پیشنهادهای علیرضا ایرانی نیا (٧,٦١٦)
اورانیوم
به طرف بالا کج کردن.
بطرف بالا پرتاب کردن، حرکت بطرف بالا ( بافشار ) .
کلود بونوال Claude Bonneval از سال ۱۶۷۵ تا ۱۷۴۷ میلادی، یکی از چهره های مرموز یهودی فرانسوی که در سالهای سلطنت محمود اوّل در سیاست عثمانی نقش مؤثر ای ...
شهر آدَنا Adana شهر و ولایتی در جنوب آناتولی است مشرف بر خلیج اسکندرون و دریای مدیترانه.
پرتاب به بالا، به طرف بالا انداختن، تحول شدید.
اهل شمال استان.
واژگون کننده، مختل کننده.
طغیان کننده، بالا رونده.
بلند کردن، بالا بردن.
کران بالا.
بالا برنده، متعالی کننده.
ساختن، بنا کردن.
با درود فراوان بر شما ilax011 جان عزیز و تشکر فراوان. و بی نهایت سپاسگزارم از لطف شما علی عزیزم و تذکر این نکته، چون این یادآوری خوب شما اینجا یادگ ...
قنداقی و بچه قنداقی وقتی به کسی نسبت داده میشود، یعنی خیلی کوچکی و هر دو اهانت آمیز و تحقیر کننده است، قنداق احتمالا از ریشه ترکی است که پوشش کودکان ...
وا پیچیدن، وا کردن ( نخ ) ، باز کردن.
از پیچیدگی درآوردن، بیرون آوردن، گره گشودن، وابافتن، واچیدن.
( unwarranted ) غیرقابل ضمنانت، توجیه نکردنی، بی جا
گنگ، ناگویا، غیرمصطلح، بدون موسیقی، بدون نوسان صدا.
محروم از صدا کردن، بدون صدا ادا کردن، بی صدا شدن.
بدون ارج، بی پاداش، بی ارزش.
زمان بلا استفاده.
رمز بلا استفاده.
از هم باز کردن، گشودن.
از بند آزاد کردن.
بی ترتیب کردن، فاقد هم آهنگی کردن.
ناآموخته، ساده، زود باور.
به عقب گام برداشتن، برگشتن، بازگشتن.
بدون عنوان، بی نام، بی نشان، بدون سرآغاز.
بی چادر، بی لباس، برهنه.
نخ بیرون آوردن از ( مثلا از سوزن ) .
از قنداق باز کردن، از بند رهانیدن.
مطالعه نشده.
بی زیرنویس.
نخ چیزی را کشیدن ( مثل تسبیح و غیره ) ، نخ یا بند چیزی را سست کردن، شل کردن، آزاد کردن.
از بند یا تسمه رها کردن.
بی فنر، بدون فنر، با فنر، مجهز نشده.
بی لکه، لکه دار نشده، بدون آلودگی، ننگین نشده.
( unskilled ) خام دست، غیر متخصص، بی تجربه، بی مهارت
بی نعل، نعل نشده، نعل نخورده، بی پاپوش.
دیده نشده، ندیده، امتحان نکرده، از دیدن محروم کردن.
( unshaped ) بی شکل، شکل نگرفته، گستاخ، وحشی
( unshapen ) بی شکل، شکل نگرفته، گستاخ، وحشی
از خواص جنسی محروم کردن.
دوخت خیاطی را شکافتن، کوک چیزی را شکافتن.
بدون درز کردن، چاک دادن.
غیر قابل کشف، جستجو نکردنی، کاوش ناپذیر.
مهر چیزی را گشودن، مهر چیزی را شکستن.
( unsaturated ) ترکیب اشباع نشده، سیرنشده، اشباع نشده
پس انداز نشده، محفوظ نشده، نجات نیافته.