باعج. [ ع ِ ] ( ع ص ) شکافنده با کارد و غیر آن از مصدر بَعج. ( از اقرب الموارد ). - ابن باعج ؛ نام مردی است. راعی گوید : کان بقایا الجیش جیش ابن باعج اطاف بر کن من عمایة فاخز.
( از تاج العروس ).
پیشنهاد کاربران
باعج. [ ع ِ ] ( ع ص ) شکافنده با کارد و غیر آن از مصدر بَعج. ( از اقرب الموارد ) . - ابن باعج ؛ نام مردی است. راعی گوید : کان بقایا الجیش جیش ابن باعج اطاف بر کن من عمایة فاخز. ( از تاج العروس ) . منبع. لغت نامه دهخدا