عفریته
/~efrite/
مترادف عفریته: ابلیس، شیطان، عفریت، غول
متضاد عفریته: فرشته، ملک
معنی انگلیسی:
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
( اسم ) مونث عفریت .
فرهنگ معین
فرهنگ عمید
مترادف ها
عفریته
عفریته
عفریته، ساحره، زن جادوگر، پیرهزن
عفریته، الهه سحر و جادو و عالم اسفل
عفریته، حصار، عجوزه، باطلاق، ساحره
عفریته، عجوزه، پیرزن، زن اخمو و پرحرف، مادر بزرگ
عفریته، عجوزه، ساحره، زن لجاره
عفریته، پیرزن، فاحشه از کار افتاده، زن شریر
عفریته، پیرزن، زن، زن مسن، کاملهزن
عفریته، ادم بد دهان، زن غرولندو
پیشنهاد کاربران
عفریته، پیرزن، فاحشه از کار افتاده، زن شریر
واژه ( ئافرەت, āfrat ) در زبان کوردی از نظر ساختار مورفولوژی و لکسیکولوژی واژه ( عفریت، عفریتە، afrīt, afrīta ) کاملا از هم جدا هستند، زبان کوردی از خانواده زبانهای ایران و زبان عربی از خانواده زبانهای
... [مشاهده متن کامل]
... [مشاهده متن کامل]
افرواسیک، وجود وامواژه ای در این دو زبان، چیز از هم جدایی نیستند و این ماهیت و قدرت فرامرزی هر زبانیست کە در فرایند واژه گرفتن قرار بگیرد، واژه ( ئافرەت ) در زبان کوردی با در نظر گرفتن فرایند همگون سازی ( asiimilation ) زبانی فون ترکیبی همخوان و واکه ای ( ئـا، ā ) با فون همخوان ( عە، a ) تبدیل شدە این فرایند در واژه عربی ( عورة، aurat ) صورت گرفته و شکل ( ئاورەت، āwrat ) درآمده، یکی دیگر از تبدیلهای اصلی واج آوای دیگر تبدیل واج ( w ) در ساختار فونولوژیکی کورمانجی هستش کە واج ( w ) تبدیل به واج ( v ) میشە و بخاطر نزدیکی ساختار فونتیکی واج ( v ) با ( f ) در زبان کوردی این واژه از شیوە ( ئاورەت، āwrat ) بە شکل ( ئاڤرەت، āvrat ) و شیوه تبدیل شدە واج ( v ) با ( f ) در واژه ( ئافرەت، āfrat ) ، واژه دیگر نیز واژه ( امراة amrāt ) هستش بە همان معنا لغوی "زن"، باز در ساختار فونوتیکی زبان کوردی، تبدیل واج ( m ) به ( w ) بسیار دیده میشه، از این رو واژه ( امراةamrāt ) بە شکل ( اوراةـawrat ) باز تبدیل واج لبی ( w ) با ( v ) و تبدیل واج ( v ) بە ( f ) در گونه کورمانجی و شکل ( اڤراة avrāt ) و ( افراة afrāt ) بعد تبدیل واکه بلند ( ā ) با واکه کوتاه ( a ) در زبان کوردی نیز یکی از همگون سازیهای بسیار متعدد هستش و شکل ( افراة afrāt ) به شکل کوردین ( ئافرەت āfrat ) ، در اصل واژه ( ئافرەت ) زبان کردی در جا و شان بسیار مقدس و محترمانه برای زنان بکار گرفتە میشود نه برای بی حرمتی یا کم ارزشی زن، واژه ( ئافرەت ) در زبان کوردی با همان شان و جوهر انسانی و ماهیت بزرگی و تقدسی زن در راس یک پیش آهنگ زندگی مورد استفاده قرار میگیرد.
عفریته ؛
فرد کننده ، جدایی انداز ، جدا کننده
فرد کننده ، جدایی انداز ، جدا کننده
عفریت یک نوعی اجنه در فولکلور عرب هست که به پلیدی و شرارت شناخته بوده و عفریته مؤمث آن است. عفریته از دیرباز در فارسی و زبان ها و گویش های مجاور به عنوان یک ناسزا به زنان شرور و بدجنس و بدطینت روا داشته می شده و می شود.
یک عدد فوش ناموسی محسوب می شود
( عفریتة ) عفریتة. [ ع ِ ت َ ] ( ع ص ، اِ ) مؤنث عفریت. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) . رجوع به عفریت شود.
منبع. لغت نامه دهخدا
منبع. لغت نامه دهخدا
منبع. عکس فرهنگ ریشه واژگان فارسی دکتر علی نورایی








همون مودبانه جنده خودمون
عفریته همان عفریت است.
و درجای آن بهی است واژه
اهریمن
باشد.
تازیان واژه ها را نیز زنانه مردانه کرده اند و با ت یا ة یا ه همان مینا را برای زنانه به کار میبرند.
در پارسی چنین نیست و اهریمن نه زن است نه مرد و واژه ی اهریمنه یا چنین چیزی نداریم.
... [مشاهده متن کامل]
پس بهی است در پیشنهاد دادن، تنها یک واژه پارسی جایگزین را بنماییم نه اینکه با واژگان تازی مینایش کنیم.
و درجای آن بهی است واژه
اهریمن
باشد.
تازیان واژه ها را نیز زنانه مردانه کرده اند و با ت یا ة یا ه همان مینا را برای زنانه به کار میبرند.
در پارسی چنین نیست و اهریمن نه زن است نه مرد و واژه ی اهریمنه یا چنین چیزی نداریم.
... [مشاهده متن کامل]
پس بهی است در پیشنهاد دادن، تنها یک واژه پارسی جایگزین را بنماییم نه اینکه با واژگان تازی مینایش کنیم.
واژه ی "عفریته " همان واژه ی " آفریده ی " فارسی می باشد که پس از سیر در زبان های غیر ایرانی با تغییر لهجه و معنی دوباره به زبان فارسی بازگشته است .
عفریته ـ جادوگر ـ زن بد خلق ـ پیرزن
فرد زشت کار
فردی ک مرتکب جرم گناه کارانه ای شده
فردی ک مرتکب جرم گناه کارانه ای شده
عجوزه نفسانی
من به دوستم گفتم عفریته فرنگی اما اون یه دعوایی بامن کرد که نگو حالا من باید چه بکنم
دیو ماده ای که خود را به شکل زن در می آورد و با مردان همبستر می شود و در انتها آنها را می خورد
حقه باز - فریب دهنده - مکار و زیرک
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٨)