پیشنهاد‌های حسین کتابدار (٢٨,٥٣٨)

بازدید
٢٣,٥٤١
تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔹 زیرآب کسی رو زدن / پشت پارو زدن / بدجور ضرر زدن به کسی / نامردی کردن 🔹 مثال ها: He really screwed me over on that deal. توی اون معامله واقعاً زی ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فنتِرِمین دارویی است محرک سیستم عصبی مرکزی که به صورت کوتاه مدت برای کاهش وزن در افراد مبتلا به چاقی یا اضافه وزن تجویز می شود. این دارو اشتها را کاه ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پنتالین یا پروپانتلین بروماید دارویی از دسته آنتی کولینرژیک ها ( آنتی موسکارینی ها ) است که به منظور کاهش اسپاسم عضلات صاف دستگاه گوارش استفاده می شو ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔹 همه چیز درست می شه / همه چیز روبه راه می شه / آخرش درست درمیاد ( فلسفی – روان شناسی مثبت ) : بیانی از اعتماد به فرایند زندگی و پذیرش اینکه با گذش ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔹 دلگرمی های لطیف / حس خوب نرم و گرم / نوازش احساسی ( روان شناسی مثبت ) : به عنوان تجربه ای از حمایت عاطفی و اتصال انسانی شناخته می شه—نقطه ی مقابل ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

آرام گرفتن / ریلاکسی شدن / خفه کردن هیجانات / رها شدن از استرس ( روانشناسی و سبک زندگی ) : به فرآیندی اشاره دارد که طی آن فرد تنش ها، اضطراب ها و هی ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مثال؛ Don’t worry about the project, all is well. نگران پروژه نباش، همه چیز خوب است. After hearing the news, I was relieved to know all is well wi ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

یک عبارت رایج انگلیسی است که به معنی **تکیه کردن بر کسی برای حمایت، کمک یا آرامش** است. این اصطلاح هم در مکالمات روزمره و هم در ادبیات و موسیقی به کا ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

**استراحت کردن، نشستن یا آرام گرفتن پس از یک دوره فعالیت یا فشار**. وقتی کسی می گوید take a load off، معمولاً دعوت می کند که بنشین و راحت باش یا کمی ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

عبارت **cough up** به معنای **دادن یا پرداخت کردن، به خصوص وقتی که به سختی یا ناخواسته انجام شود** به کار می رود. معمولاً درباره پول یا اطلاعات صحبت ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

**Iron Paradise** نامی است که برای مجموعه های مختلفی از باشگاه ها و مراکز ورزشی به کار می رود که معمولاً فضاهایی تخصصی برای تمرینات قدرتی و تناسب اند ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

**Up - skill** به معنی **افزایش مهارت ها یا توانمندی های حرفه ای یا فنی یک فرد** است. یعنی یادگیری مهارت های جدید یا ارتقای مهارت های فعلی برای بهبود ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

تعاریف کلیدی: دوره آموزشی کوتاه مدت برای مرور و تثبیت موضوعات قبلی ( refresher course ) . چیزی که یادآوری می کند یا حافظه را تقویت می کند. همچنین ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

- **ظاهر و ویژگی های صورت یک فرد، به خصوص هنگامی که به عنوان نشانه ای از شخصیت یا خصوصیات درونی او در نظر گرفته شود. ** - **هنر یا سنت قضاوت درباره ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

🔹 کاربردها: 1 - زیست شناسی: مطالعه شکل، ساختار و فرم اندام ها، ارگان ها و موجودات زنده است. مثلاً: فرم برگ ها، بدن جانوران، ساختار سلول ها. در زیس ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔹 مثال ها: The curvature of the road makes it difficult to drive fast. انحنای جاده رانندگی سریع را دشوار می کند. Circles have constant curvature ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

مثال ها: He has a muscular physique. She didn't have the physique to be a dancer. An athletic physique is typically well - developed and proport ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

**Symmetry** به معنای **تقارن** است؛ یعنی **توازن، هماهنگی یا برابری اجزا به گونه ای که یک شکل، الگو یا ساختار در دو طرف یک خط یا نقطه مرکز، یکسان یا ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

**Deca** یک پیشوند عددی است که به معنای **ده ( 10 ) ** است و از ریشه یونانی δέκα ( d�ka ) گرفته شده است. در سامانه ی بین المللی یکاها ( SI ) ، **de ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

گاهی در مکالمات غیررسمی و چت های آنلاین، به شکل کوتاه شده و دوستانه برای کلمه ی "OK" یا "Okay" استفاده می شود. مثلاً: A: "Can you do this?" B: "Kay! ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔹 مثال ها: The base is about five klicks from here. پایگاه حدود پنج کیلومتر از اینجا فاصله دارد. We hiked ten klicks into the mountains. ما ده ک ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

**رهبر یا پیشتاز یک گروه، تیم یا رقابت** . این عبارت معمولاً برای اشاره به کسی به کار می رود که در مسابقه، رقابت یا هر موقعیت جمعی دیگری در جایگاه او ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به فردی اشاره دارد که **یک مقام بلندپایه، یک فرد مهم و با نفوذ یا کسی که خود را بزرگ و تأثیرگذار جلوه می دهد**. این عبارت معمولاً به صورت طنز یا تمس ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔹 بالا بردن سطح استاندارد / ارتقاء معیارها / افزایش سطح انتظار / بالا بردن نوار موفقیت 🔹 مثال ها: The new policy lifts the bar for environmental s ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

اصطلاح **lift joint** می تواند در حوزه های مختلف مهندسی و مکانیک معانی متفاوتی داشته باشد، اما در زمینه تحلیل سازه ها و نرم افزارهای مهندسی مانند CAD ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔹 لغو محدودیت ها / برداشتن انسداد یا تعطیلی / بازگشایی رسمی / رفع ممنوعیت یا انسداد 🔹 مثال ها: Israel was urged to lift the closure on Gaza. از اس ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

**Cybercouture** * ( ترکیبی نوظهور – انگلیسی ) * واژه ی *Cybercouture* ترکیبی از دو کلمه است: - **Cyber:** مربوط به فناوری های دیجیتال، اینترنت و ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

**پزشکی مکمل** به مجموعه ای از روش ها و درمان ها گفته می شود که **در کنار پزشکی متداول و استاندارد ( پزشکی غربی ) برای بهبود سلامت و درمان بیماری ها ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔹 روغن کاری کردن / روغن مالیدن به بدن یا وسیله / آماده سازی با روغن / براق کردن برای نمایش ( کاربرد استعاری و عامیانه ) : در زبان عامیانه، oil up م ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔹 مجبور به تکیه کردن به چیزی / وابسته شدن به منابع خود / رها شدن و مجبور به اتکا به خود 🔹 مثال ها: The sudden loss of support threw her back on h ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

/debaʀdœʀ/ — دِباردور/ واژه فرانسوی 1 - تاپ بدون آستین / زیرپوش رکابی / لباس تابستانی سبک 2 - باربر بندر / کارگر اسکله / تخلیه چی کشتی 🔹 مترادف ها | ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔹 در مضیقه بودن / کمبود داشتن / بی پول بودن / در تنگنای منابع بودن 🔹 مثال ها: She’s strapped for money after the unexpected expenses. بعد از هزینه ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

مکانی است که وسایل، تجهیزات، تکنولوژی ها، نظریه ها، یا افراد برای اولین بار آزمایش، امتحان و به چالش کشیده می شوند. این مکان ها معمولاً برای سنجش عم ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

🔹 پاسخ دادن با حمله / ضربه ی متقابل زدن / واکنش تند نشان دادن / جواب دادن به انتقاد یا حمله 🔹 مثال ها: She hit back at the accusations with strong ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

🔹 در جریان بودن / مطلع ماندن / از اخبار و اطلاعات روز باخبر بودن / در حلقه ی آگاهان بودن 🔹 مثال ها: Follow us on social media to stay in the know. ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔹پیگیری کردن / دنبال چیزی رفتن / یادآوری کردن برای انجام کاری / سراغ گرفتن 🔹 مثال ها: She chased up the HR team for her contract. قراردادش رو از ت ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔹 در جریان قرار دادن / وارد گفتگو کردن / در حلقه ی ارتباطی آوردن / مطلع کردن 🔹 مثال ها: I’ll loop you in once I hear back from the client. وقتی از ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

**داشتن حضور قدرتمند و تأثیرگذار به گونه ای که باعث جلب توجه و کنترل فضای مکالمه یا جمع شود**. کسی که *command the room* می کند، خود را به گونه ای م ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔹 مجذوب کردن / افسون کردن / دل ربا بودن / توجه کسی را کاملاً به خود جلب کردن 🔹 مثال ها: She was spellbound by the beauty of the sunset. از زیبایی ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

ریوِت - - - ### 🔸 معادل فارسی: ** ( اسم ) :** پرچ / میخ پرچ / بست فلزی ** ( فعل ) :** پرچ کردن / محکم بستن / خیره کردن ( به صورت استعاری ) در ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

🔹 مغناطیسی کردن / جذب کردن / دل ربا بودن / تأثیرگذاری شدید داشتن 🔹 مثال ها: He magnetized people with his charm and confidence. با جذابیت و اعتماد ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

🔹 جلب توجه شدید / چشم ها را به خود خیره کردن / دیده شدن به صورت چشم گیر / توجه عمومی را ربودن 1 - ( کاربرد رسانه ای و تبلیغاتی ) : به معنای جلب توجه ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

این عبارت به معنی در مرکز توجه قرار گرفتن یا مورد تمرکز و توجه دیگران بودن است. وقتی کسی می گوید the spotlight is on me، منظورش این است که الان تمام ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

1 - موقعیت فیزیکی وسط صحنه تئاتر: نقطه ای در مرکز صحنه که معمولاً بیشترین توجه بینندگان را به خود جذب می کند. 2 - موقعیت مهم و پررنگ در هر زمینه ای ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٣

🔸 **یافتن، بیرون کشیدن یا استخراج چیزی از جایی، معمولاً پس از جستجوی دقیق یا دست وپا زدن**. این عبارت تصویر ماهیگیر را تداعی می کند که با قلاب یا ت ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: اصل ماجرا را فهمیدن / اطلاعات کامل و واقعی گرفتن / از حقیقت موضوع باخبر شدن 🔸 تعریف ها: 1. ( گرفتن گزارش کامل ) : دریافت اطلاعات ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

واژه ی *Daddynator* یک ترکیب غیررسمی و ساختگی است که با تلفیق دو کلمه ی **Daddy** و پسوند نماینده قدرت و تسلط ** - nator** ساخته شده است. این ترکیب ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

**D - Dawg** * ( اسم مستعار – اصطلاح عامیانه انگلیسی ) * **D - Dawg** یک لقب یا اسم مستعار غیررسمی و عامیانه است. این نوع لقب معمولاً به شکل دوستانه ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عبارت make a show of به معنای انجام دادن کاری به صورت نمایشی، آشکار و اغراق آمیز برای جلب توجه دیگران یا نشان دادن یک احساس، حالت یا کیفیت خاص است. ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

این عبارت به معنی آشکار و علنی کردن چیزی به گونه ای که همه بتوانند ببینند یا آن را درک کنند است. وقتی چیزی را lay bare for all to see می گوییم، یعنی ...