پیشنهادهای علیرضا ایرانی نیا (٧,٦١٦)
بدگو، فحاش، بهتان زن.
بیستمین، بیست قسمت شده، بیست گانه، بیست تائی.
مورد نظر قرار نگرفته، بی منظره، بی قصد.
بیوگی، حالت زن بیوه.
خواربار رسان، سورسات چی، کشتی حامل خواربار.
( V day ) روز پیروزی
سبک نویسندگی و شعر و طرز تفکر زمان ملکه ویکتوریا.
ویکتوریا ( ملکه انگلستان ) ، اسم خاص مونث.
متغیر، تحول پذیر، دگرگون، پر فراز و نشیب.
خلیفه گی، نیابت.
( vicarate ) قلمرو خلافت، حوزه تحت نظر خلیفه ی اعظم.
خلیفه ای، وابسته به خلیفه، قائم مقامی.
( vicariate ) قلمرو خلافت، حوزه تحت نظر خلیفه ی اعظم
( vibrograph ) نوسان نگار، نوسان سنج
( vibrometer ) نوسان نگار، نوسان سنج
( vibrative ) ارتعاشی، اهتزازی، در اهتزاز، باعث ارتعاش
( vibratory ) ارتعاشی، اهتزازی، در اهتزاز، باعث ارتعاش
قابل لرزش و ارتعاش، جنبنده، قابل اهتزاز، مرتعش، مواج، لرزنده.
( vibrational ، vibration ) اهتزاز، ارتعاش، لرزه، نوسان، جنبش، تردید، ( . adj and. n ) قابلیت ارتعاش
درفش، پرچم نصب شده در میدان، پرچم، بیرق، نشان.
پرچمدار، درفشی.
رای مخالف دهنده.
خلماش چمنی.
جامه، پوشاک، پوشاندن، لباس رسمی پوشیدن.
جلیقه مانند.
محل کندن جامه، رخت کن، اتاق رخت کن.
راهبه، پاکدامن، روستائی، وابسته به الهه کانون خانواده ( وستا ) .
جیبی، مخصوص، جیب جلیقه.
لانه زنبور، اجتماع زنبوران، دسته ای زنبور.
زنبور درشت و سرخ، زنبور گاوی.
( vespertinal ) شامگاهی، شب بازشو، پروازکننده درشب، شب پره، مربوط به شب، شبانه، عشائی
( vespertine ) شامگاهی، شب بازشو، پروازکننده درشب، شب پره، مربوط به شب، شبانه، عشائی
خفاشی، شامگاهی، وابسته به شبکور.
غروبی، مغربی، شامگاهی، نماز مغرب.
تشکیل کیسه یا تاول.
زنبوری، وابسته به زنبور.
( vesicant ) مولد التهاب و ترشح، تب خال آور، تاول زا.
تاول دار کردن، تاول زدن، تب خال زدن.
کیسه، آبدان، مثانه.
( virtu ) ذوق، عشق و هنر، اثر هنری، فضیلت
قارچ ناقص آفت گیاهی.
آرایش حلقوی.
عمودیت، راستی، قائمی، حالت عمودی.
اتحادیه صنعتی.
مهره بندی، فقره بندی، تشکیل ستون فقرات.
مربوط به شعر و نظم، مربوط به آیات، شعری، آیتی.
قطعه کوچک، شعر کوچک، بیت کوچک.
رنگارنگ، همه رنگ، به رنگهای گوناگون.
اشعار سبک و نغز و طعنه آمیز، ترانه های ملی.
( verrucous ) زگیل، برآمده، دارای زگیل، پوشیده از گندمه