با واژه ترس و شاید هراس در فارسی همریشه است. برای ترور و تروریست و. . . میتوان بر همین پایه برابر ساخت. ترسودار، هراستاری ( هراستَن=هراسیدن ) ...
۱. واژه فر=شکوه، نشان، ( فره ) شکوه ایزدی ۲. پیشوند فر ( در فراگیر، فرارفتن، فرهیختن، فراخواندن، فردید ( انسان بصیر، در شعرها به کار رفته به گمانم ) ...
"چی" اش ترکی است ولی شکارش از شکُردَن میاید. پسوند چی در ترکی با پسوند "گر" در فارسی هم معناست. به جای شکارچی میتوان از شکارگر هم استفاده کرد.
پادآرمانشهر ترجمه میشود . بخش نخست آن dys است که با دُژ یا دُش در فارسی هم ارز است. این پسوند را در واژگانی چون دشوار، دژخیم، دُژآگه، دشخوار، دشخدای ...
استبداد و خودکامگی، پادشاهی همراه با جباریت و ستم Dūŝ - xwadāyīh ( فارسی میانه )
دمکراسی یک سنت یونانی است، از آنجایی که در دوران باستان یونانیان جسته گریخته بر ایران حکم میکرده اند و سنتشان کمابیش در دوران اشکانی نیز دنباله یافت، ...
به یاشار اینکه خاندن نوشته نمی شود بلکه خواندن نوشته میشود به خاطر تلفظ تاریخی است نه برای تزیین یا وامگیری برای درک تلفظ صدای "خوا" به هم ارز خواندن ...
درباره جمعیت ایل های قشقایی ۱. خیلی اندک نیست، بسیار بیش از خیلی اندک است! ۲. شگفت انگیز است که امثال پروفسور سالار احمدیه و دوستانشان هر ۴ماه یکبار ...
به یاشار ۱. ترکان ۱۰۰۰سال بر ایران حکومت کرده اند نه ۱۵۰۰سال از زمان غزنوی تا زمان قاجار آن هم نه کاملا پیوسته، چون مغولان و دولت های محلی مانند اتاب ...
شهرزاد معرب چهرزاد یا چهره آزاد به معنی زن زیبا، زن زیبازاد. نام دو شخصیت اصلی کتاب هزار و یک شب شاه شهریار و شهبانو شهرزاد است که همین دو نام بر ای ...
هیچ کدام از مردم ایرانی مهاجر نیستند، مردم ایران ریشه در تمدن های باستانی ایلام، جیرفت، شهرسوخته، شهر یئری و. . . دارند. مردم این تمدن ها به زبان های ...
لر پیش از آنکه نام قوم باشد نام شهری به نام لور بوده که در منابع اسلامی اشاره کرده اند در بلاد خوزستان قرار دارد. این نام رفته رفته به مردم ساکن جنو ...
کرمانشاه ( شهر ) /کرمانشاهان ( سرزمین ) به کردی جنوبی: کرماشا/کرماشان به لکی: کرماشو/کرماشون پس از انقلاب اسلامی نام کرمانشاه به قهرمانشهر و در دوره ...
کرمانشاه ( شهر ) /کرمانشاهان ( سرزمین ) به کردی جنوبی: کرماشا/کرماشان به لکی: کرماشو/کرماشون پس از انقلاب اسلامی نام کرمانشاه به قهرمانشهر و در دوره ...
کرمانشاه ( شهر ) /کرمانشاهان ( سرزمین ) به کردی جنوبی: کرماشا/کرماشان به لکی: کرماشو/کرماشون پس از انقلاب اسلامی نام کرمانشاه به قهرمانشهر و در دوره ...
خُراشَه ( گویش محلی یزدی ) فَراشاه ( گویش رسمی و دستورمند فارسی ) به معنی شکوه و فره شاهنشاه نام روستایی در شهرستان تفت از استان یزد پس از انقلاب ا ...
جزیره شاهی ( بزرگترین جزیره در دریاچه ارومیه که شوربختانه خشکیده. . . )
شاه گولی ( شاه دریاچه ها، دریاچه بزرگ و شکوهمند در تبریز ) نا ائل گؤلی یا ایل گلی ( دریاچه ملت، مردم ) پس از انقلاب اسلامی به این دریاچه داده شد.
شاهی قائم شهر پس از انقلاب اسلامی به این شهر گفته شد.
شاه آباد ( فارسی ) شاباد ( کردی جنوبی ) اسلام آباد غرب نامی تازه است و پس از انقلاب اسلامی به این شهر داده شده ولی مردم همچنان شاباد میگویند.
مردم گراش از مردمان سرزمین فارس هستند و به زبان لاری که از فرگشتگی فارسی میانه پدید آمده سخن میگویند، چرا باید نام شهرشان را ترکی بگذارند؟ اصلا از کج ...
چه کسی گفته هر واژه ای که اخرش مه دارد ترکی است؟ نامه از ریشه نام است و نامه از نامَگ در پهلوی میاید، ه یا گ نامساز است مانند پوشه از پوشیدن، آموزه ا ...
مهزیار عربی شده و مازیار کوتاه شده نام ایرانی ماه ایزدیار است. نام یکی از افراد اثرگذار در آیین شیعه نیز علی بن مهزیار اهوازی است که ایرانی بود و به ...
مهزیار عربی شده و مازیار کوتاه شده نام ایرانی ماه ایزدیار است. نام یکی از افراد اثرگذار در آیین شیعه نیز علی بن مهزیار اهوازی است که ایرانی بود و به ...
ما که یزدیم مردم بجز فارسی، زبان دیگری نمی شناسند. فقط زرتشتیان ارجمند ما به گویش های بهدینی سخن میگویند که آن هم چندین دلیل دارد. یکی تمایز میان مس ...
در گویش یزد چادرشب را چادیشو تلفظ میکنیم. این واژه به ریخت شرشف از فارسی به عربی و به ریخت چرچف به ترکی استانبولی ره گشوده است. زشت است که خودمان چ ...
در گویش یزد چادرشب را چادیشو تلفظ میکنیم. این واژه به ریخت شرشف از فارسی به عربی و به ریخت چرچف به ترکی استانبولی ره گشوده است. زشت است که خودمان چ ...
در گویش یزد چادرشب را چادیشو تلفظ میکنیم. این واژه به ریخت شرشف از فارسی به عربی و به ریخت چرچف به ترکی استانبولی ره گشوده است. زشت است که خودمان چ ...
در گویش یزد چادرشب را چادیشو تلفظ میکنیم. این واژه به ریخت شرشف از فارسی به عربی و به ریخت چرچف به ترکی استانبولی ره گشوده است. زشت است که خودمان چ ...
پارچه ایکات ( برابر فارسی، گویش یزدی: پارچه دارایی ) گونه ای خاص از پارچه و رنگ رزیدن است که نخ را در آن پیش از بافت می رزند ( رنگ میکنند ) ، این هنر ...
مار کو پولو در سفرهای خود از ایران و در ایران از شهر یزد گذر کرد. مارکو در سفرنامه خود از آبادی این شهر در عین اینکه در اقلیم خشکی است اشاره و ساز و ...
ساتراپی واژه ای یونانی است که یونانیان در برابر واژه فارسی باستان "خشثره پاون" قرار داده اند. این واژه باستانی در فارسی نو به شکل واژه "شهربان" نمود ...
ساتراپی واژه ای یونانی است که یونانیان در برابر واژه فارسی باستان "خشثره پاون" قرار داده اند. این واژه باستانی در فارسی نو به شکل واژه "شهربان" نمود ...
ساتراپی واژه ای یونانی است که یونانیان در برابر واژه فارسی باستان "خشثره پاون" قرار داده اند. این واژه باستانی در فارسی نو به شکل واژه "شهربان" نمود ...
ساتراپی واژه ای یونانی است که یونانیان در برابر واژه فارسی باستان "خشثره پاون" قرار داده اند. این واژه باستانی در فارسی نو به شکل واژه "شهربان" نمود ...
سهم در فارسی به معنی ترس و هراس و بیم است. سهمناک و سهمگین از این آمده. سهم در عربی به معنی بهره است که از بهر که ریشه است و ه نامساز ساخته شده. ه ...
درست میفرمایید، تیره هایی از انها ریشه در لران دارند. فقط یک چیزی زبان یزدی چه اسیدی است؟
منگر سوی آن کسی که زبانش جز خرافات و فریه ندراید ناصرخسرو دراییدن مصدری کهن در فارسی به معنی گفت و گو کردن است.
رادمان از راد به معنی جوانمردی و مان به معنی منش و مینو و اندیشه ( از مصدر کهن منیدن یا مینیدن که منش مصدر شینی آن است ) ساخته شده. مان در شادمان هم ...
"نام اصلی این شهر، بیرجند است که به صورت های برجند، برجن، برکن و بیرگند نیز در نوشته آمده است. پنج وجه تسمیه برای بیرجند بیان شده است. بیرجند یعنی نص ...
مان در رادمان و شادمان به معنی منش و اندیشه است و از مصدر کهن مینیدن یا منیدن میاید که در منش، مینو، اهریمن و. . . هم به کار رفته مان در گفتمان به مع ...
به /"نادرشاه تورک"/ ۱. سرهنگ واژه ای فارسی است و زمان فرهنگستان پهلوی با خوانش متون کهن به فارسی کنونی افزوده شده، در نوشته های قجری و. . . این واژه ...
به /"نادرشاه تورک"/ ابله کتاب که نمیخونی حداقل چارتا جست و جو تو گوگل بکن
به اوزرا جدیری با همین منطق کوفته تبریزی هم خوراک فارسی است! نوش جان!
صاحب، مالک، دارنده شاه دارا در شاهنامه همان داریوش سوم است که در نوشته های پهلوی از وی با نام /"دارای دارایان"/ هم نام برده اند.
پرچم واژه ای فارسی برگرفته از پر به معنی پیرامون و چمیدن به معنی خرامیدن و رقصیدن است. مصدر چمیدن به ویژه در جنوب کشور به معنی رقص بسیار مورد بهره اس ...