دعبل
/de~bel/
فرهنگ اسم ها
معنی: ماده شتر نیرومند، نام یکی از شاعران شیعه، ( اَعلام ) دِعبل خزاعی [، قمری] شاعر شیعی عرب، که شعرهایی در مدح امام رضا ( ع ) و در هجو هارون، مأمون و متوکل دارد، آرامگاهش در شوش است
برچسب ها: اسم، اسم با د، اسم پسر، اسم عربی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
بیضه غوک .
پیشنهاد کاربران
دعبل. [ دِ ب ِ ] ( ع اِ ) بیضه غوک. || ناقه توانا. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) . || شارف و شتر مسن و سالخورده. ( از اقرب الموارد ) . شتر بلند. || دزد. ( منتهی الارب ) .
منبع. لغت نامه دهخدا
منبع. لغت نامه دهخدا