پیشنهاد‌های محمود اقبالی (٤,٢٠٦)

بازدید
٢,٨٤٥
تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جابرس. [ ب َ ] ( اِخ ) جابلسا: ایهاالناس لوطلبتم ابنا لنبیکم مابین جابرس الی جابلق لم تجدوه غیری و غیر اخی. ( از خطبه امام حسن ( ع ) بنقل از عیون الا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در پاسخ به کسی خودش هم حسین هم افشین هم قافلان خود دوستان همین شخص هزاران چهره در آبادیس به این فیلماش نروید کسی حرف ناروا می زنند من نیستم تو تو ت ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خطال. [خ َطْ طا ] ( ع ص ) بر عیال خود تنگ گیرنده در نفقه. ( از منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از اقرب الموارد ) . منبع. لغت نامه دهخدا

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خطائی. [ خ َ ] ( ع اِ ) ج ِ خطیئة. خطایا. ( منتهی الارب ) . رجوع به خطایا شود. خطائی. [ خ َ ] ( اِ ) قسمی پارچه بوده است : از ابریسک و کمخای خطائی. ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خطائین. [ خ َ ءَ ] ( ع اِ ) نام قاعده ای است در علم حساب برای استخراج مجهولات : در کتاب بحر الجواهر فی علم الدفاتر این قاعده چنین شرح داده شده است : ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خطام. [ خ ِ ] ( ع اِ ) زه آویخته بکمان. ج ، خُطُم. || زه کمان. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ) . ج ، خُطُم. || مهار. ( منتهی الار ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خطایا. [ خ َ ] ( ع اِ ) ج ِ خطیئة و خطیة. ( اسم ) جمع خطیئه گناهها خطاها کژرویها . منبع. لغت نامه دهخدا

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خطام. [ خ ِ ] ( ع اِ ) زه آویخته بکمان. ج ، خُطُم. || زه کمان. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ) . ج ، خُطُم. || مهار. ( منتهی الار ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خطاط. [ خ َطْ طا ] ( ع ص ) خوش نویس و کسی که خوش می نویسد. ( ناظم الاطباء ) . آنکه خوش و خوب نویسد. استاد خط. ( یادداشت بخط مؤلف ) : و بزمین عراق دو ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد

خطاف. [ خ َطْ طا ] ( ع اِ ) شیطان. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از اقرب الموارد ) . || ( ص ) روشنی ناپاینده زودگذر. مبالغه در خاطف. ( از اقرب ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خطابیه. [ خ َطْ طا بی ی َ ] ( اِخ ) نام فرقه ای است از غلاة شیعه که از یاران ابوخطاب اسدی اند. او خود را به ابی عبداﷲ الامام جعفر الصادق علیه السلام ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خطابات. [ خ ِ ] ( ع اِ ) ج ِ خِطابَه. رجوع به خطابه در این لغت نامه شود. منبع. لغت نامه دهخدا

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خطابه. [ خ ِ ب َ ] ( ع اِمص ) سخن رانی. کلامی بصورتی رسمی که در سر جمع بطول گویند. ( یادداشت بخط مؤلف ) . || فریب بوسیله زبان. ( از کشاف اصطلاحات ال ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خطاب. [ خ ِ ] ( ع مص ) مصدر دیگر است برای مخاطبه. ( منتهی الارب ) . رجوع به مخاطبه در این لغت نامه شود. - حسن خطاب ؛خوب مخاطبه کردن : تا حسن خطاب و ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد

درباره واژه اوپوش ( �p�ş ) در زبان ترکی به معنای بوسه است و ریشه اش از فعل اوپمک ( �pmek = بوسیدن ) میآید. معادل فارسی آن در شعر کلاسیک بیشتر دِریش ی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد

می دانم برایم عجیب حرف رو دیشب دوباره قرار من هیچ وقت خودم کسی توهین نخواهم ولی هیچ دنبال تلقین کردم حرف های خودم نبودم بنده این فرد رو قبلا باحساب ...

پیشنهاد
٠

پاسخ با منابع معتبر به ادعای �فارسی ق ندارد� و ترکی - عربی بودن این واج، تحلیل مستند زیر ارائه می شود. 🧬 ۱. وجود �ق� در زبان فارسی: یک واقعیت آواش ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد

مرد حرف گفتی می روم برو تحلیل از نادرستی ادعای "ترکی بودن" پیشوند "فرـ" و ساختار واژه هایی مانند "فرهنگ" و "پرواز" کاملاً علمی و قابل دفاع است. در ا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد

ریشه کلمه: لهو ( ۱۶ بار ) مشغول شدن. چیزی که مشغول می‏کند �لَهَا الرَّجُلُ برالشَّیْ‏ءِ: لَعَبَ� این مشغول شدن توأم با غفلت است. راغب می‏گوید: لهو ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه اللائى تکرار در قرآن: ۴ ( بار ) منبع. دانشنامه اسلامی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اللاؤون. [ اَ ئو ] ( ع اِ موصول ) ج ِ اَلّذی. رجوع به الذی شود. منبع. لغت نامه دهخدا

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اللاؤو. [ اَ ئو ] ( ع اِ موصول ) ج ِ اَلّذی. رجوع به الذی شود. منبع. لغت نامه دهخدا

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

الذی. [ اَل ْ ل َ ] ( ع اِموصول ) آن مرد که. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) . آن مذکرکه. ( ترجمان علامه جرجانی تهذیب عادل ) . || آنکه. ( منتهی الارب ) . ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

الذین. [ اَل ْ ل َ ن َ ] ( ع اِ موصول ) آن مردان. آن جماعت مذکر. مردانی که. کسانی که. ج ِ اَلَّذی. رجوع به اَلَّذی شود. || ( اِخ ) در تداول عامه سوره ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد

واژه اللاعنون ریشه کلمه: لعن ( ۴۱ بار ) منبع. دانشنامه اسلامی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه اللاعبینریشه کلمه: لعب ( ۲۰ بار ) منبع. دانشنامه اسلامی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اللأمه. الَّلأَمَة در لغت یعنی زره پوشیدن، جمع وجور شدن. جمع آن، لَأَم ولُؤَم. و در اصطلاح یعنی تمام ابزار جنگی که یک رزمنده به همراه خود دارد، مانن ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اللاء. [ اَ ءِ ] ( ع اِ موصول ) ج ِ اَلَّتی. رجوع به اللاتی و اَلَّتی و اقرب الموارد ذیل �لتی � شود. منبع. لغت نامه دهخدا

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اللاهون ( به عربی: اللاهون ) یک منطقهٔ مسکونی در مصر است که در استان فیوم واقع شده است. براساس آمارگیری سال ۲۰۰۶ جمعیت این روستا به طور کلی و رویهم ر ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اللائی. [ اَ ] ( ع اِ موصول ) آن جماعت مؤنث که. ( ترجمان علامه تهذیب عادل ) . ج ِ اَلَّتی. آن زنان که. در اقرب الموارد بصورت �اللاءِی � ضبط شده است. ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اللاتی. [ اَ ] ( ع اِ موصول ) آن جماعت مؤنث که. ( ترجمان علامه تهذیب عادل ) . ج ِ اَلَّتی. آن زنان که. اللائی. رجوع به الذی شود. منبع. لغت نامه ده ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معنی قَوَاعِدَ: پایه ها - اساس ها - زنان سالخورده ای که به دلیل کهولت سن کسی میل به ازدواج با آنان ندارد ( جمع قاعده است ، در عبارت "و القواعد من الن ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اللان. [ اَ ل َ لا] ( ع اِ ) تثنیه اَلَل. دو صفحه کارد. || دو جانب کتف. یا دو گوشت پاره بهم نشسته در شانه که میان هر دو فرجه است و چون گوشت از آن برک ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد

اللهم. [ اَل ْ لا هَُ م ْ م َ ] ( ع منادا، صوت ) ای بارخدا. ( زمخشری ) . ای بارخدایا . ( صراح ) ( مجمل اللغة ) . ای بارخدای. ( ترجمان علامه تهذیب عاد ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

الل. [ اَ ل َ ] ( ع مص ) نالیدن بیمار. ( تاج المصادر بیهقی ) ( مصادر زوزنی ) ( از اقرب الموارد ) . || فاسد شدن دندان. ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاط ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( ماویة ) ماویة. [ وی ی َ ] ( ع اِ ) آیینه. ج ، ماوی . ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) . آیینه و چنین می نماید که نسبت است به ماء به جهت درخشندگی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ماول. [ ] ( اِخ ) ابن شراره مکنی به ابوالخیر. طبیبی نصرانی از اهالی حلب بود که در ادب نیز دست داشت و از مقربان درگاه و کاتب معزالدوله ثمال بن صالح کل ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ماوی. [ وی ی ] ( ع اِ ) ج ِ ماویَّه. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) . رجوع به ماویة شود. ماوی. [ وی ی ] ( ع ص نسبی ) منسوب به ماء. مائی. ( از منته ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ماوراء. [ وَ ] ( ع اِ مرکب ) ماورا. رجوع به ماورا شود. - ماوراءالطبیعه ؛ چون ارسطو پس از تدوین علوم طبیعی بدین کتاب پرداخت از این روی آن را مابعد ط ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معنی یُنَبِّئُهُم: آنان را آگاه می کند - آنان را با خبر می سازد معنی یُنَبِّئُهُمُ: آنان را آگاه می کند - آنان را با خبر می سازد ( حرکت آخرش به دلیل ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معنی لَا یُنَبِّئُکَ: تو را خبر دار نمی کند ریشه کلمه: ک ( ۱۴۷۸ بار ) نب ء ( ۸۰ بار ) منبع. دانشنامه اسلامی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معنی یُنَبِّئُکُم: شما را آگاه می کند - شما را با خبر می سازد ریشه کلمه: کم ( ۲۲۹۱ بار ) نب ء ( ۸۰ بار ) منبع. دانشنامه اسلامی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معنی یَنبُوعاً: چشمه ( جایی که آب از آن میجوشد ) ریشه کلمه: نبع ( ۲ بار ) �یَنْبُوع� از مادّه �نبع� محل جوشش آب است، بعضی گفته اند: �یَنْبُوع� چشم ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ینبغی. [ یَم ْ ب َ ] ( ع فعل ) در فارسی به صورت صفت به کار رود، یعنی سزاوارو شایسته است. ( ناظم الاطباء ) . شاید و سزد. ( دهار ) . - کماینبغی ؛ چنا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معنی لَا یَنطَلِقُ لِسَانِی: زبانم روان و گویا نشود ریشه کلمه: طلق ( ۲۳ بار ) منبع. دانشنامه اسلامی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معنی یَنطِقُونَ: سخن می گویند ( "کَانُواْ یَنطِقُونَ " : سخن می گفتند . کلمه منطق و نیز کلمه نطق هر دو به معنای صوت یا صوتهای متعارفی است که از حروفی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معنی یَنطِقُ: سخن می گوید ( کلمه منطق و نیز کلمه نطق هر دو به معنای صوت یا صوتهای متعارفی است که از حروفی تشکیل یافته و طبق قرارداد واضع لغت ، بر معن ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معنی یَنبُوعاً: چشمه ( جایی که آب از آن میجوشد ) ریشه کلمه: نبع ( ۲ بار ) �یَنْبُوع� از مادّه �نبع� محل جوشش آب است، بعضی گفته اند: �یَنْبُوع� چشم ...

پیشنهاد
٠

یَنبوعُ الْاَسْرار فی نَصایِحِ الاَبْرار کتابی به فارسی، در اخلاق و اندرزهای عرفانی، نوشتۀ تاج الدین حسین خوارزمی. مؤلف این اثر را در زمان شاهرخ تیمو ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معنی یُنَادِی: ندا می دهد - صدا می زد - فرا می خواند ( ندا به معنای صدا زدن و خواندن با صدای بلند است ) ریشه کلمه: ندو ( ۵۳ بار ) ندی ( ۵۳ بار ) ...