untouched

/ənˈtət͡ʃt//ʌnˈtʌt͡ʃt/

دست نخورده، دست نزده

بررسی کلمه

صفت ( adjective )
(1) تعریف: not touched or never touched.

- She left her dessert untouched.
[ترجمه گوگل] دسرش را دست نخورده گذاشت
[ترجمه ترگمان] دسر را دست نخورده باقی گذاشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: unaltered or undisturbed; intact; pure.

- untouched woodlands
[ترجمه گوگل] جنگل های دست نخورده
[ترجمه ترگمان] woodlands دست نخورده
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: not reached emotionally; unmoved.

- He was untouched by her pleas for help.
[ترجمه سید عباس حسینی] او ( مرد ) به واسطه ی درخواست او ( زن ) برای کمک به لحاظ احساسی اصلا تکون نخورد ( تحت تاثیر قرار نگرفت. )
|
[ترجمه گوگل] او از درخواست های او برای کمک دست نخورده بود
[ترجمه ترگمان] تقاضای کمک او را از دست داده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. the letters lay untouched on her table
نامه ها دست نخورده روی میزش قرار داشتند.

2. She sent back her breakfast tray untouched.
[ترجمه گوگل]سینی صبحانه اش را دست نخورده پس فرستاد
[ترجمه ترگمان]سینی صبحانه اش را که دست نخورده باقی مانده بود، فرستاد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Asian airlines remain untouched by the deregulation that has swept America.
[ترجمه گوگل]خطوط هوایی آسیایی از مقررات زدایی که آمریکا را فرا گرفته دست نخورده باقی می مانند
[ترجمه ترگمان]خطوط هوایی آسیایی توسط مقررات زدایی که آمریکا را فرا گرفته است، دست نخورده باقی مانده اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Most of the east coast remains mercifully untouched by tourism.
[ترجمه گوگل]بیشتر سواحل شرقی از نظر گردشگری دست نخورده باقی مانده است
[ترجمه ترگمان]بخش اعظم سواحل شرقی از نظر گردشگری دست نخورده باقی مانده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The miser was untouched by the poor man's story.
[ترجمه گوگل]بخیل از داستان بیچاره دست نخورده بود
[ترجمه ترگمان]مرد خسیس داستان مرد بیچاره را دست نخورده یافت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. She leaves her capital untouched in the bank and lives off the interest.
[ترجمه گوگل]او سرمایه خود را در بانک دست نخورده رها می کند و با بهره زندگی می کند
[ترجمه ترگمان]او پایتخت خود را در بانک دست نخورده باقی می گذارد و سود را از دست می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. He seemed untouched by her sarcasm.
[ترجمه گوگل]به نظر می رسید از طعنه او دست نخورده باشد
[ترجمه ترگمان]به نظر می رسید که از طعنه زن دست نخورده مانده باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Ducie is one of the world's last untouched islands, nearly 000km from Australia.
[ترجمه گوگل]دوسی یکی از آخرین جزایر دست نخورده جهان است که نزدیک به 000 کیلومتر از استرالیا فاصله دارد
[ترجمه ترگمان]Ducie یکی از آخرین جزایر دست نخورده در حدود ۰۰۰ کیلومتر از استرالیا است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. He rose from the table, leaving his brandy untouched .
[ترجمه گوگل]از روی میز بلند شد و برندی اش را دست نخورده گذاشت
[ترجمه ترگمان]از روی میز برخاست و براندی را دست نخورده باقی گذاشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. The area has remained relatively untouched by commercial development.
[ترجمه گوگل]این منطقه از نظر توسعه تجاری نسبتاً دست نخورده باقی مانده است
[ترجمه ترگمان]این منطقه نسبتا با توسعه تجاری دست نخورده باقی مانده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Everything in the house seemed old and untouched, like relics of an ancient time.
[ترجمه گوگل]همه چیز در خانه قدیمی و دست نخورده به نظر می رسید، مانند یادگارهای دوران باستان
[ترجمه ترگمان]همه چیز در خانه قدیمی و دست نخورده به نظر می رسید، مثل آثار باستانی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. These beautiful old towns have remained relatively untouched by tourism.
[ترجمه گوگل]این شهرهای قدیمی زیبا نسبتاً از نظر گردشگری دست نخورده باقی مانده اند
[ترجمه ترگمان]این شهرهای زیبا به نسبت گردشگری نسبتا دست نخورده باقی مانده اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Some buildings had remained untouched by the explosion.
[ترجمه گوگل]برخی از ساختمان ها در اثر انفجار دست نخورده باقی مانده بودند
[ترجمه ترگمان]برخی از ساختمان ها در اثر انفجار دست نخورده باقی مانده بودند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. For centuries the country remained untouched by outside influences .
[ترجمه گوگل]برای قرن ها این کشور از تأثیرات خارجی دست نخورده باقی ماند
[ترجمه ترگمان]این کشور برای قرن ها تحت تاثیر تاثیرات خارجی قرار نگرفته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

انگلیسی به انگلیسی

• not touched, not changed
something that is untouched has not been changed, moved, or damaged in any way.
if a meal is untouched, none of it has been eaten.

پیشنهاد کاربران

This term refers to someone who is completely pure and untainted by negative influences or experiences. It suggests a sense of innocence and naivety.
شخصی که کاملاً پاک و آلوده به تأثیرات یا تجربیات منفی نیست.
...
[مشاهده متن کامل]

این نشان دهنده احساس بی گناهی و ساده لوحی است.
مثال؛
She has managed to remain untouched by the corruption of the city.
In a conversation about a scandal, someone might say, “He’s one of the few politicians who has managed to stay untouched by controversy. ”
A friend might describe another friend as “untouched” because they have managed to maintain their innocence despite difficult circumstances.

untainted
دست نخورده، تازه، سرحال، نو
: not touched: such as
a : not handled or used
◀️The piano was untouched for years.
b [more untouched; most untouched] : not changed : still in the original state or condition
...
[مشاهده متن کامل]

◀️untouched wilderness
◀️The original agreement remains untouched.
c : not eaten or drunk : not tasted
◀️He left his food untouched.
d : not emotionally affected by something
She was untouched [=unmoved] by his declarations of◀️ love.
e : not dealt with
The artist's biographer left a few important events of his life◀️ untouched.
A nice ripe untouched virgin to take use and make my◀️ breeding cow
اینا توضیحات دیکشنری Merriam هستن

مثل روز اول ، ( برای وسایل و لباس که هنوز نو هست استفاده میشه )
This precious film lay untouched in an attic
این فیلم نفیس تو یه اتاق زیر شیروونی دست نخورده ( دیده/توجه نشده ) افتاده
virgin
متروک ( در حقوق )
If the hippocampus is damaged, a person can not build new memories, and lives instead in a strange world where everything they experience just fades away, even while older memories from the time before the damage are untouched!
در این جا به معنای دست نخورده می باشد.
مصون، محفوظ، در امان، دست نخورد، بکر
1. بدون آسیب و در امان مانده؛ بدون تغییر، کامل
2. غذای دست نخورده ( خورده نشده )

بپرس