پیشنهادهای علیرضا ایرانی نیا (٧,٦١٦)
سبزی وار، به شکل سبزی.
نباتی، گیاهی، بی حس.
جمع ذباله، به معنی فتیله شمع و چراغ، شعله و روشنایی.
قراول سوار، دیده ور سوار، کشتی اکتشافی کوچک.
تصویر برجسته نما.
قسمت جلو، جبهه، مقدم، پیشقراول.
طاق زن، طاق نماساز، گنبد ساز، جهش کننده.
طاقدار، گنبدار، شبیه طاق.
پیشگوئی کردن، نبوت کردن، رسالت کردن.
( vatic ) نبوتی، پیغمبری، رسالتی، از روی پیشگوئی
( vatical ) نبوتی، پیغمبری، رسالتی، از روی پیشگوئی
( vastitude ، vastness ) پهناوری، وسعت، عظمت، بزرگی
بندگی، رعیتی، تبعیت، وابستگی، بیعت، تیول.
اتساع عروق، گشاد سازی عروق.
آوندی، آوندوار.
بافت آوندی، بافت هادی.
( varmint ) انسان یا حیوان مزاحم، شخص، یارو
طبقه نوکر باب، نوکران و خدمتکاران، توده.
دارای اندازه های مختلف.
( درمورد کتاب ) ناشی از چند منبع، متنوع.
( variola ) ( طب ) آبله، آبله گاوی، آبله دار، مجدر
متلون، متغیر، تغییر پذیر، دمدمی مزاج.
متنوع کننده.
( طب ) آبله مرغان، آبله مرغانی.
بله سپاسگزارم uradruple شکل کامل و صحیحش Quadruple هست به معنی چهار گانه، چهار تائی، چهار برابر، هست و اگر با واژه ای مرکب شود مثلاً در کنار آدرس، آد ...
متغیر، تغییرپذیر، قابل تغییر.
نماد متغیر.
با ممیز متغیر.
با درازای متغیر.
پارامتر متغیر.
با قالب متغیر.
نشانی متغیر.
بخاروار، بخار مانند، شبیه بخار، بخارآلود.
بخارشدنی، قابل تبخیر.
بخارزا، بخارشو.
بخاردار، بخارزا.
پیشرو ( vanguard ) ، واقع درجلو، پیشی.
شکست پذیر، پیروز شدنی، غلبه کردنی.
وانیلین
وانیل دار.
دریچه کوچک، دریچه دار، دریچه وار.
دریچه دار، سوپاپ دار.
در، دریچه، سوپاپ، سرپوش، به شکل دریچه یا سوپاپ.
ارزش ارزی پول.
اثر ارزشی.
ارزیاب.
بطور با ارزش.
برج و بارو، استحکامات، خندق، دیوار خاکی، برج و باروسازی.
مقابله اعتبار، بررسی اعتبار.
بانو شاعره مستوره زند از زنان فتحعلیشاه و منسوب به خاندان زندیه است، محمود میرزا صاحب تذکره نقل مجلس مینویسد: شاه قلی میرزا از بطن اوست و گاه گاه شعر ...