پیشنهادهای محمود اقبالی (٤,٢٠٦)
معنی یُنَادَوْنَ: ندا داده می شوند - صدا زده می شوند - فرا خوانده می شوند ( ندا به معنای صدا زدن و خواندن با صدای بلند است ) ریشه کلمه: ندو ( ۵۳ بار ...
معنی یُنَادُونَکَ: تو را صدا می زنند - تو را ندا می دهند ( ندا به معنای صدا زدن و خواندن با صدای بلند است ) ریشه کلمه: ک ( ۱۴۷۸ بار ) ندو ( ۵۳ بار ...
معنی یُنَادُونَهُمْ: آنان را صدا می زنند - آنان را ندا می دهند ( ندا به معنای صدا زدن و خواندن با صدای بلند است ) ریشه کلمه: ندو ( ۵۳ بار ) ندی ( ۵ ...
معنی یُنَادِ: ندا می دهد - صدا می زد - فرا می خواند ( ندا به معنای صدا زدن و خواندن با صدای بلند است ) ریشه کلمه: ندو ( ۵۳ بار ) ندی ( ۵۳ بار ) م ...
یناق. [ ی َ ] ( اِخ ) نام بطریقی از روم که وی را کشتند و سر او را نزد ابوبکر صدیق رضی اﷲ عنه بردند. ( یادداشت مؤلف ) . یناق. [ ی َن ْ نا ] ( اِخ ) ...
�ینابیع الحکمة�، اثر شیخ عباس اسماعیلی یزدی، به زبان عربی و مشتمل بر آیات و روایات در موضوعات مختلف است. کتاب، در پنج جلد تألیف گردیده است و مشتمل ب ...
معنی یَنْأَوْنَ: دور می شوند ریشه کلمه: نئی ( ۳ بار ) �یَنْأَوْنَ� از مادّه �نأی� ( بر وزن سعی ) به معنای دوری جستن است. دور شدن �نَأَی فُلاناً و ...
ینایر. [ ] ( اِ ) نام ماه اول از ماههای رومی که به ماههای یولیوسی نیز معروفند زیرا یولیوس قیصر روم ( 45 ق. م. ) به اصلاح آن فرمان داده است. ( از المو ...
ینابیت. [ ی َ ] ( ع اِ ) ج ِ ینبوت. ( اقرب الموارد ) . و رجوع به ینبوت شود. منبع. لغت نامه دهخدا
ینابیع. [ ی َ ] ( ع اِ ) ج ِینبوع. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( دهار ) ( ترجمان القرآن جرجانی ص 108 ) . چشمه بزرگ آب. ( آنندراج ) : ینابیع ر ...
[ویکی الکتاب] معنی لَمْ یَنَالُواْ: نائل نشدند - دست نیافته و نمی یابند ریشه کلمه: نیل ( ۱۲ بار ) منبع. دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی لَا یَنَالُونَ: نمی رسند ریشه کلمه: نیل ( ۱۲ بار ) دانشنامه اسلامی منبع.
[ویکی الکتاب] معنی لَا یَنَالُهُمُ: به آنان نمی رساند ریشه کلمه: نیل ( ۱۲ بار ) هم ( ۳۸۹۶ بار ) منبع. دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] ریشه کلمه: نیل ( ۱۲ بار ) ه ( ۳۵۷۶ بار ) منبع. دانشنامه اسلامی
ینالتکین. [ ی َ ت َ ] ( ترکی ، اِ مرکب ) ولیعهد جبویه. ( مفاتیح ) . عنوان جانشینان بعضی از ملوک ترک بوده است. ( تاریخ بیهقی چ فیاض ذیل ص 267 ) . رجوع ...
بر اساس شواهد زبان شناسی تاریخی، ادعای �اصالت ترکی� برای واژه �یئنی / ینی� ریشه علمی محکمی ندارد. این واژه یکی از مصادیق بارز وام گیری بین زبان های ه ...
ینال. [ ی َ ] ( ترکی ، اِ ) ولیعهد. نایب السلطنه. ( یادداشت مؤلف ) : هر رئیسی از رؤسای ترک را اعم از سلاطین و دهقانان ینالی است. ( مفاتیح ) . و رجو ...
بر اساس شواهد زبان شناسی تاریخی، ادعای �اصالت ترکی� برای واژه �یئنی / ینی� ریشه علمی محکمی ندارد. این واژه یکی از مصادیق بارز وام گیری بین زبان های ه ...
در ِلغت نامه دهخدا و تمام لغت نامه فارسی گفته شده عربی هست این واژه اجیر. [ اَ ] ( ع ص ، اِ ) مزدور. ( غیاث ) ( مؤید ) . پیشیار. مزدبگیر. شخصی که ...
واژه ارخالق. [ اَ ل ِ / ل ُ ] ( ترکی ، اِ ) ( ظ. از: ارخا، پشت لیک یا لِق ، علامت نسبت ؛ بمعنی پشتک. منسوب به پشت ) قبائی کوتاه تر در زیر قبای مردان. ...
بنده به هیچ وجه از هوش مصنوعی استفاده نمی کنم این یک تهمت به بنده هست یا بنده به کسی دوستان تکه نمی پرانند یاتهمت نمی زنم ثابت کنید من خوش هوش مصنوعی ...
خانم الناز خاکپور ایشان چقدر سعید سرور و جدیر حرف زنند چقدر هست؟! دست کم دو تا اشتباه علمی توی این ادعا وجود داره: یکی اینکه �فارسی ق ندارد� و دیگری ...
متن حاوی اتهامات نژادی و توهین آمیز است که هیچ مبنای تاریخی یا علمی ندارد. در ادامه، بر اساس منابع معتبر دانشگاهی، به جعلیات مطرح شده پاسخ داده می شو ...
در پاسخ به ادعاهای بی اساس شما، این مطالب را با استناد به منابع تاریخی و دانشنامه های معتبر ارائه می دهم: ۱. ادعای "قاراچی یعنی گدا": این ادعا کامل ...
بر اساس اسناد تاریخی معتبر، هر دو ادعای مطرح شده در این متن نیازمند بررسی و اصلاح هستند. در ادامه با استناد به منابع تحقیقاتی و گزارش های دست اول به ...
بر اساس منابع تاریخی معتبر و پژوهش های انسان شناسی، اظهارات مطرح شده در این کلیت فاقد پشتوانه علمی و تاریخی است و جزو باورهای نادرست یا تحریف شده به ...
بررسی تطابق های ادعاشده بین واژگان ترکی و سومری، باید گفت که این موضوع در زبان شناسی تاریخی بسیار بحث برانگیز است. دیدگاه آکادمیک主流 ( جریان اصلی ) ای ...
در منابع تاریخی و فرهنگ های ریشه شناسی معتبر ترکی، ادعای مذکور مبنی بر اینکه نام قبیله �گوک توروک� یا مشابه آن از ترکیب واژگان �گوه� ( به معنی مدفوع ...
آقای حسین در جواب شما برای پاسخ مبتنی بر منابع معتبر، باید بگویم که ادعای شما مبنی بر عربی بودن �باقر� در ساختار �باقرقره� و ادعای طرف مقابل مبنی بر ...
خانم عزیز بنده هوش مصنوعی نه قبول دارم چیز ازش می فرستم در این برنامه من خیلی سن بالا هست من استاد دانشگاه هستم
خانم عزیز بنده هوش مصنوعی نه قبول دارم چیز ازش می فرستم در این برنامه
در جواب آقای حسین دوست عزیز، تحلیلی که ارائه دادی از ریشه شناسی تطبیقیِ پیشوند "فرـ" در فارسی با "pre/pro" در زبان های اروپایی، دقیق، علمی و کاملاً ...
خع. [ خ َع ع ] ( ع مص ) آواز کردن یوز از حلق چون تا سه برافتد آن را از دویدن. ( از منتهی الارب ) ( ازتاج العروس ) ( از لسان العرب ) . یقال : خع الفهد ...
خروف. [ خ َ ] ( ع اِ ) بره نر. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ) ( از اقرب الموارد ) . ذَکَر از اولاد ضأن. ( یادداشت بخط مؤلف ) : ...
خرقاء. [ خ َ ] ( ع ص ) مؤنث اَخْرَق. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ) . || زن گول. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان ال ...
( خروبة ) خروبة. [ خ َرْ رو ب َ ] ( ع اِ ) واحد خَرّوب است. رجوع به خروب شود. خروبة. [ خ َرْ رو ب َ ] ( اِخ ) نام حصنی است در سواحل شام و مشرف بر عک ...
خروب. [ خ َرْ رو ] ( ع اِ ) خرنوب. ( از ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ) . رجوع به �خرنوب � شود. || نام گیاهی است ک ...
خروج. [ خ ُ ] ( ع مص ) بیرون شدن. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( لسان العرب ) ( از اقرب الموارد ) . مقابل داخل شدن. مقابل ولوج. بیرون رفتن. ( یا ...
( خرقة ) خرقة. [ خ َ ق َ ] ( ع مص ) گذرانیدن تیر از شکار. || ریزه کاری کردن در انداختن تیر. || به آهستگی تیر انداختن. ( از تاج العروس ) ( از لسان الع ...
خرق. [ خ َ ] ( ع اِ ) بیابان بی آب و گیاه. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ) ( از اقرب الموارد ) . ج ، خُروق : چون بجیرفت و حدود گر ...
خرعب. [ خ َ ع َ ] ( ع اِ ) شاخ یک ساله درخت و شاخ تر و دراز و نازک و نورسته. || ( ص ) زن جوان نیکواندام و نرم. || زن سپید نرم و تناور و پرگوشت و باری ...
( خرعوبة ) خرعوبة. [ خ ُ ب َ ] ( ع ص ، اِ ) خرعوب. رجوع به خرعوب شود. منبع. لغت نامه دهخدا
خرع. [ خ َ ] ( ع مص ) شکافتن. ( از تاج المصادر بیهقی ) . خراعه . رجوع به خراعة شود. خرع. [ خ َ رَ ] ( ع اِ ) داغی در گوش گوسپند که دو خط بدرازا در گ ...
خرعوب. [ خ ُ ] ( ع ص ، اِ ) خرعوبة. ناقه دراز و کلان بسیارشیر. || شاخه یکساله درخت. || شاخه تر و تازه و دراز و نازک و نورسته. فرعوبة. || زن جوان نیکو ...
حرف های و پژوهش کارشناس ارشد مجتبی شمهیری� تاریخ و فلسفه� کارشناس ارشد تاریخ ایران باستان از دانشگاه تهران�
طی سال های ۱۳۸۶ تا ۱۳۸۸ در دانشگاه شهرکرد پژوهشی توسط سورنا فیروزی بر روی نمونه های استخوانی و دندانی از هفت تپه، چغامیش، دزفول و شوش و گورهای باستان ...
حرف های و پژوهش کارشناس ارشد مجتبی شمهیری� تاریخ و فلسفه� کارشناس ارشد تاریخ ایران باستان از دانشگاه تهران�
طی سال های ۱۳۸۶ تا ۱۳۸۸ در دانشگاه شهرکرد پژوهشی توسط سورنا فیروزی بر روی نمونه های استخوانی و دندانی از هفت تپه، چغامیش، دزفول و شوش و گورهای باستان ...
( عالیة ) عالیة. [ ی َ ] ( ع ص ) مؤنث عالی. ( اقرب الموارد ) . || ( اِ ) نوک سرنیزه یا سر آن یا نصفش که متصل به سنان است. ( المنجد ) ( مهذب الاسماء ...
عال. [ عال ل ] ( ع ص ) رجل ٌ عال ؛ آنکه شتران او دوباره آب خورده باشند. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) . منبع. لغت نامه دهخدا