پیشنهاد‌های حسین کتابدار (٢٨,٥٣٨)

بازدید
٢٣,٥٤١
تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

در برخی موارد، green به صورت غیررسمی و عامیانه برای اشاره به کسی به کار می رود که در زمینه جنسی بی تجربه یا باکره است. این کاربرد معمولاً در زبان محا ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

This term refers to someone who has not yet had sexual intercourse or any other sexual experiences. It can also be used metaphorically to describe so ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔹 خراب کاری کردن با سوتی بزرگ / اشتباه احمقانه و فاجعه بار / ناشیانه عمل کردن 🔹 مثال ها: He blundered up the whole presentation by forgetting his ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 تعریف ها: ( فعل – عامیانه ) : Botch up به معنی خراب کردن، بد انجام دادن یا ناقص انجام دادن کاری است. وقتی کسی کاری را botch up می کند، یعنی آن ک ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

✍️ ( عامیانه – اشتباه کردن یا خراب کردن ) : عبارت fudge up به معنی اشتباه کردن، خراب کردن یا به هم ریختن کاری است. وقتی کسی fudge up می کند یعنی کار ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔹 لرزش مختصر و ناگهانی / تلو تلو خوردن / اشتباه لحظه ای ( در حالت اسمی: توپک پارچه ای / پرز لباس ) 🔹 مثال ها: He bobbled the ball and missed the ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔹 لغزش کردن / اشتباه کردن ناگهانی / گیر افتادن در اشتباه / زمین خوردن ( به صورت استعاری ) 🔸 تعریف ها: ( معنای عمومی ) : این اصطلاح زمانی استفاده ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔄 از کسی مشورت گرفتن / از کسی راهنمایی خواستن 🔹 مثال ها: Can I pick your brains about this project? می تونم درباره این پروژه ازت مشورت بگیرم؟ She ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

مثال ها: Money is a common bone of contention in many marriages. پول در بسیاری از ازدواج ها یک موضوع اختلاف رایج است. The new policy became a bon ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

1 - ( تاریخی و اصلی – آمریکا اوایل قرن بیستم ) : Muckraker به گروهی از روزنامه نگاران و نویسندگان اصلاح طلب گفته می شود که در دوره ی پیش از جنگ جهانی ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( عامیانه – انگلیسی ) : 1 - به شخصی گفته می شود که بیش از حد حساس، وسواسی، یا نگران جزئیات بی اهمیت است. این فرد معمولاً به خاطر دقت و حساسیت زیادش ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔹 غم زده / افسرده حال / بی حوصله و دل مرده / کسی که دائم غصه می خوره 🔹 مثال ها: Don’t be such a moper—come out and have fun! این قدر غصه نخور—بیا ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔹 عزیزم خوشگل / عروسکی نازنین / صورت عروسکی / خانم دل ربا / دختر ناز 🔹 مثال ها: “You sure are pretty, dollface. ” �واقعاً خوشگلی، عروسکی نازم. � ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

🔹 دختر جذاب ( لقب عامیانه ) / زن دل ربا / موضوع میل جنسی / دنبال دختر بودن ( در کاربرد فعلی ) 🔹 مثال ها: He spent the whole night trying to get s ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔹 سکه ده سنتی / پول ناچیز / پاس دقیق در بسکتبال یا فوتبال / زن بسیار جذاب - ( عامیانه خیابانی – مواد مخدر ) : در برخی زمینه ها، dime به بسته ای از ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔹 زن زیبا و درشت اندام / زن پلاس سایز جذاب / خانم خوش اندام و پرجسم / زن تپل و دل ربا 🔹 مثال ها: BBW fashion brands are redefining beauty standard ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔹 واقعاً؟! / جدی می گی؟! / نه بابا! / نگو دیگه! / بعله دیگه! ( در حالت طعنه آمیز ) 🔹 مثال ها: “He’s dating the boss’s daughter. ” → “You don’t sa ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔹 شوخی نمی کنم! / جدی می گم! / دارم راستشو می گم! / سر به سر نمی ذارم! 🔹 مثال ها: No pulling your leg—I really got the job! شوخی نمی کنم—واقعاً او ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔹 شستن و پاک کردن / لغو شدن به خاطر باران / از دور خارج شدن / رد شدن از دوره یا آزمون / فرسایش یا تخریب توسط آب 🔹 مثال ها: I hope this stain will ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔹 از پا افتاده ام! / خسته و کوفته ام! / نای حرکت ندارم! / تا مرز غش کردن! 🔹 مثال ها: After hiking all day, we were ready to drop. بعد از یه روز کا ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔹 از پا انداختن / خسته و کوفته کردن / بی رمق کردن / خسته شدن شدید 🔹 مثال ها: That hike really tuckered me out. اون پیاده روی واقعاً خستم کرد. She ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔹 مثال ها: I totally fagged out after running errands all day. بعد از کل روز خرید رفتن، کاملاً از پا افتادم. Chasing the kids around the park rea ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

👈 مست و پاتیل! / تلوتلوخوران! / سه تا بادبان در باد! / کاملاً از کنترل خارج شده! 🔹 مثال ها: She stumbled into the room, clearly three sheets to th ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

🔹 بی دردسر! / بدون حاشیه! / آروم و بی تنش! / بدون دعوا و جنجال! 🔹 مثال ها: She told her friends she wanted a no - drama birthday party. به دوستاش ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔹 پای کارم! / موافقم! / حاضرم انجامش بدم! / باهاشم! 🔹 مثال ها: I’m totally down for it—count me in! کاملاً باهاشم—رو من حساب کن! She said she’s d ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

احساسات، تلاش یا حرف هایش را بدون سانسور یا محدودیت بیان می کنه با تمام توان و انرژی وارد عمل می شه از چیزی نمی ترسه یا عقب نشینی نمی کنه 🔹 مثال ه ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔹 پول تاخورده / اسکناس / پول نقد کاغذی 🔹 مثال ها: He laid down some serious folding stuff for that new car. برای اون ماشین جدید کلی اسکناس خرج کر ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

🔹شِکِل ( واحد پول اسرائیل ) / سکه نقره ی باستانی / پول نقد / ثروت / درآمد 🔹 مثال ها: She’s saving up her shekels for a trip to Europe. داره پولاشو ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔹 هزار پوند / کیسه شن / لقب طنز برای سینه زنانه ( در فیلم ) / حرکت بی اثر یا ناآگاهانه 🔹 مثال ها: He asked for a bag of sand to settle the debt. ب ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔹 پول نقد ( لقب غیررسمی ) / بوسه ی محکم و بلند / اسکناس / دلار / پوند / ماچ آبدار! 🔹 مثال ها: He won 500 smackers at the poker table. سر میز پوکر ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔹 پول برد شرط بندی / سود حاصل از قمار / پول نقد ( لقب غیررسمی ) / درآمد حاصل از برد 🔹 مثال ها: She made some decent scratchings at the dog track l ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 تعریف ها: 1 - ( اسم – کارخانه سکه سازی ) : مکانی که در آن سکه های فلزی تولید و ضرب می شوند. مثلاً: The Royal Mint ( سکه سازی سلطنتی در بریتانیا ) ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔹 پول / ثروت / مال / درآمد ( معمولاً با بار منفی طمع یا فساد ) اغلب در متون ادبی و انتقادی به کار می رود تا به طمع، حرص یا کسب درآمد ناپاک یا غیر ا ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔹 ثروت نامشروع / مال حرام / دزدی یا غنیمت / پول بادآورده 🔹 مثال ها: He amassed great pelf through dishonest dealings. او ثروت زیادی از طریق معامل ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بی خانمان / آدم ولگرد / کسی که در خیابان یا پناهگاه های ارزان می خوابد 🔹 مثال ها: He’s just a dosser who sleeps in cheap hostels and avoids work. ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 تعریف کاربردی: 1 - ( شیمی و صنعت ) : مایعی که از طریق تقطیر به دست میاد؛ یعنی بخار حاصل از جوشاندن ماده ای جمع آوری و تبدیل به مایع خالص می شه. ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 تعریف کاربردی: در زبان غیررسمی، به ویژه در زمینه ی نوشیدنی ها: Hard Stuff به نوشیدنی های الکلی با درصد بالا اطلاق می شه معمولاً شامل ویسکی، ودکا ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

🔸 تعریف ها بر اساس نقش دستوری: 1 - ( اسم – نوشیدنی ) : یک نوشیدنی الکلی، به ویژه در گفت وگوهای غیررسمی یا طنزآمیز. مثال: Her favorite tipple is a ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 تعریف ها: 1 - ( نوشیدنی – رایج ) : وقتی نوشیدنی الکلی، به ویژه ویسکی یا بوربِن، بدون آب و فقط با یخ سرو می شه. مثال: I’ll have a Scotch on the r ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 تعریف ها بر اساس کاربرد: 1 - ( نوشیدنی – رایج ) : نوعی ویسکی آمریکایی که حداقل ۵۱٪ از ذرت تهیه می شه و در بشکه های چوب بلوط سوخته نگهداری می شه. ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

**اسکاتچ** معمولاً به **ویسکی اسکاتلندی** اشاره دارد، نوعی ویسکی که در کشور اسکاتلند تولید می شود و قوانین سخت گیرانه ای برای تولید آن وجود دارد. - ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در فضای غیررسمی، به ویژه در میان طرفداران ویسکی، brown water به عنوان لقب شوخ طبعانه برای نوشیدنی های الکلی تیره رنگ مثل ویسکی، براندی یا رام استفاده ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔹 حبس عاشقانه / قفل احساسی / عشق در بند / عاشقانه ی محدودشده 🔸 تعریف ها: ( استعاری – احساسی ) : حالتی که فرد درگیر احساسات شدید عاشقانه شده ولی به ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

اصطلاح L - Bomb مخفف و استعاره ای از "Love Bomb" یا گفتن ناگهانی "I love you" به کسیه—به ویژه وقتی طرف مقابل آمادگی شنیدنش رو نداره یا رابطه هنوز در ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ILYSM مخفف عبارت "I Love You So Much" هست و برای بیان عشق و علاقه ی شدید به کسی استفاده می شه. این اصطلاح معمولاً در پیام های عاشقانه، دوستانه یا خان ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔹 دل دادگی بی ثمر / غرق خیال کسی شدن / با حسرت به کسی فکر کردن / عاشقانه در فکر کسی بودن 🔹 مثال ها: She’s been mooning over that actor for weeks. ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

### تعریف و ویژگی ها **جلابه** ( Djellaba یا Jillaba ) یک پوشاک سنتی و بلند با آستین های گشاد و کلاه نوک تیز است که هم مردان و هم زنان در مناطق مغرب ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

**کیمونو** یک پوشاک سنتی ژاپنی است که تاریخچه ای بسیار طولانی و غنی دارد و طی قرون متمادی تکامل یافته است. ### تاریخچه کیمونو - نخستین شکل های لبا ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 تعریف ها: 1 - ( طراحی داخلی – رایج ) : پارچه هایی که به صورت آویزان و چین دار برای تزئین فضا استفاده می شن؛ مثل پرده های سنگین، رومیزی های آویزان ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔹پز دادن / خودنمایی کردن / شیک و پرزرق وبرق / فخر فروشی / استایل لوکس 🔹 مثال ها: He was swanking about in his new sports car. داشت با ماشین اسپرت ...