پیشنهادهای علیرضا ایرانی نیا (٧,٦١٦)
بانو شاعره مخفی/ زیب النساء بیگم دلا طواف دلی کن که کعبه مخفی است که آن خلیل بنا کرد و این خدا خود ساخت دختر اورنگ زیب، پادشاه هندوستان و مادرش دل ...
بانو شاعره مریم فراهانی در جلد سوم خیرات حسان وی را دختر میرزا ابوالقاسم قائم مقام فراهانی صدر اعظم عالیقدر شهید ایران معرفی کرده. مادرش همشیره میرز ...
بانو شاعره مخدومه یزدی این شاعره که شرح حال وی را هنوز نیافته ام، نمونه شعری از وی آوردم، که در کتاب بهترین اشعار ذکر شده که این چهارپاره اثر و سرود ...
بانو شاعره ماه لقا/ چندی صاحب تذکرة الخواتین که خود هندی و راجع به ذکر احوال شعرای هندی علاقه و دقت به خرج داده، نام ماه لقا را چندی ضبط کرده و میگو ...
کلود بونوال Claude Bonneval از سال ۱۶۷۵ تا ۱۷۴۷ میلادی، یکی از چهره های مرموز یهودی فرانسوی که در سالهای سلطنت محمود اوّل در سیاست عثمانی نقش مؤثر ای ...
( طب ) دارای پای کمانی، پرانتزی، کجی پا.
نیام ساز، ترشح کننده یا ساکن نیام.
( vagile ) ( زیست شناسی ) جنبده، متحرک، دارای تحرک
بی اجر، بی مزد.
( vagarious ) خیالی، وهمی، از روی هوی و هوس، واهی
( vagariously ) خیالی، وهمی، از روی هوی و هوس، واهی
ولگرد، دربدر، ولگرد وار.
( vagabondage ) ولگردی، دربدری، بی خانمانی
وابسته به آب یا سایر محلول های موجود درقشر زمین.
تولید خلاء کردن.
تشکیل حفره، ایجاد حفره.
( vacuolar ) حفره ای، حفره دار، حفره مانند
لامپ خلاء
( vacuolate ) حفره ای، حفره دار، حفره مانند
نوسانی، جنبان، مردد، مشکوک، ناپایدار، تغییر پذیر.
نوسان کننده، جنبنده، متحرک، آونگی.
( vacationer ) مرخصی رونده، گشتگر ایام تعطیلات
( vacancy ) محل خالی، پست بلا تصدی، جا.
( victory day ) روز پیروزی
از بک، ازبکی
از بک، ازبکی
از بک، ازبکی
( utopianism ) خیالبافی، تهیه طرح های غیر عملی برای اصلاحات
استفاده کننده، بکار برنده.
برنامه سودمند.
روال سودمند.
کلود بونوال Claude Bonneval از سال ۱۶۷۵ تا ۱۷۴۷ میلادی، یکی از چهره های مرموز یهودی فرانسوی که در سالهای سلطنت محمود اوّل در سیاست عثمانی نقش مؤثر ای ...
رمز اسکی آمریکائی.
نیش زدن ( باخار ) ، سوزش دادن.
ایجاد خارش وسوزش ( در اثر گزنه و غیره ) .
( urticaria ) ( طب ) خارش، سوزش، کهیر، بدن خارش
خرس مانند.
سوزش دار، خارش دار، چیزی که خارش بیاورد.
ادراری، موجود در ادرار، پیشابی.
پیشابی، شاشی، ادراری.
عادت، تمرین، ممارست، عرف، ممارست کردن، عرفی ساختن.
شهر فرهنگ، مسائل و مشکلات زندگی شهری و شهرها.
زنگوله، کوزه ای، دارای شکم بزرگ و دهانه کوچک.
آسمان شناسی، مبحث اجرام سماوی و سیارات، ستاره شناسی.
نقشه اجرام سماوی، اندازه گیری اجرام سماوی، آسمان سنجی.
وابسته به هیئت و اجرام سماوی، وابسته به آسمان شناسی.
شرح عالم، عالم شناسی، آسمان نگاری ( بخشی از علم هیئت ) .
( uranographical ) وابسته به آسمان نگاری
( uranographic ) وابسته به آسمان نگاری
چهار برابر، چهار لا، چهار برابرکردن.